اتفاقا با‌استعدادها باید بیشتر مراقب باشند




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : فردین اَروانه


عنوان شعر اول : .
اشعار من حرف دل اهل زمانه ست
اما برایت قالب شعرم بهانه ست

شرمنده ام یارِ غزلخوانِ غزل دوست
وسعم همین تک بیت های عاشقانه ست

افتاده ام در چاه عشقت ، ای زلیخا
آخر عزیزت میشوم این ها نشانه ست

بی تو تمام آشیان ها جز قفس نیست
با تو درونِ یک قفس هم آشیانه ست

تا در کنارم بودی اینجا خانه ای بود
بعد از تو اینجا بدتر از دیوانه خانه ست

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
این یادداشت نگاهی به غزل فردین اروانه است. با اینکه در پرونده ایشان سن شاعری را کم تر از یک سال قید کرده اند اما با مطالعه این غزل و شعر های پیشین شاعر متوجه می‌شویم که با یک شاعر مسلط مواجهیم، البته چیزی در این میانه غیرطبیعی نیست، در کارگاه‌های ادبی دو دسته هنرجو دیده‌ام، هم آن ها که پله پله مقدمات را یاد می گیرند و با تمرین و تکرار به سطح قابل قبول می‌رسند، هم آن‌ها که با استعدادی ذاتی و ذهنی خلاق از همان ابتدا بخش عمده‌ای از مسیر را پیموده‌اند، البته توفیق نهایی در میان این دو دسته ارتباطی به دسته‌بندی‌شان ندارد، بیشتر به ادامه مسیر مربوط است، گمان می‌کنم فردین اروانه هم جزو دسته دوم است، پس باید خدا رو شکر کند و به قریحه اش ببالد که کمتر از یکسال توانسته خود را جایگاه قابل قبولی در نوشتن برساند.
داشتم می‌گفتم، سرنوشت آن دو دسته روشن نیست، دسته اول شروعی ناامید‌کننده دارند، چند ترم طول می‌کشد بر وزن و قافیه مسلط شوند، در همین دوره یادگیری خیلی‌هاشان دل زده می‌شوند و شاید دنبال سایر گونه‌های نوشتن می‌روند اما آن ها که می‌مانند بسیار امیدوار کننده می‌شوند، دسته دوم از همان ابتدا با تحسین دیگران مواجهند و عمر کم شاعری‌شان امتیازی بزرگ برای تحسین‌شان محسوب می‌شود، مخاطره دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود، شاعر جوان وقتی به همین تحسین‌ها بسنده کند دیگر بهره برداری از تجربه ندارد، جایی خوانده بودم معلم نویسندگان تجربه آن‌هاست، تجربه اگر آموزگار باشد پس ما هر لحظه در حال آموختنیم.
این مقدمه قدری طولانی را از آن جهت آوردم که هم به نظرم حاوی نکته‌ای مهم بود و هم تعداد شعرهای برای نقد یک غزل است، غزلی پنج بیتی با قافیه و ردیفی نسبتا ساده و تجربه شده، این به خودی خود نه امتیاز است و نه نقطه ضعف، البته به شاعران جوان‌تر همیشه توصیه می‌شود در استخدام قافیه و ردیف بر خود آسان‌تر بگیرند تا دست شان برای پرداخت مفهموم باز تر باشد. چنین به نظر می‌رسد شاعر در موزون سرودن و حتی موزون اندیشدن توانمند است و اتفاقا این امتیاز بزرگ مخاطره‌ای بزرگ را هم به همراه دارد، وقتی موزون نوشتن راحت باشد ممکن است مضمون، تصویر، ترکیب و هر ساخته ی دیگری را هم راحت بگیریم و این شروع آسیب است.
اشعار من حرف دل اهل زمانه ست
اما برایت قالب شعرم بهانه ست
فی نفسه از اینکه شاعر خودش را در شعر بیاورد مخالفم، زیرا مخاطب می‌خواهد با شعر همراهی حسی کند، مخاطب شاعر نیست پس نمی تواند از دریچه عاطفه خود را به جای شاعر بگذارد. اگر به جای اشعار من مثلا می نوشت این حرف ها حرف دل اهل زمانه ست شاید مخاطب را بیشتر با خود همراه می کرد (جسارت نباشد تنها مثالی زدم که صحبتم را توضیح داده باشم) حالا مصرع دوم را نگاه کنید معنی را می‌فهمیم و احتمالا مخاطب هم معنای مشترکی را شاعر درک می‌کند اما پرداخت چندان موفق نبوده است. در بیت سوم همه چیز خوب است، تنها نکته‌ای که می توانم بگویم این است که اگر زلیخا هم حذف می‌شد بهتر می‌شد و تلمیح را قدری شیرین‌تر می کرد همان‌طور که شاعر اشاره ای به این نمی‌کند که یوسف است و این را به عهده‌ی درک مخاطب می‌گذارد.
و بیت آخر
تا در کنارم بودی اینجا خانه‌ای بود
بعد از تو اینجا بدتر از دیوانه‌خانه ست
دیوانه خانه بد است، این مقدمه‌ی جمله‌‌ای‌ست که در مصراع دوم بیت آخر آمده است و به نظر می‌آید چندان شاعرانه نیست، شاید به جای بدتر باید عبارت شاعرانه‌تری می آمد و البته با نگاه ویژه‌تری به وزن و روان خواندن مصراع اول می‌شود موزون تر بازنویسی شود.
دوست شاعرمان واقعا شاعر است و باید مراقب مسیر پیش رویش باشد.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
فردین اَروانه » یکشنبه 10 فروردین 1399
با سلام خدمت شما جناب سلیمانی عزیز بسیار لذت بردم از نقد شما موفق باشید????????

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.