فاصله‌گیری از سهراب




عنوان مجموعه اشعار : اشک سرد لحظه ها
شاعر : حسن جنگی


عنوان شعر اول : صبح
صبح بر می خیزد
گل شب رفته کنون
طرفی بوته ی یاس
آن طرف تر گل نرگس،سبزه ها محرم و یار
باغ و بستان همه جا در طلب نور به پا می خیزند
لاله ها در طبق باد و نسیم
بوی خود تا به کجا خواهند برد
آسمان محو تماشای زمین بود که هست

عنوان شعر دوم : گذر
در این حرارت گذر (عبور)
همچنان
قطره قطره (قطره های) اشک سرد لحظه ها ز قالب یخ زمانه می چکد
وه که چه زود رهسپار وادی قبور می شوند
لحظه ها و عمر ها


عنوان شعر سوم : ...
....
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
ما با دو اثر نیمایی روبه‌رو هستیم؛ دو کاری که دارای وزن عروضی هستند؛ اولی دارای روزن «فَعَلاتُن فَعَلاتُن فَعَلات...»؛ وزنی که آن را از جمله اوزان مطبوع می‌توان نامید؛ وزنی که در آن نوعی راحتی و آرامی نهفته است. از این رو، بیشتر بکار مفاهیم و مضامینِ آرام می‌آید. سهراب سپهری از این وزن در منظومه‌ی «صدای پای آب» و مجموعه‌شعر «حجم سبز» بهترین و بیشترین بهره را برده است. دو مجموعه‌ی ذکرشده (به‌علاوه‌ی منظومه‌ی «مسافر») از بهترین‌آثار سهراب بوده و همین سه کتاب برای وی شهرت و محبوبیت خریده است. نمی‌خواهم بگویم این همه ازمعجزاتِ وزن فَعَلاتُن بوده است، بلکه می‌خواهم تاثیر و نقش این وزن را در جایی که باید بکار رود نشان دهم. درواقع این وزن نیز در کنار عوامل و عناصر دیگر، یکی از عوامل ایجاد تناسب و هارمونی در آثار سهراب بوده است.
حسن جنگی، دوست ارجمندی که برای ما شعر ارسال کرده نیز، به‌نظر می‌آید در تناسب با موضوع و زبان شعرش، انتخاب خوبی از وزن به‌عمل آورده است. زیرا شعر اول وی شبیه اشعار سهراب است.
تا این‌جا درست، اما اشکال کار در این است که حسن جنگی از زبانی پیروی و تقلید کرده است که به‌راحتی او را لو می‌دهد. این‌که در فضای مجازی ما با یک دسته از آثار و کارهایی مواجه هستیم که شبیه کارهای سپهری است و استقبال خوبی هم از آن‌ها می‌شود و حتی بسیاری از افراد این اشعار را با اشعار سپهری اشتباه می‌گیرند و... این‌ها نشانه‌های خوبی نیست و دلیل بر حقانیت‌شان نمی‌تواند باشد؛ چون آنان یک مشت عوامِ شعرنشناسی هستند که اصل را ـ که اشعار سپهری باشد ـ از فرع و کالای مصنوعی ـ که اشعار مشابه سپهری باشد ـ از هم تشخیص نمی‌دهند؛ در حد تشخیص‌ندادنِ یک انگشتر طلا از یک انگشتر مصنوعیِ طلایی‌رنگ.
بنابراین، دوست ما آقای جنگی باید حواسشان به این نکته باشد. نکته‌ی مهم‌تر از این این‌که هر شاعری که از زبانِ شاعری دیگر تقلید کند، مکانیکِ آن زبان و نیز دانش و اطلاعاتِ به‌دست آورده از آن نوع شعر و زبان را، یعنی در واقع مفاهیم اشعار آن شاعر را (البته ضعیف‌تر و سست‌ترش را) ناگزیر در شعرهای خود حمل خواهد کرد؛ طبعا یک حمل‌کننده‌ی دسته‌دوم. در این شرایط، شاعر نباید گول به‌به و چه‌چه چند مخاطب بی‌سواد و کم‌سواد را بخورد، بلکه باید گوش به حرف شاعران و منتقدان و شعرشناسان حرفه‌ای داشته باشد.
