محاوره‌نویسی در طنز




عنوان مجموعه اشعار : شعر طنز اجتماعی
شاعر : سید محمد پیشنمازی


عنوان شعر اول : والا نمیشه
اینهمه مشغله توی فکر من جا نمیشه
هرجوری حساب کنم می بینم آقا نمیشه

انقده دیروز و امروزم به هم پیچیده که
حالا حالاها برام نوبت فردا نمیشه

یکی گفته بود میخوام مردمو بی نیاز کنم
هیچ شعاری واقعا اینقده زیبا نمیشه

توی قفل ما یه چند تایی کلید کرده ولی
عمو این قفلا که با اون کلیدا وا نمیشه

یکی داد کشید "حیا کن"، یه جوری کشیدنش
متاسفانه میگن دیگه بابا نمیشه

کمک معیشتی که مال قشر ضعیفه
با حقوق یک و هفتصد شامل ما نمیشه

بدهی و قسط و دندون خراب و دردسر
همش هست و هیچ کسی اینهمه دارا نمیشه

دو سه میلیاردی باید وام بگیری فقط، آخه
وام پنج میلیونی با ضامن هم امضا نمیشه

هی میگن پیرا برن تا جوونا بیان رو کار
ولی ما هرجا میریم پیر از رو کار‌ پا نمیشه

تو ادارمون یه عده قاچاقی مدیر شدن
اینا چک شن توی سامانه ی همتا ، نمیشه؟

یکی دو سه جا حقوق میگیره با حفظ سمت
واسه یکی بخور و نمیری پیدا نمیشه

حالا من شکر خدا یه خرده سالمم هنوز
ولی واسه خیلیا اینجوری والا نمیشه

نخونی شعر منو واسه کسی جون خودت
میدونم هرکی‌ اینو بخونه دیوانه میشه


عنوان شعر دوم : فعلا هیچی
.

