تصویرهای جزیره ای




عنوان مجموعه اشعار : شعر های خیالی
شاعر : حمید حسینی


عنوان شعر اول : خیال محال
هنوز حالِ دلم را کسی نمی فهمد
هنوز منتظرم تا بهار سر برسد
نه اینکه از تو سراغی بگیرم از گل ها
فقط نشسته ام اینجا، قطار سر برسد

عجب خیالِ محالی ، من و تو و جنگل
و گلّه های غزالی که جُفت هم هستند
در این میان دو قناری دو آرزو دو نفر
شبیه زوج جوانی که مُفت هم هستند

و آبشارِ بلندی که می بَرد دل را
به پیچشی که تنیده ستاره را در خود
و روحِ رودِ خروشان کنارِ زنبق و یاس
چه نازْ بوسه زده ماهِ پاره را در خود

عجب خیالِ محالی به فکرم افتاده
دو دستِ مستِ تو در دستِ من گره خورده
و مهرِ در دو نگاهت که نورِ آن جاریست
مرا از این تنِ خسته به ماوراء برده

#حمید_حسینی


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با چارپاره‌ ای مهمان شعرهای آقای حمید حسینی هستیم. دوستان منتقد، پیش از این نکته هایی را در مورد شعرهای قبلی شاعر توضیح داده اند. بنده تلاش می کنم در این مجال، از تکرار حرف های قبلی بپرهیزم.
با توجه به سابقهء سرایش شعرِ شاعر، دور از انتظار نیست که ایشان بر نحوهء سخن‌سرایی و همینطور مبانی شعر کلاسیک مسلط باشند. در کنار این موضوع، تا حدود زیادی شاعر بر زبان و بیان شعر هم مسلط است و می تواند بدون دردسر زیادی، به اصطلاح، حرف خودش را بزند. قدرت استخدام واژگان در شعر، در نظری و نگاهی خوب و قابل قبول است و در نگاهی دیگر، قابل نقد و بررسی. به صورت کلی فضای تصویری شعر، هم خوانی خوبی با قالب و زبان شعر دارد اما در جزئیات حرف هایی هست که لازم است به صورت بیت به بیت به آن بپردازیم.
هنوز حالِ دلم را کسی نمی فهمد
هنوز منتظرم تا بهار سر برسد
نه اینکه از تو سراغی بگیرم از گل ها
فقط نشسته ام اینجا، قطار سر برسد
اگر به زبان و بیان شعر به صورت مصرع به مصرع نگاه کنیم، می بینیم که شاعر بدون دست انداز زبانی و ضعف تالیف، به راحتی و بدون لکنت توانسته است، مفهومش را به ذهن مخاطب منتقل کند. اما همین مصرع ها را اگر به صورت یک کلِ مرتبط به هم اگر در نظر بگیریم، درمی یابیم که اتصال ها به خوبی در شعر برقرار نمی شود و به بیانی، مصرع ها تا حدودی جزیره ای هستند. البته توجه داشته باشید که این حکم کلی نیست و به خوبی می توان ارتباط حدودی بین مصاریع را درک کرد اما این ارتباط برای کلام بلیغ کافی نیست. نفهمیدن حال دل شاعر و انتظار او برای رسیدن بهار بی ربطند اما خب، مخاطب منتظر بیت بعدی می ماند. زیرا در بسیاری از مواقع اتفاق چفت و بست خوردن ارکان شعر، در انتهای پاره و فراز به وجود می آید. اما بیت دوم هم همان گونه است. گذشته از اینکه تکرار دو بارهء «از» در مصرع سوم، خیلی زیبا نیست و به زبان شعر لطمه می زند، اما ارتباط «سراغ گرفتن از گل ها» و «سر رسیدن قطار» کاملاً مبهم و مغشوش است. مخاطب با خود می‌پندارد شاید اغوای قافیه، «قطار» را داخل شعر آورده است.
عجب خیالِ محالی ، من و تو و جنگل
و گلّه های غزالی که جُفت هم هستند
در این میان دو قناری دو آرزو دو نفر
شبیه زوج جوانی که مُفت هم هستند
تصویر بعدی، باز هم تصویری کاملاً جدا از ابتدای شعر است. در مورد ارتباط «جنگل» و «گله های غزال» کمی دچار تردیدم. حس می کنم گلهء غزال در دشت و کوهستان وجود دارد و نه جنگل. اگر چه مطمئن نیستم. به هر حال در بیت دوم اصطلاح «مفت هم هستند» اصطلاح بلیغ و شیرینی نیست. مفت هم بودن» خیلی بار معنایی مثبت و عاطفی ندارد و بیشتر شکلی از کنایه و طعنه را با خود دارد.
و آبشارِ بلندی که می بَرد دل را
به پیچشی که تنیده ستاره را در خود
و روحِ رودِ خروشان کنارِ زنبق و یاس
چه نازْ بوسه زده ماهِ پاره را در خود
سوالی که در اینجا به ذهن می رسد این است که آبشار با چه وجه معنایی و تصویری ای می تواند ستاره را در خود بتند؟ بیت دوم البته بوسه رود بر ماه پاره جالب است اما «چه ناز» خیلی محل محکمی ندارد و حس می شود که برای پر کردن وزن آمده است. نکته دیگر اینکه به نظرم بد نیست کمی در استفاده از «و» در ابتدای مصرع ها و بیت ها احتیاط کنیم. این «و» می تواند حس تعلیق خوبی را ایجاد کند به شرط آنکه لوث نشود و شاعر از آن به جا استفاده کند.
عجب خیالِ محالی به فکرم افتاده
دو دستِ مستِ تو در دستِ من گره خورده
و مهرِ در دو نگاهت که نورِ آن جاریست
مرا از این تنِ خسته به ماوراء برده
در بیت اول ترکیب «دو دست مست» خیلی چسبنده نیست چرا که شاعر برای مستی دست ها ارجاعی نمی آورد و مخاطب مجبور است در ذهن خود چیزهایی را برای توجیه آن بسازد. همین «چیزهایی» به خاطر ابهامش نمی تواند چندان محل توجه باشد. در بیت دوم هم نگاه با صفت شمارشی «دو» همراه شده است. در حالی که نگاه دو تا نیست و این چشم است که دو تاست.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.