عمر شعر




عنوان مجموعه اشعار : هرگز
شاعر : قادر نوجوان


عنوان شعر اول : هرگز
هر زخمه که بر تار دل زار کشیدم
جز اسم تو ای عشق صدایی نشنیدم

فریاد نه شایسته ی زنجیری عشقست
بیداد تو دیدم « نه گسستم نه رمیدم»

هنگامه ی رفتن شد و گفتم که ترا کی .... ؟
گفتی که تو هرگز ... و سراسیمه دویدم

یک عمر دویدم پی ات این فاصله ها را
افسوس که تا لحظه ی هرگز نرسیدم

تا آمدم از راه غبارت بنشانم
جز خویش غباری به دل دیده ندیدم

ای جاری تشکیک به رگ های وجودم
«بی خویشتنم کردی» و از خویش رهیدم

من چشمِ به ره مانده ای از شام سیاهم
کز چشمه ی مهتاب امیدی نچشیدم

هر چند شبم نم شده ای عشق غمی نیست
تر می شود هر شب گلی از اشک امیدم


عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
درباره این غزل، یک سخن این است که به سادگی بپذیریم که وزن و سایر مولفه‌های موسیقی شعر مانند قافیه و هماهنگی‌های آوایی شعر سالم است، عاطفه و حس شعر خوشایند مخاطب عمومی شعر است و شاعر در ساخت شعر با توجه به الگوهای شعری که از شاعران گذشته تا امروز دریافته، عمل کرده است. شاعر سه سال است که می‌سراید و کم و بیش نوشته و خوانده و آموخته است و این از همین یک غزل او پیداست. شاید بیشتر مطالعه و تجربۀ سرودن او در فضای شعر کهن بوده است چرا که رنگ شعر گذشته در غزل او نمایان‌تر است. اما سخن دیگر و شاید آنچه شاعر بیشتر مایل است بگوییم این است که این غزل چقدر موفق است؟ بارها در شعر شاعران دیگر برای پاسخ به این پرسش به نکته‌ای اشاره شده است و آن این است که باید میزان اثری که این شعر در مخاطب دارد را سنجید. این سنجش توسط خود شاعر قابل انجام است. حتی طیف مخاطبان را نیز خود شاعر معین می‌کند. از مخاطبان خاص و فرهیخته و اهل فن تا مردم عادی که صرفا علاقه‌ای به شعر دارند می‌توانند در این طیف قرار گیرند. چنانچه از اهالی فن تا مردم عادی همگی در دایرۀ مخاطبان شعری قرار گیرند، شعر به هدف هنری خود نزدیک‌تر شده است. حتی محدودۀ زمانی اثرگذاری شعر نیز می‌تواند در این سنجش موجب روشن‌تر شدن پاسخ باشد. شعرهایی که دهه‌ها، سده‌ها را درمی‌نوردند با شعرهایی که دورۀ کوتاهی بر زبان‌ها می‌افتند و زود فراموش می‌شوند، و شعرهایی که عمرشان به سال، ماه، هفته یا چند روز محدود می‌شود، در رتبه‌های گوناگونی می‌ایستند. همۀ این شعرها را در وضعیت سلامت اصول فنی و ابتدایی شعر تصور کنید. با این اوصاف پیداست که تکلیف یک شعر را شاعر با در نظر داشتن طیف مخاطبان و زمان و محدودۀ اثرگذاری معین می‌کند. گاهی این اتفاق آگاهانه روی می‌دهد و گاه ذوق سرشار و پرورش‌یافته و دقیق شاعر ناخودآگاه این رویداد را رقم می‌زند. هر شعر ما در رتبه‌ای می‌ایستد و شاعر بر اساس پذیرش خود و رضایت از رتبۀ شعری خود، می‌تواند آن را به جایگاهی بالاتر سوق دهد یا در همان وضعیت نگه دارد. آنچه شاعران خاص را به مراتب بالاتری می‌برد این است که در درون خود زمزمه‌هایی از این دست داشته باشند: آنچه در این پرده نشانت دهند، گر نستانی به از آنت دهند. شاعری که توانسته است این غزل شیوا را بسراید، نمی‌تواند به بعضی جزییات زبانی شعر بی‌اعتنا باشد، پس در این موارد می‌توان انتظاری بیشتر از ایشان داشت:
بیت سوم طوری ساخته شده است که نقطه‌چین‌ها به خوش‌ساخت شدن شعر نینجامیده بلکه موجب نارسایی در معنا و کاستی در فصاحت بیت شده است.
در بیت چهارم:
یک عمر دویدم پی ات این فاصله ها را
افسوس که تا لحظه ی هرگز نرسیدم
«لحظۀ هرگز» ترکیب و تعبیر زیبایی است، این ترکیب در خوانش اول ذهن مخاطب را راضی می‌کند. با دقت بیشتر در مفهوم کلی بیت به ویژه با در نظر داشتن این که حرف از فاصله و نرسیدن است در کلمۀ «هرگز» هماهنگی معنایی کمتری با سایر نشانه‌های معنایی بیت حس می‌شود.
در بیت «هر چند شبم نم شده ای عشق غمی نیست / تر می شود هر شب گلی از اشک امیدم» شاعر برای بهره‌گیری از آراستگی‌های زبانی و آوایی «شبم نم شده» را ساخته است که «شبنم» را نیز به ذهن متبادر می‌کند ولی این همآوایی‌ها به زیباشدن مصرع منتهی نشده است. در مصرع دوم این بیت نیز «ه» در حرف «هر» از وزن خارج است.
در بیت دوم هماهنگی «فریاد» و «بیداد» و عبارت «نه گسستم نه رمیدم» که از شعر کوچۀ فریدون مشیری در این بیت آمده است بسیار زیباست. همچنین این بیت درخشان که سخن را به آن ختم می‌کنم:
من چشمِ به ره مانده ای از شام سیاهم
کز چشمه ی مهتاب امیدی نچشیدم
با آرزوی موفقیت‌های بیشتر برای این شاعر ارجمند و خوش‌ذوق.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.