کشفهای شاعرانه را تلف نکنیم



عنوان مجموعه اشعار : -
عنوان شعر اول : -
ایستادن در کنار دریا
تنهایی را چند برابر می کند
حریم انتظار دیدار عزیزی
و خاطره آدم هایی
که از اینجا رفته اند


عنوان شعر دوم : -
شبیه درختان از پاییز برگشته
و دوباره به پاییز رفته
جهان با تکرار های بی دلیل می میرد
نامه ها و دیدار ها
آمدن ها و رفتن ها
شبیه کتاب های تاریخ
با افعال گذشته تمام می شوند
همه چیز اینجا عجیب است
دختران پا برهنه جوراب می فروشند
پسران لب دریده گل می فروشند
و هیچ معلوم نیست چرا
چراغ های قرمز خیابان
به ما خیره شده اند
وقتی از ترس
هیچکس
به هیچکس
نگاه نمی کند

عنوان شعر سوم : -
از ترس بر می گردد
پناه آوردن من به آغوش تو
پناه آوردن تو به آغوش من
و فراموشی پرندگان از فصل کوچ
وقتی در آسمان
جنگنده پرواز می کند
نقد این شعر از : زهیر توکلی
شعر اول، دورخیز بسیار خوبی در دو سطر آغازین داشته است ولی سطر سوم، کار را بدجور خراب کرده. «حریم ِ انتظار ِ دیدار ِ عزیزی» یعنی چه؟ آیا مقصود شاعر این است: «وقتی بر ساحل دریا ایستاده¬ای، تو گویی در حریمی ایستاده¬ای، انگار قرار است از دریا عزیزی از راه برسد و تو که بر ساحل ایستاده¬ای و انتظار می¬کشی، در حریم ِ انتظار ایستاده¬ای.». به این می¬گویند «تتابع اضافات». تتابع اضافات، گاهی وقت¬ها مثل این مورد، فهم معنا را مختل می¬کند، یک جور فشرده کردن که ملاحتی ندارد و نه خوش¬آهنگی و فقط رسانایی سخن را مخدوش می¬کند و به آن، «ایجاز مخل» می¬گویند. در ادامه، سطر آخر هم زیباست و روایتی را شکل می¬دهد: چه بسیار کسانی که آمدند و انتظار کشیدند و چون آن عزیز از راه دریا نرسید و نیامد، آنان به دریا زدند و رفتند و نیامدند. خوب است شاعر برای سطر سوم، فکری بکند.

شعر دوم نیز مثل شعر اول، در دو سطر نخست، شروعی شگفت دارد اما دقت شاعر در نتیجه¬گیری از تشبیه زیبایی که آورده، کم است.
اگر من باشم، می¬نویسم: «شبیه ِ درختان ِ از پاییز برگشته/و دوباره به پاییز رفته/جهان با تکرارهای بی¬دلیل، زنده است»؛علتش این است که درختان در همین چرخه¬ی تکرار است که زنده می¬مانند. نکته¬ی دیگر این است که درختان همیشه همه¬شان از پاییز بازمی¬گردند و دوباره به پاییز می¬روند. فعل مضارع اخباری، برای بیان یک قاعده¬کلی و همیشگی استفاده می¬شود و این¬جا یک قاعده¬ی کلی درباره¬¬ی درخت¬هاست. به خاطر همین، پیشنهاد دوم و بهتر، این است: «شبیه درخت¬ها/که از پاییز بازمی¬گردند/و دوباره به پاییز می¬روند/جهان/با تکرار بی¬دلیل ِ مرگ/زنده است/درست مثل کتاب¬های تاریخ/که همیشه با افعال ِ گذشته/ادامه دارند». شاعر حتی می¬تواند به بازی کردن با فعل «بازمی¬گردند» فکر کند، این¬طوری که «آیا فصل ِ بهار، عبارت است از بازگشت ِ درخت¬ها به جای اولشان؟ یا فصل پاییز؟ آیا بازگشت به مرگ، اصل است؟ یا بازگشت به زندگی؟». با این مضمون و بازی زبانی روی محور فعل¬های متقابل «رفتن و بازگشتن» شاید بشود یک شعر مستقل کوتاه ساخت. حتی پیشنهاد ِ دیگری هم دارم که البته ممکن است برای شاعر ِ عزیز، پذیرفتنش سخت باشد: «شبیه ِ درختان ِ از پاییز برگشته/و دوباره به پاییز رفته/نامه¬ها و دیدارها/شبیه ِ کتاب¬های تاریخ/که همیشه با افعال گذشته/ادامه دارند/رفت¬ها، آمدها، همه چیز/شدیدا عجیب است/شدیدا تکراری ..». روایت دو سطر اول از درخت¬ها بسیار دلچسب و در حد یک کشف شاعرانه است (دست¬کم برای من) اما در ادامه، تلف شده است، به¬خصوص دو سطر بلافاصله بعد: «دخترهای پابرهنه جوراب می¬فروشند/پسران لب¬دریده گل می¬فروشند». به نظر من، این دو سطر را حذف کنیم و سطرهای بعد، به این شکل نوشته شود: «ما به هم نگاه نمی¬کنیم/و چراغ¬های قرمز خیابان/ به ما خیره شده-اند» و یا: «ما چشم از هم می¬دزدیم/و چراغ¬های قرمز خیابان/به ما خیره شده¬اند» تاکید بر «ترس»، توضیح اضافه است. حالا یک بار تمام شعر را با ویرایش من بخوانیم:
شبیه درخت¬ها
که از پاییز بازمی¬گردند
و دوباره به پاییز می¬روند
جهان
با تکرار بی¬دلیل ِ مرگ
زنده است
درست مثل کتاب¬های تاریخ
که همیشه با افعال ِ گذشته
ادامه دارند
ما چشم از هم می¬دزدیم
و چراغ¬های قرمز خیابان
به ما خیره شده¬اند

و اما شعر سوم؛
درستش و لااقل آنچه راست ِ حسینی از شعر فهمیده می¬شود، این است:
از ترس است
پناه آوردن ِ من به آغوش ِ تو
پناه آوردن ِ تو به آغوش ِ من
و فراموشی ِ فصل ِ کوچ از خاطر پرندگان
وقتی در آسمان
جنگنده پرواز می¬کند
حالا می¬توانیم این¬جوری هم بگوییم:
از ترس برمی¬گردم در آغوش ِ تو
از ترس برمی¬گردی در آغوش من
مثل ِ پرنده¬ای که روی دست ِ ساحل می¬ماند
وقتی در آسمان
جنگنده پرواز می¬کند
این شاعر، بسیار بااستعداد است و توصیه¬ی من به او این است که کشف ِ شاعرانه¬اش را شفاف بگوید و نترسد از این که شعریت نداشته باشد. در نوشتن¬های دومی و سومی و چندمی، شکل نهایی پیدا می¬شود و صیقل می¬خورد به شرط آن که وضوح اولیه¬ی کشف را روی کاغذ داشته باشیم

منتقد : زهیر توکلی

متولد 1356 شاعر، نویسنده، منتقد و پژوهشگر ادبی است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.