شباهت کار هنری و کار اقتصادی




عنوان مجموعه اشعار : عشق
شاعر : محمدحسین بخشی


عنوان شعر اول : عشق اندیش
وسعت شق از زمین هم بیشتر
می شود باشیم با هم خویش تر
از ازل قانون اهل دل یکیست
آدمی بهتر که عشق اندیش تر

عنوان شعر دوم : گلخانه
گلخانه بمانیم برای گل احساس
برپاشود از عشق همیشه پل احساس
دل را به دلاویز دل دوست ببندیم
تا نغمه بخواند به چمن بلبل احساس

عنوان شعر سوم : قاموس خداوند
هر دم دم عشق است به قاموس خداوند
هرگز نزند بر دل خود اهل دلی بند
با نم نم باران همه مهمان خداییم
هرلحظه بنوشیم از این زمزم پیوند
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سخن گفتن دربارۀ شعرهای شاعری که همیشه سه بیت می سراید سخت است! سخت از این منظر که منتقد ناخودآگاه به سمت نیت خوانی و قضاوت کردن پیش می رود و خب قضاوت کردن کار یک شاعر، چندان درست نیست. اما این جسارت را به خرج می دهم و قضاوتم را با شاعر درمیان می گذارم و شاعر خود می داند که آیا این قضاوت درست است یا نه. راستش به نظر می رسد این که شاعری شروع به شعر گفتن می کند اما در نیمه راه از ادامۀ شعرش در می ماند و آن را نیمه کاره و ناقص رها می کند به این سبب است که یا از سر تفنن شعر می گوید یا اینکه زورش به شعر نرسیده است. مانند ماشینی که خوب شروع به حرکت می کند اما وقتی به اولین سربالایی که راه سخت می شود و نیاز به قدرت موتور بیشتری است، از ادامۀ مسیر در می ماند و ترجیح می دهد کنار بزند و مناظر را تماشا کند. قاعدتاً هر سه شعری که اینجا نوشته اید باید طولانی تر می شد، هم حرف برای ادامۀ شعر وجود داشت و هم قافیه و وزن توانایی داشت که دست شاعر را بگیرد. اینکه سعی کرده اید خیلی زود از شر شعر ( می دانم که اصطلاح قشنگی نیست ولی از به کار بردنش عمدی دارم) خلاص شوید، جسارتاً راهی آسان و میانه برای این است که خود را و شعرتان را به چالش نکشید و به دردسر نیفتید. اگر از من می شنوید، شاعری که بخواهد اینقدر ملاحظه کارانه و محافظه کارانه پیش رود، به جایی نخواهد رسید. کار هنری مانند کار اقتصادی است. تا ریسک پذیر نباشید و خطر نکنید امکان دست یابی به موقعیت های برتر را ندارید. کمی به خودتان جرأت بدهید و از شکست های ظاهری یا سرودن بیت های گاهی سست یا عقب ماندن از شعر نترسید. تا زمانی که بخواهید حرف های دیگران، تکنیک های دیگران و خطرکردن های دیگران را تکرار کنید، زیر سایۀ دیگران خواهید ماند ولی یادتان باشد چیزی که باعث می شود، شاعر شاعر شود؛ فردیت است و فردیت تنها در اثر خطر کردن و پیش رفتن ممکن است. همین شعرها را به صورت تمرینی ادامه دهید و اگر هم چند بیتی به دلتان ننشست، دوباره و دوباره بنویسید و سعی کنید به فضاهایی وارد شوید که تکرار دیگران نباشد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.