بین شعر و ترانه




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : علي صادقي


عنوان شعر اول : .

رفتم که خوشبختی، سوی تو بازآید
اما دلت خون شد، رعنا! حلالم کن!
شرمنده ات هستم، حالا که برگشتم
چیزی نمی خواهم، تنها حلالم کن

بعد از تو شعر آمد، شاعر شدم، اما
هرگز نخواندم من، شعری برای تو
هی شعر میخواندم، تشویق می کردند
شعرِ مرا هر روز، مردم به جای تو

بعد از تو می گفتم: زنده نمی مانم
اما زنی دیگر، جان و جهانم شد
ذکرِ لبانم بود، نام تو، اما حیف
نامِ زنی دیگر، وردِ زبانم شد

جان و جهانم؟ نه! آن زن برای من
پُر کرده بعد از تو، جای تو را انگار
آغوشِ او سرد است، وقتِ هم آغوشی
تنها به یاد تو، می بوسمش هربار

شرمنده ام رعنا، حق با تو بود و من
مردِ بدی بودم، اما حلالم کن
این آخرین شعر است، با آخرین خواهش
رعنا حلالم کن! رعنا حلالم کن!

علی صادقی


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
رعایت اخلاق و حتی ترویج آن، نه تنها در آثار ادبی کلاسیک فارسی، بلکه در آثار ادبی امروز و نیز آثار ادبی جهان، امری عادی، طبیعی و حتی برای بسیاری از شاعران و هنرمندان امری الزامی است و خود را متعهد بدان می‌دانند. این تعهد در آثار ادب فارسی، اعم از شعر و نظم و نثر، با گرایش‌های عرفانی، دینی و اجتماعی، با صدها مثال قابل بیان است. خیانت «آنا» در رمان «آناکارنینا» با خیانت زلیخا به شوهرش در قرآن و یا در عالم واقعیت و نیز خیانت شوهران به زنان خود در آثار ادبی و بستر اجتماعی در جوامع غربی و در کل جوامع خارجی نیز امری غیراخلاقی محسوب می‌شود؛ امری که ابتدا از دوری و یا نفرت از شوی و یا زن و دوست‌داشتن دیگری اتفاق می‌افتد، تا جایی که تعهد اخلاقی لکدمال شود. آثار ادبی نیز جدا از مسایل جوامع بشری نیست. به همین دلیل است که مولا علی(ع) با صراحتِ ملموسی حتی به این نوع خیانتِ ذهنی حمله می‌برد و می‌فرماید: «همسرتان را به یاد زن دیگر نبوسید و...»
پس خیانت، خیانت است و خوب و بد ندارد. شما می‌توانید بعد از فرد مورد نظرتان هرگز ازدواج نکنید یا آنقدر صبر بفرمایید که تا به او برسید یا نرسید. این نیز از مبادی اخلاق است و امری پسندیده. حتی آن افراد و آن تعداد هنرمندان و شاعرانی که در زندگی و آثارشان اخلاق اجتماعی و فردی جامعه‌ی خود را قبول ندارند، طبیعی است که درصورت به‌دست‌نیاوردن فرد مورد نظر و با رسیدن به فرد دیگری، حسرتی از جنسِ معنوی به خود راه نمی‌دهند و در عمل کارِ غیراخلاقی نمی‌کنند؛ اگرچه چیزی به‌نام اخلاق را قبول ندارند.
درست است که شاعر زبان گویای افراد یا کلیت جامعه از منظرهای مختلف است و آنچه را که می‌گوید الزاما امری نیست که برای خودش اتفاق افتاده یا مربوط به خودش باشد. ازاین رو، بحث ما هم کلی است و مربوط به موضوعی است که در بخشی از شعر مطرح شده است که غیراخلاقی است. حرف ما این است که بازگوکردن این‌گونه مسایل غیراخلاقی حتی در جوامع غیرمسلمان و از جانب افراد غیرمذهبی و حتی شاید ضدمذهبی و چپ و راست هم امری مذبوع و زشت است و اگر مطرح می‌شود در ذَمِ آن است، نه مدح آن و یا به‌عنوان یک واقعیت. بی‌شک این‌گونه مسایل غیراخلاقی در آثار غربی و... سانسور نمی‌شود، اما راه اعتراض و نقد باز است.
