شعر جوان خراسان




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : شهریار سنجری


عنوان شعر اول : بانوی پریزاد
جز آخرین نامه نمانده هیچ در یادم
آن نامه را با خط خون پیشت فرستادم

سربسته گفتم : من هنوزم عاشقت هستم
سر بسته پس دادیش ، گفتی بی تو آبادم

پس لرزه های رفتنت کار خودش را کرد
آن قدر لرزیدم که آخر کار افتادم

شش هفت سالی می شود از خانه ام رفتی
شش هفت سالی می شود در خانه جان دادم

عکاس می خواهد که لبخندم به لب باشد
بعد از تو تنها توی تصویر خودم شادم

ابرم ولی بی رعد گریه می کنم هر شب
کوهم ، که در گوش خودم پیچیده فریادم

موی پریشان تو رفت و باد با آن رفت
دلتنگ چرخیدن میان هوهوی بادم

من هم فراموشت کنم ، اشعار من هرگز
این شعر هم تقدیم بانوی پریزادم


عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
تعلیق معنایی و تصویری که با کلمه «خط» در این مصرع ایجاد شده، به واسطۀ فعل جمله تقویت شده است. نامه‌ای با خط خون نوشته شده، نامه‌ای با خط خون فرستاده شده است. این نوع تعلیق‌ها که مخاطب را میان دو انتخاب و دو برداشت در ابهام باقی می‌گذارد و در نهایت می‌تواند او را به پذیرش هر دو مفهوم یا هر دو تصویر وا دارد، عموما خوشایند مخاطب است و از امتیازهای شعر به حساب می‌آید. شاعر همین شیوه را در بیت بعد و با وضوحی بیشتر روی کلمۀ «سربسته» اجرا کرده است. در این بیت به این نکته توجه کنیم که هرچند شاعر در نقل قولی از خودش سعی در توجیه بیان گفتاری و صمیمانه دارد و بر همین مبنا از لفظ «هنوزم» استفاده کرده است، اما نمی‌توانیم نامتجانس بودن و توجیه‌ناپذیر بودن این کاربرد را نادیده بگیریم. «هنوزم» به جای «هنوز هم» آمده و این طور به نظر می‌رسد که شاعر در تنگنای وزن به این نحو نامتناسب رضایت داده است. پاسخ معشوق به نامه نیز جمله‌ای است که انگار با تسلط قافیه بر ذهن مخاطب شکل گرفته است: «بی تو آبادم».
از این دست مسامحه‌ها که اغلب به زبان شعر آسیب زده است، گاهی در بیت‌های دیگر هم نمونه‌هایی دارد: آن‌قدر لرزیدم که «آخر کار» افتادم. این عبارت اگر بدون کسره خوانده شود، به زبان محاوره نزدیک می‌شود در حالی که بافت کلی زبان این شعر، زبان رسمی و سالم است. این مصرع را هم ببینیم: «شش‌هفت سالی می‌شود در خانه جان دادم» که از نظر نحوی قوی نیست: دو فعل «می‌شود» و «جان دادم»، در دو جملۀ وابسته به هم قرار دارند که البته حرف ربط میان‌شان نیست اما محتوای مصرع ارتباط این دو جمله را مشخص کرده است، زمان فعل‌ها با توجه به محتوای مصرع و با توجه به پیامی که شاعر قصد بیان آن را دارد، متناسب نیست و باید چنین چیزی باشد: شش هفت سالی می‌شود که در خانه جان داده‌ام، که در خانه جان می‌دهم، ... به نظر می‌رسد که شاعر در این بیت نیز متاثر از قافیه است و نحو سخن را در سایۀ قافیه شکل داده، بنابراین در رعایت تناسب فعل‌های بیت کم‌توجهی شده است.
تصویرسازی‌ها و خیال‌پردازی‌ها بعد از میانۀ شعر خودنمایی می‌کند و نزدیک به پایان غزل با این بیت اوج می‌گیرد:
موی پریشان تو رفت و باد با آن رفت
دلتنگ چرخیدن میان هوهوی بادم
شاعر با این بیت هم حس و سخن خود را با بهره‌گرفتن از خیال و تصویر تقویت می‌کند هم درجۀ القای پیام خود به مخاطب را شدت می‌بخشد، از سویی مخاطب را آمادۀ رسیدن به بیت مقطع می‌کند. حیف که با اندکی مسامحه در پرداخت زبانی، شعر در بیت پایانی به ویژه در مصرع نخست، می‌لغزد: من هم فراموشت کنم، اشعار من هرگز؛ انتظار داریم جمله کامل باشد. خوشایندِ مخاطب نیست که فعل «فراموشت نخواهد کرد» در این جمله به قرینه حذف شده باشد. (من هم فراموشت کنم، شعرم نخواهد کرد) همچنین جدا ساختن شعر، از شاعر که در این مصرع برای ستودن معشوق و تاکید بر مهرورزیِ بی‌اختیار شاعر است، چندان که باید ارجمندی ندارد. پذیرش این مفهوم که شاعر از شعرش جداست، ممکن است به ذوق عموم خوش نیاید. هرچند پیداست که شاعر بر محال بودن این امر تکیه دارد.
از آن‌جا که تسلط شاعر بر وزن شعر و توانمندی ایشان در زمینۀ موسیقی در این غزل نمایان است، به یک نکتۀ کوچک هم در این باره اشاره می‌شود: ابرم ولی بی رعد گریه می کنم هر شب؛ ناچار باید حرف «ه» را در کلمۀ «گریه» آشکار تلفظ کنیم تا موسیقی شعر بی‌خدشه و سالم بماند در حالی که این تلفظ صحیح نیست و نوع «ه» در این کلمه غیرملفوظ است. حیف است اشاره نشود که مصرع دوم همین بیت، تاکیدی است بر توانمندی‌های بی‌تردید این شاعر جوان: کوهم، که در گوش خودم پیچیده فریادم
با نگاه دقیق و ظریفی که شاعر بر تصاویر و بر ظرفیت‌های زبان دارد و در این غزل پیداست، می‌توان منتظر غزل‌های درخشان‌تری از این شاعر جوان بود.
با آرزوی موفقیت‌های بیش از پیش برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22 مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.