جیرجیرکی با پاهای ارغوانی




عنوان مجموعه اشعار : شبها برقص
شاعر : نیکتا هاشمی


عنوان شعر اول : جیرجیرک سرخ کوچکم!

جیرجیرکی داشتم
در لانه ی کوچکی از من
خانه داشت...
آی جیرجیرک سرخ کوچکم!
چرخ میزد
چرخ میزد
آن قدر میرقصید
تا پاهای ارغوانیش
زخم برمیداشت
و شب خسته
روی شانه ام
با آن دهان کوچکش
خمیازه میکشید...
و فردا دوباره از نو
میرقصید و میرقصید
با پاهای کوچک ارغوانی اش....
و حالا امروز
جیرجیرکم رفته...
جیرجیرکم حالا
روح سرخ معلقیست
آی ای سرود شب...
روح سرخ تو
شب ها در قلبم
هنوز میرقصد....




عنوان شعر دوم : شب از راه میرسی

شب روی نور ماه
پیچیده در غبار
بر دوش من سوار میشوی
غلتیده بر امواج نقره رنگ
تا ساحل خیال
از شعر و شب حرف میزنی
باد ما را خواهد برد
رها روی قایقی از موج....
ناگهان جرقه ای خورشید
خاموش میشوی
و انگار هیچ وقت نبوده ام
من ولی بیدار میشوم
تابوت چوبی همیشگی!




عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شما نشان دهندۀ این است که تخیلتان در حال کار کردن، جست و جو کردن و دنبال تجربه ها و دریچه های جدید رفتن است. خوب است که سعی می کنید( حداقل در شعر اول) فضاهایی را انتخاب کنید که کسی آنها را تجربه نکرده است و به نام خود شماست. البته این کشف (هرچقدر هم کشف کوچک و خردی هم باشد) ارزشمند است اما وقتی ارزش واقعی آن در شعر نمایان می شود که شما بتوانید این کشف را به شکلی درست، منطقی و شاعرانه اجرا کنید. یک تصویر شاعرانه درست مثل یک سکانس سینمایی خوب و ماندگار، اندیشه و طرح می خواهد برایش باید فکر کرد، میزانسن نوشت و با چند برداشت از زاویه های مختلف به آن ریتم و حرکت داد. متأسفانه شما در شعرهایتان فقط از دور صحنه ای را برای مخاطب توصیف کرده اید. جیرجیرک سرخ کوچک شما با پاهای ارغوانی اش می توانست به یک شخصیت در اثرتان تبدیل شود، به این شرط که می توانستید به آن بهتر و بیشتر بپردازید. برای مخاطب؛ خاص و زنده و تماشایی اش کنید. کیفیت رقصش، خستگی اش و رابطه اش با شاعر را «نشان دهید» این که بگوییم یک نفر می رقصد، یک بیان است و یک تأثیر دارد و اینکه موفق شویم با کلمات، کیفیت این رقص را نشان بدهیم و به مخاطب اجازه بدهیم خودش احساسی را که ما قرار بوده است، بیان کنیم؛ حس کند، ببیند و درونی کند. شعر جیرجیرک سرخ را به این سادگی از دست ندهید. به این شعر برگردید. از پایان بندی تکراری و ضعیفش دل بکنید و به یک پایان بندی جدید فکر کنید ولی این بار سعی کنید جیرجیرک را به شکلی شاعرانه و نه از سر تکلیف برای مخاطب خاص کنید. مخاطب باید بفهمد چرا از بین اینهمه عناصر موجود در طبیعت نگاه شاعر به یک جیرجیرک تمرکز پیدا کرده است. اگر این اتفاق در شعرتان افتاد، شعرتان نجات پیدا خواهد کرد. با اجازه به نظرم شعر دوم تکراری از کلمات و تصویرهایی است که تا به حال بارها و بارها در نثر های ادبی و شعرهای شاعران مقلد سهراب سپهری خوانده ایم و با این شکل و ویرایش، چیزی برای عرضه به مخاطب ندارد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
نیکتا هاشمی » یکشنبه 22 دی 1398
بسیار ممنون...حتما از نکاتی که فرمودید برای بیان و پایان هرچه بهتر استفاده میکنم...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.