جغرافیای تلمیح



عنوان مجموعه اشعار : مام
عنوان شعر اول : گره
جایی نزدیک هور
یا بالاتر از مقدم ترین خط
نمی دانم
فقط
سی سال است مادر
گره گوشه ی چارقدش باز نمی شود

عنوان شعر دوم : تو
نفسهای آخرم بود
مادرم
به دنبال معجزه ای بود
لابلای دانه های تسبیح
که آمدی

عنوان شعر سوم : کشور
گفت :
نمی توانی برو
ساکم را بستم
اما دم رفتن
کشورم دستم را گرفت و گفت :
مرا هم با خود ببر
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان مجموعه اشعار : مام

عنوان شعر اول : گره
جایی نزدیک هور
یا بالاتر از مقدم ترین خط
نمی دانم
فقط
سی سال است مادر
گره گوشه ی چارقدش باز نمی شود

عنوان شعر دوم : تو
نفسهای آخرم بود
مادرم
به دنبال معجزه ای بود
لابلای دانه های تسبیح
که آمدی

عنوان شعر سوم : کشور
گفت :
نمی توانی برو
ساکم را بستم
اما دم رفتن
کشورم دستم را گرفت و گفت :
مرا هم با خود ببر

نقد:
تبریک می‌گویم دوست عزیز شما ماهیت شعر را بخوبی درک کرده‌اید و زبان ساده و شفافی هم دارید که این دو نعمت را باید قدر بدانید و از آن هرگز عدول نکنید و اما شکافت این ادعاها لازم است هم برای شما و هم برای دیگران که ممکن است این نقد را بخوانند البته ایرادهایی هم در اشعار شما می‌بینم که اشاره خواهم کرد.
شعر اول فضایی استعاری دارد با ابهامی که شاید برای شاعر و جغرافیایی که در آن زندگی می‌کند ابهام نباشد. دوست عزیز من با گره گوشه‌ی چارقد آشنایی دارم ولی انگار اطلاعاتی فرامتنی در آن است که تلمیحی به کار رفته است اگر چنین نیست که متن ابهام دارد ولی اگر چنین است باید بگویم این تلمیح را فارسی زبانان در همه جا نمی‌شناسند و لازم است به گونه دیگر عمل شود. مادر من چارقدی بود و گاهی چیزی تحفه‌ای را پر چاقدش می‌بست اگر تلمیح همین است باید بگویم که گستره‌اش در جغرافیایی خاص است ولی اگر مفاهیمی دیگر در بر دارد کاربرد تلمیحی چندان مناسب نیست. انتظار مادری که فرزندی مفقودالاثر دارد بهتر از این به تصویر نمی‌آید اگر معمای گره گوشه چارقد ابهام نداشت.
و شعر دوم که باز هم مادر قهرمان فضای تصویر است فضایی استعاری که «تو» مستتر در عبارات می‌تواند هرچیز و هرکس حتی مرگ باشد گستره‌ی تأویل این شعر نامتناهی است و این ویژگی همان است که ماهیت هنری شعر را می‌آفریند متنی تأویل پذیر که به اندازه‌ی خوانندگانش به تأویل رفته و معانی متعدد به همان تعداد در خود دارد. من نمی‌دانم فضای خیال شما چگونه شکل می‌گیرد آیا در خودآگاه این ماهیت را می‌شناسید یا این که ناخودآگاه شما به درستی انتخاب می‌کند هرچه هست درست است اما اگر نشناسید ممکن گاهی دچار آفاتی مخصوصاً آفت به خودآگاه آمدن در هنگام سرودن شوید یا این که ممکن است این دغدغه سراغ شما بیاید که: «نکند پیام مرا خواننده نگیرد» توجه داشته باشید شما هنرمندید نه پیام‌رسان و کار شعر پیام رسانی نیست شما فضایی بکر می‌آفرینید و خواننده است که با میل خود و با دیدگاه خود فضای تصویری شما را تأویل کرده به احساس و مفهومی که دوست دارد تأکید می‌کنم به احساس و مفهومی که دوست دارد می‌رسد این همان ماهیت هنر است آفریده‌ای چونان آفریده‌های خدا.
شعر سوم به احتمال زیاد حاصل احساسی است که از سخنان آن مجری تلویزیون قبل از استعفا شنیده‌اید البته این سخنان را هم یادم می‌آید محمدرضاشاه در اوج سلطنتش هنگامی که حزب ایران نوین را ساخت و می‌خواست سیستم ایران را تک حزبی کند گفت هرکه دوست ندارد عضو این حزب باشد از ایران برود. در هر حال این شعر بسیار عریان است در حال حاضر البته این اطلاعات فرامتنی به زودی به فراموشی می‌رود همان طور که شاید کسی جز من سخنان شاه را به یاد نیاورد ولی بهتر است متن را بدون این اطلاعات بررسی کنیم اگر چنین باشد واژه «کشور» در متن غریب می‌نماید و ضمناً آن را به شعار که آفت بزرگی در شعر امروز و دیروز ماست نزدیک می‌کند دو واژه‌‌ی مناسب‌تر با گستره‌ای بیشتر در تأویل پیشنهاد می‌کنم شاید بپسندید:
خاک دامنم را گرفت و گفت:
با این تغییر گستره‌ی تأویل از آنچه احساس شما را برانگیخته گسترده‌تر می‌شود و ضمناً تهمت شعار را هم می‌زداید.
در پایان مجدد یادآور می‌شوم ماهیت و زبان را محافظت کنید مبادا نقدهای ناقص و منحرف شما را از آن‌ها دور کند!

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۲
حسین صادقی » سه شنبه 01 بهمن 1398
سلام و سپاس از شما استاد گارنقدر ..در مورد گوشه ی چارقد... در فرهنگ بومی ما اگر چیزی گم بشه مادر یا زن خونه گوشه ی روسریش رو گره میزنه معتقده که گمشده زود پیدا میشه
محمد مستقیمی (راهی) » چهارشنبه 02 بهمن 1398
منتقد شعر
سلام جالبه نشنیده بودم ولی این تلمیح فهم همگانی ندارد باید کاری با آن بکنی مکصراعی لازم دارد خودت درستش کن

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.