در مسیر رشد




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
به دست‌یازی تازی‌ها، به تُرک‌تازی نازی‌ها
کمی نشد کم از این وسعت، نشد کمی کم از این دنیا

به‌هیچ حادثه‌ای، گردش، به‌درنمی‌شود از گردون
به موج، ماهیت دریا برون نمی‌شود از دریا

به اعتبار زمان، امروز جهان معتبری داریم
زمان مُسخّر زایایی‌ست، جهان مقدر فرداها

مقیمِ تا ابدِ هستن، دچارِ ممتدِ حرمان است
چه در غرابت این پایین چه در قرابت آن بالا
*
نفس‌بریده‌ی پیمودن کجای جاده بیاساید
کجای جاده‌ی همواره، کجای جاده‌ی جان‌فرسا

عنوان شعر دوم : .
دستبندی آهنین در دست و زنجیری‌ست در پایم
تَرکِ جنبش می‌کند، جنبنده‌ای باشد اگر جایم

اخترِ مسعود سعدم؛ در سیاهِ ابرها پنهان!
بغض بی‌فرجامِ یک اعدامی‌‌ام؛ محبوس در نایم!

راهِ بیرون‌رفت، مسدود است از این اقلیمِ توو در توو
رفته‌ام از خویش تا در خویشِ خویش، اَرگی بیارایم

مرگ در ارگی که آراییده‌ی خوانی‌ست زهرآلود
عاقبت باید بدین‌سان خویش را از خود بپالایم

همچنانم دست‌بند جبر در دست است و زنجیر بقا در پا
همچنان بی‌دست‌وپا می‌لولم و بی‌هوده می‌پایم

عنوان شعر سوم : .
در ملکوتِ غنا، ضیعتکی داشتم
بذر قناعت در آن حاشیه‌ می‌کاشتم

عمری، در آن فضا قافیه‌ کردم ردیف
جملگکی بستم و شعرش پنداشتم

تا که جنون سر زد و بی‌خودی‌ام یاد داد
پای فنا ریختم، چیزی اگر داشتم

هم‌رنگِ بوی گل، باز شدم در نسیم
بیرق آوارگی- چون باد- افراشتم

حاشیه را سوختم، قافیه را سوختم
آخر، مجموعه‌ای از تهی انباشتم
نقد این شعر از : آرش شفاعی
یک ویژگی در سروده های شما هست که باعث می شود به آیندۀ شعرتان و توان ورود حرفه ای و جدی به عرصۀ شعر، امید بست و آن دقت در جزئیات و تراش کاری هاست. شاید بتوان شعر را مانند یک بنای معماری زیبا تصور کرد. پی و بنای مستحکم و اصول مهندسی در ساختمان سازی نخستین مرحلۀ ساخت این بناست و باید برای هر بنایی این دقت را انجام داد ولی بعد از اینکه ساختمان بالا رفت و دیوارها و سقف جایگیر شدند، نوبت این است که به جزئیات پرداخت. زیباترین نقش ها و نگارها در کاخ ها و مساجد و بناهای کهن که با ظرافت و حوصلۀ هنرمندان خلق شده اند، به این بناها ارزش هنری داده اند و ما را شیفتۀ خود می کنند. به همین دلیل است که جزئیات در شعر مهم است و باعث می شود شعر ارتقا یابد و هنرمندانه تر شود. در این بیت ها مثلاً:
به دست‌یازی تازی‌ها، به تُرک‌تازی نازی‌ها
کمی نشد کم از این وسعت، نشد کمی کم از این دنیا
بازی های پیاپی با زبان باعث شده است موسیقی بیت به شکل زیبایی ارتقا یابد. توانسته اید با استفاده از جناس، این زیبایی حاصل از تناسب را به خوبی ایجاد کنید.
یا در این بیت:
اخترِ مسعود سعدم؛ در سیاهِ ابرها پنهان!
بغض بی‌فرجامِ یک اعدامی‌‌ام؛ محبوس در نایم!
ارتباط میان مسعود سعد و نای و نیز بغض و نای، نشان دهندۀ این است که سعی کرده اید به ظرفیت های کلمات توجه کنید و شعر را از نظر فرمی ارتقا ببخشید. این کاری است که هر شاعر حرفه ای و شش دانگی می کند و خوشبختانه شما به خوبی در این مسیر قرار گرفته اید اما باید توجه داشته باشید که در شعر خوب باید میان همۀ بخش ها و عناصر سازندۀ شعر ارتباط و تناسب باشد. اگر به ایجاد تناسب های موسیقایی توجه داشته باشید اما از زبان غفلت کنید، شعر دچار افت می شود. کمااینکه در این بیت ها شده است.
مثلاً واژه «ضیعت» در فضای زبانی شعرهای شما کاملاً بیرون می زند:
در ملکوتِ غنا، ضیعتکی داشتم
بذر قناعت در آن حاشیه‌ می‌کاشتم
یا مثلاً این بیت شعرتان دچار تعقید است و مخاطب دقیقاً نمی فهمد پس از اینهمه بالا پایین شدن کلمات، قرار است چه چیزی نصیبش شود:
مقیمِ تا ابدِ هستن، دچارِ ممتدِ حرمان است
چه در غرابت این پایین چه در قرابت آن بالا

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.