شور و شوق نویدبخش




عنوان مجموعه اشعار : 98
شاعر : محمدحسین خدایاری


عنوان شعر اول : 01
آرامتر
کمی زیر شعله ی نامهربانی ات را کم کن
حوصله ام سربرو نیست
زندگیم می سوزد

عنوان شعر دوم : 02
برایت چیزی برتر از سی لحن باربد نواختم
آن هم با یک لحن
یک صدا
"دوستت دارم"

عنوان شعر سوم : 03
امشب باز موهایت به قرمزی می زند
امشب هم بارانیست
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
درود به دوست عزیزم که به تازگی به پایگاه نقد پیوسته است و امیدوارم در این گفتگوها فرصت اعتلا و ارتقا شعر او ممکن شود. سه متن کوتاه که هر سه به خوبی موید شور و شوق محمدحسین در نوشتن هستند پیش روی من است. قاعدتاً باید از این که در این سن و سال و این سطح از تجربه، مولف چنین متن‌هایی باشد خوشحال شوم اما دلم می‌خواهد این خوشحالی را در روزهایی اظهار کنم که شاعر به شتاب از روزهای نخست نوشتن گذشته باشد و بیشتر استعداد و توانمندی‌های خود را بروز داده و به شتاب از مقدمات ادبی گذشته و شهروند تمام تابعیتی شعر شده باشد.
بهتر است کاربر زبان در ابتدای راه با به کارگیری متعارف‌ترین عناصر زبانی که درک و فهم مخاطب را مختل نکند بنویسد. این رویه باعث می‌شود که در فرآیند انتقال پیام خللی وارد نشود و دریافت پیام توسط مخاطب به سهولت صورت بگیرد. خوشبختانه محمدحسین خدایاری نیز به این نکته‌ی ساده اما قابل توجه دقت کرده است و در هر سه متن ارسالی خود سعی داشته است نزدیک‌‌ترین شکل واژگانی و نحو کلامی برای خود برگزیند که هم از پس انتقال مضمون خود برآید و هم خللی در ارتباط با مخاطب ایجاد نشود. مهمترین وجه ادبی پس از امکان انتقال و ارتباط در متن و جلب همراهی مخاطب، زیباآفرینی و جذابیت بطنی و بصری اثر است.
باید مراقب باشیم که هر چه به عنوان مواد و مصالح وارد متن می‌شود ضرورت داشته باشد و به سطح کیفی کلام بیفزاید که این مهم قطعاً بستگی به هوشمندی و وسواس شاعر دارد. زبان شعر باید به واسطه‌ی قواعدی نوشتاری تقویت شود و فراموش نکنیم که وظیفه‌ی شاعر، تعالی زبان شعر است و همه‌ی تلاش او باید بر این نکتاه متمرکز شود که با تناسب و یک‌دستی شعر خود را نجات بدهد. به متن اول محمدحسین نگاه می‌کنیم و این رویه را در آن بررسی می‌کنیم:
آرامتر/ کمی زیر شعله‌ی نامهربانی‌ات را کم کن/ حوصله‌ام سربرو نیست/ زندگیم می‌سوزد...
شاعر در این متن با استفاده‌ از زبان معیار و بدون هیچ گونه ارزش افزوده‌ی ادبی که ظرفیت هنری متن را بهبود بخشد معنای ذهنی خود را منتقل کرده است. اما آن چه که می‌تواند در همین سه چهار سطر به عنوان آسیب زبانی مطرح شود اختلال در یک دستی زبان است. به عبارت «سر برو نیست» توجه کنیم. این عبارت از زبان گفتار عام استخراج شده است و واردمتن شده است اما نحوه ورود این عبارت مسئله‌ساز بوده است. شاعر هیچ کوششی برای تغییری در به کارگیری متناسب این عبارت نکرده است و قاعدتاً استفاده از آن در کنار عبارتی هم چون «شعله‌ی نامهربانی» نامتناسب است و به شعر و لذت مخاطب لطمه می‌زند.
در شعر دوم نکته‌‌ای که قابل طرح می‌‌باشد پرهیز شاعر از توضیح و توصیف است. نظام زیباشناسی شعر به نحوی سفارش شده است که نتوان به راحتی در معماری متن دست‌کاری کرد و سهولت و امکان این موضوع قطعاً ناشی از ضعف متن است و شاعر باید با بازنویسی متن این نقیصه را کاهش دهد.
برایت چیزی برتر از سی لحن باربد نواختم/ آن هم با یک لحن/ یک صدا/ "دوستت دارم"
در سطر نخست اگر دقت کنیم کاملاً یک نثر روزنامه‌ای و غیر ادبی در پیشانی شعر قرار گرفته است که با اندکی توجه می‌شد آن را از این حالت توصیفی خارج و به عنوان سطری خلاق در متن وارد کنیم. گزاره‌ی اصلی شعر همین سطر است و شاعر باید متعهدانه‌تر آن را اجرا کند. به نحوی که مخاطب از مواجهه‌ی با آن دچار شگفتی شود. مثلاً صرفاً به عنوان یک تغییر کارگاهی پیشنهاد می‌دهم که شاعر این وضعیت را با وضعیت ارائه داده‌ی خود مطابقت دهد:
از سی لحن بارید برتر
دوستت دارم‌ها را می‌نوازم...
چشم در راه دیگر آثار دوست ارجمندم باقی می‌مانم و امیدوارم این گفتگو و دیگر گفتگوها دری باشد برای ورود به دنیای مطالعه و بهره‌مندی از تجربیات ادبی دیگران.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.