شگفتی آفرینی در متن




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : مبينا رحيمي


عنوان شعر اول : .
بارها خودش را به آسمان رسانده
اما
پرواز نمي كند اين پرنده ي لعنتي
برايش چه فرق مي كند
روي زمين باشد
يا در اعماق اقيانوس
ساعت دوازده بار هم زنگ بزند
او فقط دوازده بار
خودش را صدا مي كند
پرنده ي كوكي...

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
با درود بسیار
اگر قرار باشد شعر را یک رابطه ی مفهومی میان پدیده ها و اتفاقات بدانیم باید رابطه ی معقولی که بر اساس دلایل تجربی و هنری تدوین شده است ایجاد نماید تا مخاطب از کشف این روابط و مبادلات ادبی لذت ببرد. بنابراین یکی از راه های شگفتی آفرینی در متن، کشف و شیوه های انتقال این کشف است. اگر به شعر خانم مبینا رحیمی توجه کنیم خواهیم دید که این رابطه آفرینی میان پدیده ها محقق نشده است و شاعر بدون هیچ فعلیتی و صرفاً با احضار واژگان دارای بار شاعرانه، خود را از معنای درون ذهن خود خلاص کرده است. باورپذیری پرنده ای - حتی پرنده ی کوکی - که هم می تواند در آسمان باشد و هم در اعماق اقیانوس، کمی دور از ذهن است و این وظیفه ی شاعر است که با خلق رابطه به آن ها سودرسانی کند و کلیت معنایی قابل قبولی را برای متن رقم بزند. نکته ی دیگری که باید حتما در همین اندک تجربه یک ساله ی شاعر مورد توجه قرار گیرد خروج از روال عادی زبان و ایجاد کارکرد هنری در گفتار شاعر باشد. کمتر تمایزی میان زوال زبانی این متن و روال معمول زبان می توان احساس کرد. اگر یک نمونه که این تمایز زبانی در آن مشهود است را بخواهم گواه بگیرم می توان مثلا این شعر شاملو را ذکر کنم:
به جستجوی تو/ بر درگاه کوه/ می گریم/ در آستانه دریا و علف/ به جستجوی تو/ در معبر بادها می گریم/ در چار راه فصول
در چار چوب شکسته پنجره ای/ که آسمان ابر آلوده را/ قابی کهنه می گیرد/ به انتظار تصویر تو/ این دفتر خالی/ تاچند/ تا چند
ورق خواهد زد؟
شاعر تلاش کرده است تا با شناور شدن در فضای عینی، ذهنیت خود را نیز ابراز نماید و در این عینیت و ذهنیت توامان، شگردهای زبانی را به کار گرفته است و به خلق شعر اقدام کرده است. عباراتی هم چون «معبر بادها»، «چار راه فصول»، «قاب کردن آسمان ابرآلود» مواردی هستند که نشان از خلاقیت شاعر دارد.
در همین شعر می توان به موسیقی و حضور پر رنگ آن در متن اشاره کرد که در شعر خانم رحیمی غیبت دارد. موسیقی می تواند تحرک ذهنی مخاطب را در خوانش شعر دو چندان کند. به تکرار «تا چند» در شعر شاملو اگر دقت کنیم متوجه بازسازی واژگانی ذهنیت شاعر و ضرورت جان بخشی به احساس مولف می شویم.
به اعتقاد من خانم مبینا رحیمی اگر مطالعات خود را جهت دهی کند و شیوه های شعری را در اجرای شعرهای دیگران کشف و رهیابی کند می تواند اتفاقات بهتری را در شعر قم بزند. چشم در راه آثار با تامل و تجربه او خواهیم ماند.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی



دیدگاه ها - ۱
مبينا رحيمي » یکشنبه 20 بهمن 1398
سپاس از نقد شما و خرسندم كه شعر بنده را با الگويي چون شاملو در قياس آورديد و بي شك از رهنمودهاي شما بهره خواهم برد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.