چشم‌ها...




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه شعر۵
شاعر : مریم خان آبادی آرانی


عنوان شعر اول : -
در آستین دستی برای دستگیری هست
حتی اگر از دیگران دستی نگیری هست

تاجذبه ی چشم تو قانون جهان باشد
فواره ها رااشتیاق سر به زیری هست

نشمار در آیینه موهای سپیدت را
در خانه ات وقتی عصای روز پیری هست

همسایه هابر سفره شان رنگین کمان دارند
برسفره ی مانیز سیر ونیم سیری هست

گاهی پس از باران نمی برشیشه می ماند
تامدتی در خانه عطر دل پذیری هست

اما تو انگار اولین دیدار یادت نیست
همواره در چنگ فراموشی اسیری هست

من دست کم از آن شب مهتاب در گوشم
از جیرجیرکها صدای جیرجیری هست

در آخرین دیدار زیر انداز ما خاک است
اکنون بیا تا زیر پای من حصیری هست

بر دایره گرچه نه آغاز ونه انجامی است
هرلحظه پیش پای نقطه ها مسیری هست

مریم خان آبادی-تابستان98

عنوان شعر دوم : چشم های خاموش ،دست های خالی
نشست مرغ نگاهم به دست خالی تو
گرفت حال دلم راشکسته بالی تو

مرور شد همه خاطرات خوب وبدت
زنونهالی توتا بزرگسالی تو

چقدر دهکده چشمهات خاموش است
نه می رسد خبر از تو نه از اهالی تو

به آشیان کلاغان نگاه می کردم
به برگ وبار درختان به خشکسالی تو

برای لحظه ای کوتاه فکر می کردم
به قصرهای خم اندر خم خیالی تو

چه نانجیب زمین وزمان بسیج شده
ودست داده به هم محض گوشمالی تو
**
مرور می شوی وهرچه قدر می کوشم
رها نمی شوم از پنجه توالی تو

زمان به وقت دل من کمی به پاییزاست
بگو چه فصل وزمانی است درحوالی تو

نگاه جمع به هرسو نگاه من اما
به چشمهای خموش وبه دست خالی تو!

عنوان شعر سوم : دیوارها
می ترسم از دیوارهای سست اطرافم
از ادعای بی اساس تکیه گاهی شان

آنها که مثل روز، روشن بود، از اول
وادادن ودرماندگی و بی پناهی شان

خود ،تکیه شان دائم به پشت رهگذرها بود
مفلوک،زیر تل آوار تباهی شان

...طی شد؛ولی ای کاش هرگز تن نمی دادم
به سایه های ناگزیر پوچ و واهی شان

یک روز شایدسایه های آخر به زیر آرند
دیوارهای سست رااز تخت شاهی شان

آنهاخدای سایه روشن های تردیدند
بی راهه ای ترجیح دارد بر دوراهی شان

مریم خان آبادی
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
با مرور شعرها، می‌بینیم که شاعر با زبان امروز و نحو روان و تصویرسازی، تا حدود زیادی آشناست و حتی به نوعی از زیست شخصی و ذهنی‌اش گفته است و همۀ این‌ها ویژگی‌های خوبی‌اند، اما در ادامه بیشتر به نکات انتقادی پرداخته می‌شود:
در شعر اول، در بیت «بر دایره گرچه نه آغاز ونه انجامی است/ هرلحظه پیش پای نقطه ها مسیری هست» نقطه‌ها را بیاد به ضرورت وزن، با هجای بلند در «طه» بخوانیم در حالی که هجای کوتاه است، و به ویژه چون وسط کلمه است (نقطه‌ها در وزن، یک کلمه به حساب می‌آید) غیرهنری است.

در شعر دوم، در بیت «نشست مرغ نگاهم به دست خالی تو/ گرفت حال دلم را شکسته بالی تو» شاعر مرغ را در مصرع اول به معنای پرنده گرفته، که امروزه این معنا منسوخ شده است و مرغ در جایگاه‌های معناییِ دیگری می‌آید، همچنین تشبیه نگاه به مرغ چندان شاعرانه نیست.
در بیت «مرور شد همه خاطرات خوب و بدت/ ز نونهالی تو تا بزرگسالی تو» بهتر است «از» به صورت کوتاه شده استفاده نشود، به ویژه که زبان شاعر در این بیت، روان و نزدیک به گفتار است.
بیت «چقدر دهکده چشمهات خاموش است/ نه می رسد خبر از تو نه از اهالی تو» تشبیه نسبتاً قابل توجهی در آن هست، و اگرچه ممکن است دربارۀ اهالی تو، سؤال پیش بیاید که اهالیِ چشم چه کسانی‌اند، اما شاید بشود گفت آنچه چشم به آن توجه دارد یا چیزها و کسانی که محبوب به آن‌ها فکر می‌کند و در چشمش پیداست، از اهالی چشم‌اند. (باز باید دربارۀ این بیت تأمل کرد که آیا تشبیه گویاست یا نه)
در سطر «زمان به وقت دل من کمی به پاییزاست»، «به» از نظر نحوی اضافه است و به روانی نحوِ بیت لطمه زده است.
در بیت «نگاه جمع به هرسو نگاه من اما/ به چشمهای خموش و به دست خالی تو!» خموش که کوتاه شدۀ خاموش است با زبانِ باقیِ بیت که ساده و روان و نزدیک به گفتار است، چندان تناسبی ندارد.

در شعر سوم، در بیت «...طی شد؛ ولی ای کاش هرگز تن نمی دادم/ به سایه های ناگزیر پوچ و واهی شان»، «به» به ضرورت وزن، باید به صورت هجای بلند خوانده شود که از نظر موسیقایی خوشایند نیست.

در بیت «یک روز شاید سایه‌های آخر به زیر آرند/ دیوارهای سست را از تخت شاهی‌شان» تصویر بیت دقیق نیست زیرا تصور دیوارها بر تخت شاهی، فقط معنایش در نظر گرفته شده، یعنی مثلاً شکوهمند بودن یا سرزنده بودن و ...، در حالی که تصویری هم در کلمات هست که شاعر آن را در نظر نگرفته، به بیان دیگر نمی‌شود در اینجا دیوارها را روی تخت شاهی تصور کرد. (یادآوری: ی در سایه‌های اضافه تایپ شده، همچنین شاعر باید توجه داشته باشد که در تایپ شعر، فاصله و نیم‌فاصله را رعایت کند، مثلاً شاید به سایه چسبیده که نباید اینطور باشد، در بیت‌های دیگر هم بعضا این مشکل هست که باید رفع شود)

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۷۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال ۱۳۸۵، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ...



دیدگاه ها - ۱
مریم خان آبادی آرانی » پنجشنبه 21 آذر 1398
بی نهایت از شما سپاس گزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.