به‌نظر من، با حذف این بخش از معنای غیراخلاقی شعر که تنها در بیت دوم از پاره‌ی چهارم رخ نشان داده است(حتی تنها با ترفندی با حذف مصراع آخر پاره‌ی چهارم)، این شعر حتی توان بروز یک حس قوی و نوستالژیک تاثیرگذاری را پیدا می‌کند که اینک نیمی از آن به‌واسطه‌ی پررنگ‌بودنِ مفاهیمِ پاره‌ی چهارم، پوشیده و پنهان مانده است؛ یعنی نیمی از آن غم اصیل و غربت تنهاماندن.
حال ببینیم این چهارپاره به‌لحاظ شکل، فرم و اجرای شعر، ساختار و خلاصه هرآنچه را که به شعر توانِ زیبایی‌دادن دارد یا آن را از زیبایی می‌اندازد، در کجا قرار دارد.
این شعر چهارپاره است و چهارپاره تنها شکل و قالبی بود که قبل و پس از ظهور شعر نو به‌عنوان یک قالب نو و تازه نزد شاعران از کاربرد بسیار بالایی برخوردار بود؛ قالبی که تفاوت چندانی با قالب‌های کلاسیک نداشت. اما فضا و مضامینی که اغلب شاعران با آن می‌ساختند، نسبت به گذشته تازه‌تر و بکرتر بود. درنهایت قالبی شد دلخواه شاعران نئوکلاسیک.
چهارپاره‌ی علی صادقی نیز دارای وزن دوری است. او وزن و قافیه را خوب می‌شناسد و شعرش بین ترانه و شعر در نوسان است؛ یعنی از یک طرف به ترانه‌های اولیه‌ی غیرسنتی می‌ماند؛ همان ترانه‌هایی که هنوز با شعر و موسیقی ایرانی فاصله نگرفته بود و یک نوع شهریت بَدوی و مدرنیته‌ی اولیه را در میشد در حال و هوای آن دید و شنید. از طرف دیگر، به‌لحاظ شعری با فضاسازی‌ها، مضامین و زبان نصرت رحمانی هم نزدیکی‌هایی دارد؛ به‌خصوص سه پاره‌ی میانی شعر؛ یعنی به‌غیر از دو پاره‌ی اول و آخر. و این درصورتی است که سن و سال علی صادقی اقتضا نمی‌کند که چنین فضاهایی را تجربه کرده باشد. این نشانه‌ی قدرت تاثیرپذیری صادقی از فضاها و مضامین اصیل است. با این‌همه، او بعد از این اگرچه مختار به انتخاب هر نوع مضمون و معنا در شعر خود است، اما برای به‌دست‌آوردن استقلال شعریِ خود، باید زبان دیگری را برگزیند. البته باید دیگراشعار صادقی را هم دید.
بی‌شک تجربه‌های شخصی و نوع منش و نگاه و باور هر شاعری، اگر صادقانه با آن روبه‌رو شود، می‌تواند او را به‌سمت شاعری‌اش رهنمون باشد. اگرچه مطالعه انواع کتاب‌های شعر قدیم و جدید، کلاسیک و نو، و نیز خواندن دیگرکتاب‌ها و متون منثور ادب فارسی؛ خاصه متون عرفانی و دیدن سینما و تئاتر و... در درک و دریافت زبان تازه به او کمک کرده و دامنه‌ی نگاه شاعرانه‌ی او را گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌سازد و تصویرسازی‌ها و تخیلش را نیز قوی‌تر می‌کند.
حرف آخر این‌که پاره‌ی اول و آخر شعر به‌واسطه‌ی اصراف در دو کلمه‌ی «شرمنده» و «رعنا» و جمله‌ی کوتاه «حلالم کن»، طراز و سطح شعری‌شان نسب به دیگرپاره‌ها پایین‌تر شده است.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.