نقد هنگام سرودن




عنوان مجموعه اشعار : خیابان های داغ ، قلب های فروزان
شاعر : لطف الله ترنجی


عنوان شعر اول : کوجک گالش پوش!
گاهی باید تو هم بگذری
از
قلب فروزانت
بگذار سرب ها
ببنشینند
گریه کنند
از سیه بختی تو
کوچک گالش پوش کوچه های خیس
تفنگ میرزا
روزی
جواب همه ی
وراجی های تیربار ها و مسلسل ها را خواهد داد .

عنوان شعر دوم : فاتح !
باران هم
تورا به آغوش می کشد
بگذار
اشگ هایت سرازیر شود
در این مسیر روشن
در تند باد گاز های آشگ آور
فاتح خیابان ها !

عنوان شعر سوم : مادر !
تورا خیابان به آغوش کشیده
در هوای آزادی
و
گلوله
تورا دوباره متولد می کند
در هیاهوی لاله ها
صدایت را میشنوم
زمزمه کن
من آرشم
رستمم
کاوه
زمزمه کن
این خیابان مادر تواست
مراهم او زائید در میدان انقلاب !
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان مجموعه اشعار : خیابان های داغ ، قلب های فروزان

عنوان شعر اول : کوجک گالش پوش!
گاهی باید تو هم بگذری
از
قلب فروزانت
بگذار سرب ها
ببنشینند
گریه کنند
از سیه بختی تو
کوچک گالش پوش کوچه های خیس
تفنگ میرزا
روزی
جواب همه ی
وراجی های تیربار ها و مسلسل ها را خواهد داد .

عنوان شعر دوم : فاتح !
باران هم
تورا به آغوش می کشد
بگذار
اشگ هایت سرازیر شود
در این مسیر روشن
در تند باد گاز های آشگ آور
فاتح خیابان ها !

عنوان شعر سوم : مادر !
تورا خیابان به آغوش کشیده
در هوای آزادی
و
گلوله
تورا دوباره متولد می کند
در هیاهوی لاله ها
صدایت را میشنوم
زمزمه کن
من آرشم
رستمم
کاوه
زمزمه کن
این خیابان مادر تواست
مراهم او زائید در میدان انقلاب !

نقد:
باز هم می‌خواستم شعرها را جدا جدا نقد کنم و این عبارتی است که در نقد پیشین هم به کار بردم اما دلیل این که یک‌جا نقد می‌کنم با دلیل پیشین متفاوت پیداست که شاعر به نقد پیشین درست و دقیق توجه داشته است این سه سروده تازه است از مضامین آن پیداست و تفاوت بسیاری با سروده‌های قبلی شاعر دارد انسجام در فضای تصویری که البته ناشی از برداشت از فضای احساس است اما روایت در فضای احساس نیست به فضایی استعاری رفته است یعنی روایت به گونه‌ایست که برخلاف ظاهر که ممکن است گمان رود که شعر نیست و شعار است و یک بار مصرف اما چنین نیست روایت به گونه‌ایست که علاوه بر شعر زمان بودن شعر زمانه است و تاریخ مصرف ندارد درست است که انگیزه‌ی سرایش واقعیتی است که اتفاق افتاده اما شاعر آن را گزارش نکرده است روایت خود را به انتخاب مخاطبان درست به فضای مجازی آن هم از نوع استعاری کشانده و شعر با همین شگرد ماهیت هنری خود را یافته است در این سه شعر او مثل اشعار قبلی پراکنده‌گویی نیست پرش‌های نابجای ذهن وجود ندارد بلکه کاملاً دیداری است خواننده را به کوچه‌های خیس شمال می‌برد و تلمیحات هم گرچه به قوت هم نیستند ولی خوب نشسته‌اند بهتر است در مورد قوت تلمیحات موضوع را بشکافم آن جا که از تفنگ میرزا سخن می‌گوید این اسطوره زنده می‌شود و به میدان می‌آید این کاربرد درست و بجا و کاملاً هنری است یک تلمیح ساده به میرزا کوچک‌خان نیست بلکه او دوباره زاده می‌شود و دوباره به میدان مبارزه می‌آید ولی در مورد تلمیحات رستم و آرش و کاوه این گونه نیست و تنها یک تشبیه است: من مثل آرشم من مثل رستمم و... پس در این دو مورد رستم و آرش و کاوه تنها واژه هستند گرچه معانی فرامتنی دارند ولی در تشبیه سترون می‌شوند اگر رستم و آرش و کاوه هم مثل میرزا به میدان می‌آمدند و اسطوره زنده می‌شد و به زمان می‌آمد عالی بود البته به گمان من شاعر می‌خواسته زود از شر سرودن رها شود و شاید هم تصویری که از میرزا در خیال دارد زنده‌تر از آرش و رستم و کاوه است عوامل زیادی هستند که برخورد شاعر را به این سه اسطوره متفاوت کرده است.
توصیه می‌کنم این دوست عزیز خود به مقایسه این سه اثر با سه اثری که من قبلاً نقد کرده‌ام به دقت بپردازد تا دقیق درک کند ماهیت هنری این سه اثر کجاست و چرا آثار قبلی این ماهیت را ندارد شناخت ماهیت هنری شعر گاهی در ناخودآگاه اتفاق می‌افتد ولی اگر در خودآگاه باشد خیلی بهتر است البته لازم می‌دانم یادآوری و توصیه اکید کنم اگر ماهیت را درک کردید در لحظه سرودن درگیر آن نشوید یعنی هنگام سرودن به نقد اثر خود نپردازید اگر چنین کنید دیگر مصراعی هم نمی‌توانید بنویسید شما کار سرودن را با همان روال طبیعی خود انجام دهید وقتی کار تمام شده به نقد آن در خودآگاه بنشینید چرا که اگر در لحظات سرودن درگیر نقد شوید ذهن شما به خودآگاه آمده و کار سرودن را مختل می‌کند نگران نباشد در پایان کار اگر نقد شما به این نتیجه رسید که سروده شعر نیست آن را پاره کنید و دوباره دست به کار شوید نقد در حال سرایش خود آفت است مواظب باشید.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۱
لطف الله ترنجی » سه شنبه 26 آذر 1398
ممنون از دیدگاه شما استاد گرامی پاینده باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.