زبانی که هنوز پخته نیست




عنوان مجموعه اشعار : روزنه امید، تو را به خود سپردم
شاعر : سید محمد حسین میران


عنوان شعر اول : روزنه امید
آدم بی گناه
به چوبه دار می رود و
اعدام می شود
پای گنه کار
به هرجا می دود و
آتش به صد سو می جهد
ای امید حبس پذیر گرفتار شب
به کجا کشانده شده ای؟
قفس اندوه
مسکن پایانی ست؟
هزار برگ می ریزد
هزار چشمه خشک می شود
ما هزار قرن است
صدای سنگیم و
بادبادک بی احساس بی صدایی را
پرواز داده ایم
و در ثانیه های واپسین
آخرین مبارز
آخرین روزنه ظلم کُش امید
به عزرائیل می رسد
ما به دنبال امیدی دگر
‏صبحی دگر
سرگردان

عنوان شعر دوم : تو را به خود سپردم
ستاره صلح را
به بالای سرش سپرد
به صدهزار سیارک دور
صدهزار سکوت کهکشان نور
سادگی جنگل را
به لاک پشت ها سپرد
لاک پشت نگهبان گل
چشمه ای که می رقصد
در سپیده دم صبح
تو را به خود سپردم
آموختم که به هیچ دست
نتوانمت سپرد
‏گردنبد قلبت را می ربایند
به مرگ اندیشه
به مرگ شمس
مرگ شکوهمند ترین عشق ها
تهدید می شوی و
در آخر
می دانم
کنارم نخواهی بود

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
حرکت در مرز میان شعر سپید و نثر، ظریف و با احتمال بالای لغزیدن به سمت نثر است. اینکه چه معیارهایی برای نثر و شعر بودن یک متن وجود دارد، البته با قاطعیت و قطعیت نمی توان درباره اش صحبت کرد. اما یکی از مهم ترین معیارها، توانمندی شاعر در اقناع مخاطب درخصوص زبان شعر است. تا زمانی که ورزیدگی و تشخصی که لازمۀ یک اثر هنری و ادبی شش دانگ است، در زبان خودش را نشان ندهد، مخاطب قانع نمی شود که در حال خواندن شعر است. تفاوتی که از آن صحبت می کنیم، چنان ظریف است که گاه شاعر ممکن است از زبان شعری خود رضایت داشته باشد اما این رضایت برای مخاطب حاصل نشود. بگذارید از متنی که شاعر در برابر ما گذاشته است، مثال بزنیم:
آخرین مبارز
آخرین روزنۀ ظلم کش امید
به عزرائیل می رسد
یا:
به مرگ اندیشه
به مرگ شمس
مرگ شکوهمندترین عشق ها
تهدید می شوی
ترکیب هایی که شاعر در این بندها از آن استفاده کرده است، چنان از قدرت زبانی و تخیل شاعرانه خالی است که به راحتی می توان آن ها را برداشت، عوض کرد و تغییر داد و شعر را دیگر گون کرد. هرچه ترکیباتی ساده، سهل الوصول و بدون کارکرد زبانی و خیال انگیزی مانند «آخرین روزنۀ ظلم کش امید» در شعر کمتر شود و جای آن را زبانی پرخون، زنده و هنرمندانه بگیرد، شعر شاعر به مرحله ای بالاتر از ارزش ادبی صعود خواهد کرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.