در مذمت گاو بدعهدی معشوقه




عنوان مجموعه اشعار : مولای در خم
شاعر : سید شهریار موسوی


عنوان شعر اول : مولای در خم
از صدای ساز تو، در خود چنان گم میشوم؛
گویی در آتش، تن بیروح هیزم میشوم!

از خزان عشق تو، تنها نصیبم لرزه شد!
سیم تارم بی اراده، رقص پر جم میشوم!

گاو بدعهدی معشوقه که منرا زیر کرد
از قضا در عمر خود هی فرش این سم میشوم!

هر که غم دارد به سوی من روانه میشود
من برای غم گساران مرقد قم میشوم!

آن نگاه رحم آگینت نگاهش را گرفت
بعد از این مستوجب دید ترحم میشوم

این زبان از عشق تو هر گاه میگفت و سرود..
بعد تو رفته سبب هم، بی تکلم میشوم

عشق دستم را به بالا برد و من را برگزید
در میان عاشقان، مولای در خم میشوم..!

عنوان شعر دوم : ..
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شاید مهمترین نکته ای که در شعر شما مورد توجه من قرار گرفت این باشد که شعر نباید خودش، خودش را به مخاطب لو بدهد. مخاطب نباید بفهمد که نقطۀ شروع شعر کجاست. نباید شعر را حدس بزند، دست شاعر را بخواند و اگر این اتفاق افتاد شعر لو می رود. فرض کنید داستانی را می خوانید که قرار است در آن یک قاتل پیدا شود. اگر از همان اول مشخص شود که قاتل کیست و کتاب صد صفحه دیگر هم ادامه داشته باشد، می توان متوقع بود که جذابیتی در داستان باشد؟ مگر این که نویسنده دست به کاری خلاقانه بزند و مخاطب را با اتفاقی تازه سر شوق بیاورد. در شعر شما از همان اول مشخص است که شروع و ادامۀ شعر تحت تأثیر قافیه هاست. یعنی شاعر حرف جندانی از خود نداشته است و قافیه ها او را به دنبال خود کشانده اند. برای همین است که هم سر و کلۀ «سم» در شعر پیدا شده است و هم «جم!!»
بیت هایی مثل بیت گاو بدعهدی... اگر در شعر طنز بود، قابل پذیرش بود اما فضای شعر شما این بیت ها را نمی پذیرد و به همین دلیل شعر دچار این معضل شده است که خواننده با خود فکر می کند که دارد شعر جدی می خواند یا شعر طنز؟ نکتۀ مهم این است که در این بیت ها نتوانسته اید کشف تازه ای یا تصویر جدید یا حرف بدیعی بزنید که خواننده از پیگیری دغدغه اولیه خود منصرف شود. ببینید وقتی شاعر می گوید:
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
در اینجا هم شاعر مانند شما تحت تأثیر قافیه «خم، گم و ... » است اما شاعر در ادامۀ آن بیت توانسته است با کشفی جدید، فضایی تازه به شعر بدهد و لذت این کشف شاعرانه باعث می شود دیگر قافیه ها برای مخاطب اهمیت نداشته باشد بلکه خود شعر مهم باشد:
از جادۀ سه شنبه شب قم شروع شد
در شعر شما این اتفاق رخ نداده است. به همان بیت قم توجه کنید. اولاً کسی به حرم حضرت معصومه در قم، مرقد نمی گوید. همه می گویند حرم. در نتیجه مرقد قم نشان دهندۀ این است که نتوانسته اید یا نمی شده واژۀ حرم را در شعر بگنجانید. ثانیاً نتوانسته اید مخاطب را متقاعد کنید که هر کسی غم دارد به سوی مرقد یا حرم قم می رود. برای همین بیت تصنعی از کار درآمده است. تازه این بیت خوب شعر شماست. فرش این سم که دیگر حکایتی جداست. بدعهدی معشوقه را به گاوی تشبیه کرده اید! بعد این گاو شما را زیر کرده است و شما فرش سم این گاو شده اید. در حدف بیت های ضعیف و سست مانند این بیت هیچ ترحمی از خودتان نشان ندهید. این بیت ها همۀ تلاش شاعرانۀ شما را زیر سوال خواهد برد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.