توضیح دادن در شعر ممنوع است!




عنوان مجموعه اشعار : بدون نام
شاعر : محمد پارسا جعفری


عنوان شعر اول : خیره بر همسن من
چگونه رو بیندازم
بر انسانی گل فروش
که هم سن من است ؟
من انسان جوانی هستم .

گل داوودی را میخرم
موقع دیدنش
یاد جوانی می افتم
همان که هم سن من است !
الان من انسان سالمندی هستم
یعنی آن انسان سالمند کجاست ؟
من هنوز هم گل داوودی میخواهم





عنوان شعر دوم : کشتی پهلو گرفته
من فقط کشتی مختصری بودم
که در اعماق خود پهلو گرفته بود
موقع قهر اما
دست لنگر هایت مرا می گرفت
تا ملوان از خستگی بمیرد
کدام فولاد توانست چنین لنگری بسازد ؟
موتور های این کشتی توانایی بالا کشیدن لنگر هایت را ندارد
پس در همینجا میمیانم
و نگاه می کنم به چایی که از دهان افتاد

عنوان شعر سوم : .
....
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شما یک ویژگی خوب و قابل توجه دارد، شما توانسته اید به مضمون ها و موضوعاتی توجه کنید که کمتر شاعری به آنها نزدیک شده است. یعن اینکه سعی کرده اید به جای پخته خواری واستفاده از تلاش های دیگران و بهره بردن از سوژه های تکراری و بسیار کارشده، خودتان به درون زندگی و موضوعات و اشیای پیرامونتان نقب زنید و سوژه ها و مضمون های جدید را شکار کنید. این توانایی را در خود تقویت کنید چرا که باعث می شود شعرتان برجسته، خاص و قابل توجه شود. تقطه شروع شعر شما یک شیء است مثل لنگر کشتی یا گل داوودی اما شعر در همین یک شیء محدود نمی ماند و خودش را گسترش می دهد. از این منظر به شما تبریک می گویم اما ایراد عمده ای در شعر شما هست که با توجه به سن و سال و تجربه کوتاه در هنر شاعری، طبیعی است. ایراد عمدۀ شعر شما زبان است. بخشی از این ایراد به این برمی گردد که شعر شما هنوز از کلمات و جملات اضافی خالی نیست. باید سعی کنید هر شعرتان تا حد ممکن از کمترین کلمه ها استفاده کند، توضیح دادن و بسط دادن بی دلیل شعر، آن را پایین می کشد. برای نمونه این بخش از شعرتان را بخوانیم:
چگونه رو بیندازم
بر انسانی گل فروش
که هم سن من است ؟
من انسان جوانی هستم .
شکل درست فعلی که استفاده کرده اید: «رو انداختن به کسی » است که شما به را به «بر» تغییر داده اید. این تغییر در ادبیات کلاسیک و زبان قدما اتفاق می افتاده است اما در زبان شعر شما همان شکل درست و امروزی فعل را باید بیاورید. در ادامه می نویسید:
گل داوودی را میخرم
موقع دیدنش
یاد جوانی می افتم
همان که هم سن من است !
سطر پایانی شعر، توضیحی است که نیازی به آن نبود. قبلاً درمورد همسن بودن جوان گفته بودید و این دوباره گفتن همان حرف، هیچ کمکی به شعر نکرده است. سعی کنید از این موارد توضیحی و تشریحی در شعر کم کنید تا شعر شما به نثر نزدیک و شبیه نشود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
محمد پارسا جعفری » شنبه 26 بهمن 1398
البته تشکر هم میکنم از اقای مقدمی چون ایشون گفتند شعر در آسمان نیست و از ساده ترین چیز های تو زندگی هم میتونید شعر بگویید من خودم هم خیلی دوست ندارم کلیشه ای بگم مثلا مدرسه گفت راجع به 22بهمن شعر بگو (نمیدونم کار غلطی کردم یانه )ولی چون هزاران نفر راجع بهش شعر گفتند اصلا نمیتونم من دربارش چیزی بگم
محمد پارسا جعفری » شنبه 26 بهمن 1398
سلام اقای شفاعی ممنون از نقدتون فعلا درباره نقدتون سوالی برای من پیش نیامد و سعی می کنم که توضیح های اضافی در شعر رو حذف کنم باز هم ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.