بعضی‌ها پیروی و تقلید حافظ از اشعار خواجوی کرمانی را که به‌قول خودِ حافظ «برگزیدنِ طرزِ زبان او» بوده است، توجیه و دلیلی برای تقلید خود می‌دانند که در جوابشان باید گفت: حتی اگر بپذیریم که کار حافظ در این امر، پیروی و تقلید از اشعار خواجو بوده است، این نکته را نباید فراموش کرد که شما تنها در شرایط و وضعیتی می‌تواند تقلیدتان توجیه‌پذیر باشد که زبان پیشوا و رهبرِ شعری خود را ارتقا داده و یا مثل حافظ، آن را از مرحله‌ی خوب‌بودن به معجزه تبدیلش کنید. تنها در این صورت است که تقلید در ادبیات قابل قبول خواهد بود که این‌گونه امور هم از جمله امور کاملا استثنایی است و بهتر کسی عمرش را بر سر این تجربه نگذارد که شاید از یک‌میلیون شاعر یک‌نفر هم در این راه سربلند بیرون نیاید؛ چون زبانی که با زندگی و تجربیات یک شاعر شکل گرفته و موجودیت پیدا کرده، محال است که در زندگیِ شاعری دیگر تکرار شود. پس این امر، از امور استنایی است که حتما با تمهیداتی همراه بوده است؛ تمهیداتی که حتی مقلدان باسواد نیز فاقد آنند.
به‌غیر از اشکال تقلید که دوست شاعر ما و تمام شاعران تازه‌کار باید به‌مرور و البته با سرعت، از آن فاصله بگیرند، اشکالی در اثر اول وی دیده نمی‌شود و در همین تقلید، نشانه‌های قدرت و تسلط حسن جنگی نهفته است. و این یعنی این‌که شاعر باید این قدرت و استعداد را به‌گونه‌ای دیگر خرج کند.
نکته‌ی دیگر اینکه اگر آقای جنگی، شعر نیمایی گفتن را دوست دارد، حتما از اشعار شاعران مشهور بعد از نیمایوشیج بهره بگیرد؛ شاعرانی که اغلب اشعارشان به‌شیوه‌ی اشعار نوِ نیماست و آن را اصطلاحا «شعر نو» و یا «شعر نیمایی» می‌گویند. شاعران مشهوری که از پیروان اصیل نیما بودند(نه مقلد او. اگرچه در پاره‌ای موارد از او تقلید هم کرده‌اند که طبعا پسندیده نیست، حتی اگر شاملو و اخوان بوده باشند) و در اوج، اشعارشان شباهتی به شعر نیما نداشت، می‌توان از اخوان ثالث، سپهری، فروغ، م. آزاد، آتشی، رویایی، منصور اوجی، قیصر امین‌پور و... نام برد و از شاعران مشهوری که به شاعران نئوکلاسیک معروفند و تنها در راستای ترویج و رشد و تعالیِ بخشِ رمانتیکِ شعر نیما، اشعار والایی به‌یادگار گذاشته‌اند، میتوان از فریدون مشیری، نادرپور، ابتهاج، کسرایی، نصرت رحمانی و... نام برد.

شعر دوم دوست ما دو سه جا آشفتگی وزنی دارد؛ اما «فاعِلاتُن فاعِلاتُن فاعِلات...» را وزن این اثر است. البته از سطر دوم، وزن شعر درست است؛ با این توضیح که حرف «د» در «زود» باید حذف شود تا وزن نادرست نباشد.
با امید به دریافت دیگراشعار نیمایی حسن جنگی بوشهری، شهری که شاعرپرور است.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.