توجه به تخیل




عنوان مجموعه اشعار : آوار جدایی
شاعر : محمدرضا صبوریان


عنوان شعر اول : حق با توئه
میباره خاک از سقف احساس تو امشب
روی سرم می ریزه آوار جدایی
از خشت اول آجر این عشق کج بود
لعنت به روزای قشنگ آشنایی

حیف تموم جمله های عاشقانه...
حیف غزل هایی که واست می سرودم
توو ذهنت اقیانوسه اما من یه برکه م
حق با توئه من مرد رویاهات نبودم

بن بسته راهی که به سمتش می دویدم
باید که برگردم همین راهو دوباره
انگیزه اما واسه برگشتن ندارم
احساسم امشب بعد تو بالای داره

بیدی نبودم که به این بادا بلرزم
اما درختم خب یه جایی کم میاره
رگ هامو دارن میبُرن با طعنه هاشون
این مردمی که خنده هاشون زهر ماره

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر شما شعری است با زبان محاوره و مضمونی عاشقانه. سعی کرده اید با استفاده از ظرفیتی که زبان محاوره به شما داده است، به شکلی حداکثر شعر را از نظر حسی و عاطفی ارتقا دهید. در این زمینه تلاش خوبی هم کرده اید و در برخی بخش های شعر هم موفق بوده اید و باید در این زمینه گفت سعی کنید بیشتر و بیشتر از این ظرفیت بهره مند باشید. برای مثال این سطر شعر:
بیدی نبودم که به این بادا بلرزم
اما درختم خب یه جایی کم میاره
به خوبی از ظرفیت های زبان محاوره بهره برده اید. این حس و این شیوۀ بیان در زبان رسمی اتفاق نمی افتاد اما شما موفق شده اید در زبان محاوره به خوبی آن را اجرا کنید. اما نکتۀ مهمی در شعر شما وجود دارد که شاید نتیجۀ توجه بیش از حد به زبان بوده است. شاید برای اینکه دچار لغزش ها و آسیب های زبانی نشوید، همۀ توجه خود را به این حوزه جلب کرده اید اما این توجه باعث شده است از یک حوزۀ مهم غفلت کنید و آن تخیل است. راستش را بخواهید شعر شما از نظر تخیل، شعر فقیری است. تصویر قابل توجه و کشف و ابداعی که نتیجۀ عملکرد ذهن شاعرانۀ شما در شعر باشد، در این اثر نمی بینیم. به تصویرهایی که در شعر دارید یکبار توجه کنید و با خودتان مرور کنید که آیا این تصویرها جان و انرژی لازم برای نجات دادن شعر را دارد؟

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.