عنوان شعر سوم : فعلا هیچی
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
کسی که قرار است دربارۀ یک شعر موزون صحبت کند، وقتی شعر را می‌خواند و با وزن درست مواجه می‌شود، احتمالاً توی دلش یک «خدا را شکر» یا «خیر ببینی شاعر» می‌گوید. شما هم خیر ببینی آقا سید که به نوشتن مسلط بودی. البته با توجه به سابقه‌ای که شاعر ذکر کرده است (بیشتر از پنج سال) همین انتظار هم می‌رفت و اگر غیر از این بود، جای تعجب داشت. گرچه اولین شعر این شاعر در پایگاه نقد شعر است و امیدواریم آثار بعدی هم در راه باشند.
وزن و زبانی که طنزپرداز برای شعرش انتخاب کرده است، ناخودآگاه ما را به یاد طنزهای جناب ناصر فیض می‌اندازد. چرا که ناصر فیض در این وزن و به صورت محاوره طنزهای زیادی دارد. البته یادم نمی‌آید که طنزی دقیقاً با این قافیه و ردیف داشته باشد. پس نمی‌توان گفت که این طنز استقبال یا تقلیدی از آن طنزها بوده است. اگر باشد هم مشکلی نیست. شاید بر اثر خواندن آن آثار، این وزن و زبان در ذهن شاعر مانده، شاید هم هیچ ربطی نداشته و این شباهت کاملاً اتفاقی بوده است. وزن و زبان متعلق به شخص خاصی نیست و هر کسی می‌تواند از آن استفاده کند اما سلیقۀ شاعرها با هم کمی فرق دارد. مثلاً من وقتی می‌خواهم طنز بنویسیم، سعی می‌کنم شبیه طنز نوشته‌شدۀ دیگری نباشد و نو بودن را به ذهن مخاطب برساند. یا مثلاً وقتی می‌خواهم برای شعری غیر طنز، نقیضه‌ای طنز بنویسم، حسابی می‌گردم که کسی روی این شعر نقیضه ننوشته باشد. نه اینکه دوباره نقیضه نوشتن اشکال داشته باشد ها! سلیقه‌ام این‌طوری است دیگر! دوست دارم طنزم نو باشد! این حرف‌ها را گفتم چون دیدم آقای پیشنمازی خوب نوشته است و می‌شود به صورت کلی راجع به نوشتن حرف زد.
محاوره‌نویسی، خصوصاً در طنز، فقط به کار بردن کلمات شکسته و محاوره نیست، بلکه می‌شود شعر را به فرهنگ محاوره نزدیک کرد. برای مثال، می‌شود از اصطلاحات یا تعابیری که مردم به صورت روزانه به کار می‌برند، در شعر استفاده کرد. در طنز آقای پیشنمازی هم گاهی از این تعابیر می‌بینیم. مثلاً در بیت چهارم که با تعبیرِ «عمو» مورد خطاب قرار می‌دهد. یا در بیت آخر که عبارت «جون خودت» را آورده است.
با توجه به محاوره بودن زبان شعر، گاهی طنزپرداز اختیار دارد کلماتی را در وزن بیاورد که در شعرهای غیرِ محاوره اجازه ندارد. این اختیار بیشتر از نوعِ کوتاه خواندنِ هجاهای بلند و بلند خواندن هجاهای کوتاه است و گاهی می‌تواند طنز را زیباتر هم کند، اما به نظر من بهتر است تا جایی که می‌شود به وزن اصلی نزدیک‌تر باشیم و کمتر از این اختیارات استفاده کنیم. مثلاً در بیتی که با مصرع «یکی دو سه جا حقوق می‌گیره با حفظ سمت» شروع می‌شود، خواندن «دو» به صورت هجای بلند، یا خواندن «یکی» با تشدید روی حرف کاف قشنگ نیست و از روانی بیت کم می‌کند. تازه همۀ مخاطبان که وزن را خوب نمی‌شناسند و نمی‌دانند چطوری بخوانند که درست و روی وزن خوانده شود. پس هرچه کمتر از این جابجایی‌ها استفاده کنیم، شعرمان را روان‌تر و خواندنی‌تر کرده‌ایم.
گاهی پیش می‌آید که در زبان محاوره، اشتباه حرف می‌زنیم. مثل وقتی که از «گاهاً» استفاده می‌کنیم که مطمئناً غلط است! اما وقتی که شعر یا نثری نوشته‌ایم (در جایگاه شاعر یا نویسنده) بهتر است سعی کنیم بی‌اشتباه بنویسیم. حتی اگر محاوره‌نویسی می‌کنیم و مردم واژه یا تعبیر مورد نظر ما را در محاوره به اشتباه استفاده می‌کنند. مثلاً در بیت سوم، بهتر بود دو قید «واقعاً» و «این‌قدر» را بلافاصله نداشتیم. گاهی پیش می‌آید که بعضی واژه‌ها کار خاصی انجام نمی‌دهند و فقط وزن شعر را پر می‌کنند. شاید غلط هم نباشند، اما اصطلاحاً توی ذوق می‌زنند. خصوصاً در نوشته‌ای که خوب و روان است و توقع مخاطب را بالا می‌برد.
بعضی عبارات در این طنز طوری استفاده شده‌اند که معنی دومی هم بدهند. آخ که این کار چقدر می‌چسبد! خصوصاً در طنز. اصلاً مخاطب طنز دنبال همین چیزها می‌گردد تا به قول ما: حال کند! مثل «کلید کردن» در مصرع «توی قفل ما یه چند تایی کلید کرده ولی» که تعبیرِ عامیانۀ کلید کردن را هم می‌رساند. یا روی کار بودن پیرها و تعابیر مشابه دیگری که این طنز را شیرین‌تر کرده‌‎اند.
بعضی از طنزها تاریخ مصرف دارند و مربوط به مسائل روز هستند، اما بعضی دیگر تاریخ مصرف ندارند و همیشه برای مخاطب تازه هستند. به نظر من هیچ‌کدام از این دو بر دیگری برتری ندارد. فقط کارکردشان فرق دارد و هر کدام در جای خود بسیار خوب و دلنشین است. بیشترِ شعر شما از نوع دوم است، یعنی تاریخ مصرف ندارد. اما بعضی جاها، مثل حقوق یک و هفتصدی، این یک‌دستی را به هم زده است. آن هم با اوضاع اقتصادی این روزهای ایران که معلوم نیست چند وقت دیگر یک و هفتصد را اصلاً پول به حساب می‌آوریم یا نه!
سعی کردم هم به کلیات اشاره کرده باشم، هم درباره جزئیات نکاتی را گفته باشم. در آخر من هم برای دوستی که دیگر توانایی بابا شدن ندارد، متأسفم.
امیدوارم طنزهای بیشتری از شما بخوانیم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۴
مهران عزیزی » چهارشنبه 23 بهمن 1398
سلام و عرض ادب به هر دو بزرگوار. از خواندن این شعر و نقد و تحلیلی که بر آن شده‌بود لذت بردم و البته آموختم. دو مقاله‌ی «بیایید با نقیضه طنز بنویسیم» و « اغراق کنید و طنز بنویسید» را پیش‌تر در پایگاه نقد از آقای روح‌الله احمدی خوانده‌بودم و مشتاق بودم نقدهای ایشان را هم بخوانم که خدا را شکر قسمت شد. هر چند که جرأت و جسارت طنزنویسی نداشته‌ام ولی همواره از علاقمندان طنز مکتوب بوده‌ام و کارهای چاپی و غیرچاپی آقای احمدی را هم کم و بیش دیده‌بودم که خوب و خلاقانه‌اند. برای هر دو عزیز آرزوی توفیق دارم.
روح‌الله احمدی » سه شنبه 29 بهمن 1398
منتقد شعر
سلام. از لطف و مهربانی شما تشکر می‌کنم. خوشحالم که پیگیری می‌کنید. امیدوارم همیشه هم همین‌طور باشد و خودتان هم به سمت طنزنویسی کشیده بشوید. سلامتی و شادی برای شما آرزو می‌کنم.
سید محمد پیشنمازی » چهارشنبه 23 بهمن 1398
با سلام و تشکر از جناب احمدی عزیز بابت قبول زحمت و وقتی که برای نقد شعر بنده صرف کردین . تازه عضو این سایت شدم و علاقه مند به صحبت های تخصصی در مورد نقد اشعار با شما صاحبنظران هستم ولی نمیدونم همچین چیزی در سایت تعریف شده یا نه . فعلا به همین تشکر بسنده می کنم تا بیشتر با محیط اینجا آشنا شم.زنده باشید
روح‌الله احمدی » سه شنبه 29 بهمن 1398
منتقد شعر
سلام. خواهش می‌کنم. امیدوارم صحبت‌ها برای شما و سایر دوستان مفید باشند و بتوانیم بهتر و بیشتر از این فضا برای رشد و پیشرفت استفاده کنیم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.