شناخت محدودیت ایجاد فرصت است




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : آرزو علی محمدی


عنوان شعر اول : دیگر نمی گویم(غزل)
آنچه روا بر ابتداست،آخر نمی گویم
پوزش که حرفم را از این بهتر نمی گویم

بی اختیاری،اختیار عاشقانه ای است
مستم ولی از ساقی و ساغر نمی گویم

هجران کشیده ام به طعم بی نظیر عشق
این ضربه ها را حاصل خنجر نمی گویم

خیر است اگر گاهی نگاهی سوی ما کنی
در عاشقی حتی شرر را شر نمی گویم

باید که ناپیدا بماند عشق در ضمیر
من از تو می گفتم ولی دیگر نمی گویم

عنوان شعر دوم : اگر تو نبودی
اگر تو نبودی،دلم خون نمی شد
از این حرف ها تنگ و محزون نمی شد

اگر تو نبودی،من هم نبودم
دلم عشق را به تو مدیون نمی شد

تن بید پیش از تو یکدم نلرزید
اگر تو نبودی که مجنون نمی شد

تو نبض جهانی،اگر تو نبودی
زمان بی تو می ماند و اکنون نمی شد

اگر تو نبودی در این شهر تاریک
پرستیدن عشق قانون نمی شد







عنوان شعر سوم :جای خالی
نگاهم‌خیس باران و لبم درگیر خشک سالی است
طبیبان مانده اند در من که این حالم چه جور حالی است

هزاران رنگ می ریزم به رویم تا بپوشانم
تورا ای عشق،این روی من است یا پرده ی قالی است؟

تمام‌زندگیم را درون چشم تو دیدم
به چشمانت قسم،این چشم نه،نه گوی رمالی است

دل من عمر تو هردو شدند بازیچه ی عشقی
که کارش این میان چیزی شبیه کار دلالی است

به یاد روی تو هر شب تفالی می زنم اما
نمی دانم چرا هی صبر می آید عجب فالی است

همه حال مرا دیدند ولی باز هم نفهمیدند
که جای تو کنار من چقدر این روزها خالی است
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
بسیار دیده‌ام در این سال‌ها شاعران جوانی که هم صاحب قریحه‌اند و هم در حد خود صاحب اندیشه، پس از هر لحاظ شرایط سرودن برای آن‌ها فراهم است. تنها می‌ماند شناخت شکل‌ها و مقدمات نوشتن، و یقینا این شناخت ابتدایی بسیار کم ارزش‌تر از استعداد ذاتی‌ست، که اگر این‌طور نبود تمام دانش آموختگان ادبیات که عروض و قافیه و قالب را خوانده‌اند و نمره‌ی قبولی گرفته‌اند باید شاعران خوبی می‌شدند، پس امتیاز اساسی و ویژه‌، شناخت و یا حتی استفاده از مقدمات نیست، اما مقدمات همان‌طور که از نامشان پیداست مقدمات‌اند و باید مراعاتشان را کرد.
من سه شعر قبلی شاعر را هم خوانده‌ام، قریحه و استعداد نوشتن در سروده هایشان مشهود است و بسیاری از آرایه‌های معنوی را خواسته یا ناخواسته در شعر استفاده می‌کنند این‌که می گویم ناخواسته ویژگی منفی نیست، اتفاقا وقتی زینت ناخوداگاه ایجاد شود زیباتر است.سه شعر جدید نسبت به سه شعر قبلی شعرهای کم ایرادتری هستند و این نشان از پیشرفت شاعر دارد.
حال که شاعر قالب غزل را برای نوشتن انتخاب کرده است شایسته است زیبایی مفاهیم و ذوقش را قدر بداند و به خاطر سهل انگاری در وزن احساس و اندیشه اش را آسان هدر ندهد.
شاعر قالب را می شناسد، قافیه را می شناسد و اتفاقا تلاش او برای مضمون ساختن با قافیه هم مشخص و قابل تحسین است، اما در رعایت وزن در هر سه شعر شاعر ناموفق بوده است، با خواندن شعر اول کاملا مشخص می شود شاعر در مصاریع زوج به سبب همراهی موسیقی قافیه و ردیف از عهده ی رعایت وزن بر آمده و در هر پنج مصراع فرد وزن دارای ایراد است، در دو شعر دیگر البته شدت ایرادات وزنی بسیار کم تر است و شاعر با وزن ها راحت تر کنار آمده است. البته با توجه به سابقه شاعری این مساله خیلی نگران کننده نیست، به این شرط که در ایشان سهل انگاری در خصوص وزن به عادت تبدیل نشود، متاسفانه گاهی در محافل ادبی پیشکسوتان محترمی را می بینم که نیم قرن سابقه شاعری دارند اما هنوز در رعایت وزن عروضی دچار مشکل اند.به شرط یادگیری وزن بر پایه مطالعه و خواندن شعر و تمرین و تکرار در سرودن روزی می رسد که اصلا رعایت وزن برای شاعر محدودیت نیست، اتفاقا در دل همین به اصطلاح محدودیت فرصت های ناشناخته ای پنهان است که اگر این محدودیت نبود چه بسا شاعر هیچگاه به آن ها دست نمی یافت.
بیت اول غزل اول را ببینید:
آنچه روا بر ابتداست،آخر نمی گویم
پوزش که حرفم را از این بهتر نمی گویم

صرفنظر با تغییر بسیار اندکی وزن معیوب مصراع اول درست می شود:
آن‌چه روا بر ابتدا آخر نمی گویم
شاعری که بیتی به زیبایی بیت پایانی غزل دوم می نویسد قطعا برای تسلط کامل بر وزن به شرط تلاش راه زیادی در پیش ندارد.
به نظر من غزل دوم از دو غزل دیگر غزل کامل تری ست، شاعر با وزن راحت تر بوده و قافیه و ردیف هم او را به تنگنا نکشانده است، کلمات ساده و یکدستند، و این یکدستی رمز موفقیت یک شعر از منظر زبان است، نگاه کنید به این بیت:
تن بید پیش از تو یکدم نلرزید
اگر تو نبودی که مجنون نمی شد
برای من در جایگاه مخاطب صرفنظر از ضعف های زبانی تناسب بید و مجنون برای شاعری و کم سابقه آن هم با این شکل استفاده بسیار دلچسب و البته حائز اهمیت است، از آن جهت که شاعر در حد بضاعت خود تلاش خود را برای تصرف های زبانی آغاز کرده است.
برای شاعر آرزوی موفقیت بیشتر دارم و یقین دارم به زودی آثار بهتری از ایشان خواهیم خواند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
مهران عزیزی » سه شنبه 12 فروردین 1399
سلام و عرض ادب و احترام به شاعر گرامی و منتقد بزرگوار. از دیدن نام آقای سلیمانی عزیز پای این نقد خوشوقت و خوشحال شدم و از این که ان‌شاءالله از این پس در جمع منتقدان محترم پایگاه حضور خواهندداشت خدا را شاکرم و از گردانندگان پایگاه ممنونم. نشر «نزدیک‌تر» با مدیریت این عزیز بزرگوار، در این وانفسای چاپ و نشر، آن هم در حوزه‌ی شعر، با توجهی که به شاعران نوپا و استعدادهای تازه دارد، کارستان کرده‌است و ان‌شاءالله با بهبود اوضاع توفیقات بیشتری هم خواهدداشت.
امیرعلی سلیمانی » جمعه 15 فروردین 1399
منتقد شعر
سلام و ارادت جناب عزیزی بزرگوار، ممنونم از لطف شما، چشمه ی شعرتان جوشان باد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.