2 نکته دربارۀ 3 شعر




عنوان مجموعه اشعار : دامون
شاعر : سیامک باقری


عنوان شعر اول : بغض
چرخیدم و دهان باز کرد
بغضی فسیل
چرخیدم و فرسودیم من و دستم
چرخیدم و گردن کج خانه ام شد
و در گور اسباب کودکی هام

کاش درخت دستم بود
تا با تکانی
برگ برگ میوه به دست عابر بی دست میریختم، اما
افسوس
افسوس
افسوس
در بهاران هم نمی روید بر رنج‌ هام
جز چرک چروک و چاک چاک زخمهای نو



سیامک باقری

عنوان شعر دوم : جنگل
چگونه ساکتی، جنگل
تن تو را
تبر می زنند


#سیامک_باقری
#شعرکوتاه

عنوان شعر سوم : آغاز
واژه
درپایان،
وشعر
درآغازاست
هنوز



#سیامک_باقری_دامون
#شعرکوتاه
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای دوست شاعرمان را که می خوانیم به دو نکتۀ قابل توجه در این شعرها پی می بریم که در این نوشتار کوتاه قصد داریم دربارۀ این دو موضوع صحبت کنیم. این دو نکته البته به این معنا نیست که به تلاش مستمر شاعر برای ارتقای سطح شعری خود بی توجه باشیم، این تلاش ها قابل توجهند اگر با مطالعه و تمرین مستمر و پیگیر همراه شوند که به نظر می رسد با شاعری جدی و حرفه ای رو به روییم که همین مساله باعث می شود در نقد هم منتقد جدی تر به نقد شعرهایش بپردازد.
نکتۀ اول این که توجه شما به زبان در شعرهایتان روشن است. سعی کرده اید با استفاده از بازی های زبانی و استفاده از ظرفیت های فرمی و معنایی واژگان، زبان شعر را ارتقا ببخشید. این امر به خودی خود خوب و امیدوار کننده است. شاعری که رفتاری حرفه ای با زبان دارد و برای واژگان شعرش وقت می گذارد و انها را با حوصله و دقت انتخاب می کند، شاعر موفقی است و از این مسأله هیچ شاعری گریز ندارد اما مسأله این است که گاهی توجه به این بازی های زبانی و تکنیک هایی مثل استفاده از صنعت جناس و ... به شکلی صورت می گیرد که به قول معروف «خیلی رو هستند» این یعنی اینکه دست شاعر پیش مخاطب روست و مخاطب می فهمد که شاعر به دنبال این است که با بازی کردن با کلمات به شعر سر و شکلی بدهد. مثلاً:
در بهاران هم نمی‌روید بر رنج‌‌هام
جز چرک چروک و چاک چاک زخمهای نو
در این دو سطر شیوۀ استفاده از جناس چنان در چشم مخاطب است که به جای لذت بردن از شعر، به دنبال راهی است که این سطرها را درست و بدون ایراد در تلفظ بخواند.
نکتۀ دوم این است که همچنان دربارۀ برخی شعرهای کوتاه شما این سوال را می شود قرار داد که چرا باید پذیرفت که این ها شعرند؟ هر شعری باید به میزانی خودبسندگی رسیده باشد که با ویژگی های زبانی، تصویری، حسی یا.. مخاطب خود را قانع کند که با شعر طرف است یا حداقل اینکه شعر تمام شده است. چه استدلال قانع کننده ای در پشت این سطور مثلاً هست که ثابت کند ما با یک شاعر کامل طرفیم یا سطرهایی که می توانست بخش هایی از یک شعر باشد:
چگونه ساکتی، جنگل
تن تو را
تبر می زنند

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.