چوگان سعادت




عنوان مجموعه اشعار : همای سعادت آباد
شاعر : مازیار حسنی


عنوان شعر اول : ای پری
ای پری دست بجنبان، نکند دیر شود
قصه پرداز شب از غصه تو پیر شود

خواب دیدم که شبی دست در آغوش توام
بار الهی! سببی ساز که تعبیر شود

لقمه هر دهنی نیست مربای لبت
مرغ فهمیده کجا طعمه انجیر شود؟

بید مجنون به یکی باد پریشان شده است
غرض آن است که گیسوی تو تصویر شود

آسمانش نتوان گفت که گورستان است!
آسمانی که در آن ماه زمین گیر شود

بخت خوش یار کسی باد که مانند 《نسیم》
در گلستان جهان مایه ی تعمیر شود

عنوان شعر دوم : مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد....
ای آنکه نبردی هیچ از مهر و وفا بویی
در هجر تو جاری شد از هر مژه ام جویی

غافل ز منی اما غفلت ز تو نتوانم
جانا! به تو خو کردم، هرچند تو بدخویی

در شهر ندارد کس دستی به وفاداری
تالاب محبت مُرد در حسرت بی قویی

بر دولت دیدارش امّید مَدار، ای دل!
آن نوگل رعنا را در باغ که می جویی؟

ای پادشه خوبان، برخیز و دمی برهان
چوگان سعادت را از آفت بی گویی

گو با تو چه کرد ای دل، آن یار پریشان مو
کز موی پریشانش، عمریست که می مویی

مرغان غزل خوان را دیدیم 《نسیم》 اما
هرگز نشود پیدا همچون تو غزل گویی

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : آرش شفاعی
یکی از ویژگی های غزلی که در روزگار ما سروده شده است، بهره بردن از ظرفیتی است که زبان امروز در اختیار شاعر قرار داده است. این ظرفیت، باعث می شود که شاعر بتواند با مخاطبان همروزگار خود با سهولت بیشتری هم صحبت شود. چرا که گسترۀ مشترک معنایی میان شاعر و مخاطب به درک درست تر و شایسته تر معناهایی کمک می کند که در نظر شاعر است. هرچه فصل مشترک میان معانی مورد نظر شاعر و معانی دریافت شده توسط مخاطب بیشتر باشد، فهم مخاطب امروز از شعر بیشتر است. در دوران سعدی و حافظ نیز آنان به زبانی می سروده اند که در میان مردم رایج بوده است. اگر ما شاعران امروز به زبان سعدی و حافظ شعر بگوییم و از ظرفیت های زبان امروز غفلت کنیم، مخاطبانمان را از شعر و از معناهایی که در آن مستتر است؛ دورتر کرده ایم. یکی از سنجه های قابل توجه برای اینکه بفهمیم شاعر چقدر به زبان امروز نزدیک است، استفاده اش از ترکیب های شعری است. برخی ترکیب های این دو غزل را مرور کنیم: مربای لب، گلستان جهان، تالاب محبت، دولت دیدار، پادشه خوبان، چوگان سعادت، موی پریشان، مرغان غزلخوان و... اغلب این ترکیب ها براساس معیارها و کلیشه هایی ساخته شده است که در شعر گذشته رواج داشته است. برخی از آنها به صورت کامل از شعر پیشینیان اخذ شده است و برخی نیز براساس مجاورت میان عناصر ذهنی و عینی ساخته شده است و در اغلب موارد موجب ساخت ترکیبی شده است که دم دستی است. مثلاً چوگان سعادت ترکیبی از این دست است. چرا چوگان باید به سعادت بچسبد؟ آیا به جای کلمه سعادت بسیاری کلمات دیگر نمی شد به چوگان بچسبد و با آن ترکیب بسازد؟ مخاطب امروز چقدر به چوگان فکر می کند و این کلمه در زندگی و ذهن و زبان او جاری است؟ حس جاری در شعر شما و توانایی تان در همراه کردن مخاطب اگر با ورزیدگی بیشتر در استفاده از ظرفیت های زبان امروز همراه شود، می توان خوانندۀ شعرهایی بهتر و کامل تر از شما بود. به آن امید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.