مردّد میان شعر کوتاه و هایکو




عنوان مجموعه اشعار : خانوادگی
شاعر : سید علی اکبر هاشمی


عنوان شعر اول : برکه
کنار یک برکه
زنی که نور می‌زایید
چاقو دردست
کشتم

عنوان شعر دوم : تلقین
به وقت تلقین
نزدیک صبح
بعد از مردنت
چراغ خانه روشن شد

عنوان شعر سوم : کرانه
در کرانه
به یاد تو
با زنی غریبه صبح خواهم کرد.
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
در متن اول، بلاتکلیفی میان رعایت و عدم رعایت ایجاز به چشم می‌خورَد. شاعر «را» مفعولی را پس از «زنی» حذف کرده، امّا سطرِ «چاقو در دست» را که حشو محض است، باقی گذاشته. همین‌طور در متن سوم، سطر اول «در کرانه» کاملاً اضافه است، چراکه علاوه‌بر اینکه این متن اصلاً نیازی به قید مکان ندارد، می‌بینیم که قید مکانی هم که آورده شده، کاملاً خنثی است و گرهی از فهم مخاطب نسبت به شعر باز نمی‌کند. امّا در اثر دوم، جوانب ایجاز کاملاً رعایت شده و از این‌حیث می‌توان آن را اثری قابل‌توجه دانست، به این شرط که از دیگر شرایطِ شعر شدنِ اثر، چشم بپوشیم.
درواقع در هر سه متن، به‌استثنای «نور زاییدنِ زن» در متن اول، تصویر شاعرانه‌ای نمی‌بینیم. در متن دوم، بعد از مردنِ کسی، با اینکه نزدیک صبح بوده (هنوز صبح نبوده و هوا روشن نبوده)، چراغ خانه‌ای روشن شده، و در متن سوم، قرار است شبی به یاد کسی، با غریبه‎ای صبح شود.
شاید این مضامین در متنی بلندتر، حتی می‌توانستند از سطرها و تصاویرِ خوبِ آن متن محسوب شوند، امّا یقیناً یک شعر کوتاه، نیاز به تصاویری قوی‌تر، چشمگیرتر، ضربه‌زننده‌تر و تأثیرگذارتر دارد. باید پذیرفت که یک سطر سادۀ معمولی که گاهی در یک شعر بلندتر، صرفاً به‌خاطر سادگی و صمیمیت و معمولی بودنش، جلب‌توجه می‌کند و در جذب طیفی از مخاطبان به توفیق می‌رسد، در یک شعر کوتاه، تبدیل به عنصری بیکار و بی‌فایده می‌شود که چون در یک فضای محدود، می‌تواند جای عناصری مفید و کارساز را گرفته باشد، می‌تواند عملاً به عاملی مخلّ هم تبدیل شود.
درمجموع به‌نظر می‌رسد هر سه متن، میان «شعر کوتاه» بودن و «هایکو» بودن معلق و بلاتکلیف‌اند و از هر دو سو، از برخی مؤلفه‌های لازم محروم‌اند و از برخی مؤلفه‌های مخل، برخوردار.
ثبت یک لحظۀ خاص، ویژگیِ مهمِ اغلب شعرهای کوتاه است، امّا اینکه ثبت آن لحظۀ اندیشگی، عاطفی، یا حادثه و رویدادی خاص، متکی بر ثبت تصویر باشد یا اینکه صرفاً متکی بر کلام به‌شکل ساده، یا آراسته به عناصر زیبایی‌آفرین باشد، گونه‌های مختلفی از شعر کوتاه را خلق می‌کند که البته سه نمونۀ مورد بحث، در هیچ گونه‌ای از آن‌ها، به‌طور کامل نمی‌گنجد و برای گنجیدن در هر گونه‌ای، از برخی ویژگی‌ها محروم است.
با این‌حال نباید از نظر دور داشت که هر سه اثر، علی‌رغم وجودِ برخی عناصرِ قابل‌حذف، به مرزهای ایجاز بسیار نزدیک‌اند و همین رسیدن به این مرحله از ایجاز، کاری دشوار است و تجربه و تلاشی مستمر را در سابقۀ خود دارد.
شاعر با مطالعۀ بیشتر در زمینۀ کوتاه‌سرایی، می‌تواند در عرصۀ کوتاه‌سرایی به توفیق بیشتری دست یابد، کمااینکه با مطالعۀ چند شعر بلندتر از این شاعر، به این نتیجه رسیده‌ام که در کوتاه‌سرایی و مدیریتِ ساختارهای کوتاه‌تر و منسجم‌تر، موفق‌تر عمل می‌کند و لجامِ انسجام متن، دیرتر و کمتر از دستش خارج می‌شود.
مطالعۀ کتاب «کوتاه‌سرایی» سیروس نوذری می‌تواند به شاعر کمک کند تا با شناخت عمیق‌تری در این مسیر حرکت کند، و علاوه‌بر آن، مطالعۀ جدی و پیگیرِ شعرهای کوتاه در دو دهۀ اخیر، و تأمل جدی بر علل توفیق یا عدم توفیق هر اثر.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
سید علی اکبر هاشمی » شنبه 23 فروردین 1399
ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.