موسیقی و سایر لوازم




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : نجمه سادات سیدی


عنوان شعر اول : بی نام
رسیده فصل شکفتن و به دشت خود نرسیده ام
درون موزه ای از جهان رمه گوزن جهیده ام

بدون ذره ای از حیات اسیر شیشه ی عمر خود
به روی صخره ی زندگی فرانرفته دویده ام

مقیم شاخه ی سبز باغ ، محاطِ حرکت چشمتان
دو بال خشک پرنده ای که از درخت نپریده ام

رسیده دم به دم از شما به کنده های من آتشی
تمام عمر گذشته را به داغ کوره دمیده ام

به فکر رفتنم از جهان... میان اینهمه دردسر
برای جنگل شعله ور هوای تازه وزیده ام...


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
شاعر جوان این غزل، از خاستگاه شعر و ادب، خراسان است و پیداست که ذوق و جوهر شعر با جان او آمیخته است. گریختن از دام موسیقی شعر برای شاعران موزون‌سرا تقریبا امری دشوار است. ببینیم این شاعر جوان چگونه در وزنی ناآزموده، دست به تجربه برده و تا حد قابل قبولی موفق نیز بوده است. او در همین آزمون از منظر زبان و ساخت، گاهی به ورطه‌های مسامحه غلتیده چرا که توجه او به وزن شعر، او را در برابر برخی اصول نحوی و زبانی آسان‌گذر و کم‌اعتنا کرده است. البته تردیدی نیست که شاعر در حال تجربه اندوختن است. این سرود‌ه‌ها برای تسلط‌یافتن او بر عناصر و پایه‌ها و اصول شعر است و یقینا پس از نوشتن‌های بسیار و بسیار، مانند یک سوارکار ماهر، مهار شعر را کاملا مسلط و دقیق در دست خواهد گرفت و بر تمام دشت‌ها و گستره‌ها به آسانی و شکوهمندی خواهد راند. پس در این مرحله یادآوری این نکته ضرورت دارد که توجه به جنبه‌ای از امکانات هنرسازه، نباید ما را از وجوه اساسی و بنیادین شعر غافل کند. به یاد داشته باشیم که بهترین شعرها حاصل توجه و تسلط شاعر بر تمام جوانب شعرند.
وزن این غزل همچنان که شاعر خود نیز اشاره کرده است، وزن دوری است. با کاستن یک هجای کوتاه از ابتدای وزن متعارف و آشنا و البته تقریبا کم‌کاربرد متفاعلن که در بحر کامل است و شعر معروف هاتف اصفهانی در این وزن را همه می‌شناسند: چه شود به چهرۀ زرد من نظری برای خدا کنی/ که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی. غزل این شاعر جوان بر وزن مفاعلن متفاعلن است و این افاعیل در هر مصرع دو بار و در یک بیت چهار بار آمده است: رسیده فصل شکفتن و: مفاعلن متفاعلن، به دشت خود نرسیده‌ام: مفاعلن متفاعلن. شاعر در همه ابیات از عهدۀ این وزن برآمده است و جز یک دو مورد جزیی که با نحوۀ خوانش می‌توان آن را روان ساخت، تمام ابیات به سلامت در این وزن قرار دارند. در مصرع دومِ مطلع، ترکیب «رمۀ گوزن» را باید به سبک قدیم «رمی گوزن» (با سکون یا) خواند که البته یادآور سبک خراسانی نیز هست. همچنین کشیده بودن هجای آخر کلمۀ درخت در بیت سوم و قرار گرفتن این هجای کشیده در میان دو رکن مفاعلن و متفاعلن، وزن را در این نقطه مخدوش کرده است و از آنجا که جای این کشیدگی هجا در پایان رکن تکرارشونده نیست و در میانۀ آن است، نمی‌توان این خلل را توجیه کرد. فرض کنیم که معنا با فعل «پریده‌ام» درست می‌بود، در این صورت وزن اصلاح می‌شد: که از درخت پریده‌ام
اما ببینیم شاعر در پرتو این طبع‌آزمایی در زمینۀ موسیقی، به کدام ظرایف دیگر شعر کم‌اعتنا شده است:
این غزل تقریبا بر محور بیت شکل گرفته و اگرچه فضای کلی شعر بر مدار گلایه و ابراز اندوه شاعر از شرایط نامطلوب متاثر از نشکفتن و حیات را درنیافتن و ... است، هر بیت شاعر را در یک هیئت و یک قالب ترسیم می‌کند؛ در بیتی گوزن درون موزه است، در بیتی دو بال خشک پرندۀ از درخت نپریده و در بیتی دیگر کنده‌ای از درخت است. در برخی ابیات گاهی رابطه‌های معنایی یا تصویری میان دو مصرع قوت ندارد. بیتِ مقیم شاخۀ سبز باغ... از این دست است. در این بیت و بیت بعدی حضور مخاطبی ناشناس و تعریف نشده، شعر را به سوی ابهام سوق داده است. شاعر در تمام ابیات از خود و شرایط خود سخن می‌گوید و با اوصاف گوناگون حال ناخوشایند خود را شرح می‌کند که تقریبا عمومی و قابل درک است اما در این دو بیت با دو عبارت: «محاط حرکت چشمتان» و «رسیده دم‌به‌دم از شما» پای شخص یا اشخاصی را به شعر خود باز می‌کند که در هیچ جای شعر تعریف یا وصفی از آن به مخاطب ارائه نشده است و شعر از این منظر نامأنوس و گنگ شده است. همچنین این بیت را ببینیم که در عین زیباییِ معنای منتقل شده، چقدر کلمات و تصاویر متفرق و پراکنده‌اند و تناسب‌های میان اجزای بیت به خوبی تقویت نشده است:
بدون ذره ای از حیات اسیر شیشه ی عمر خود
به روی صخره ی زندگی فرانرفته دویده ام
در توانمندی شاعر و ذوق و قریحۀ ذاتی او تردیدی نیست. بسا که به زودی انتظار ما از درخشیدن یک شاعر غزل‌پرداز جوان برآورده شود و طبع روشن این شاعر، جوابی درخشان به انتظار مخاطبان و علاقمندان غزل باشد. به امید آن روز.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22 مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۳
فریبا یوسفی » چهارشنبه 20 فروردین 1399
منتقد شعر
سلام. بسیار خوب. شاید برای روشن شدن این نکته، لازم باشد بیتی دیگر که نشان از ذهنیت شما دارد بر این شعر بیفزایید یا یکی از ابیات را کمی تغییر دهید. البته بیان صریح منظور هم به نفع شعر نیست با این حال حتما خودتان می‌توانید برای رفع این ابهام بیندیشید. شعرتان بسیار خوب است. موفق باشید.
نجمه سادات سیدی » جمعه 22 فروردین 1399
بله درست می فرمایید. خیلی ممنونم از توجه و لطفتون.
نجمه سادات سیدی » سه شنبه 19 فروردین 1399
درود بر استاد بزرگوار خانم یوسفی و سپاس از نقد خوبتون. تمام نکاتی که فرمودید به جا و مفید هستند. غرض من از سرودن این شعر گلایه از کارهای مخرب انسان بر حیات وحش و محیط زیست بود. برای همین منظور از زبان گوزنهای جهیده و پرنده های خشک شده در موزه و درخت های قطع شده و جنگل آتش گرفته سخن گفته ام. و آنجا که گفته ام (رسیده دم به دم از شما) منظورم از (شما) نوع و گونه ی انسن هاست.قطعا ضعف تالیف بنده بوده که این هدف ناشناخته مانده. سپاس از وقتی که به خوانش شعر حقیر اختصاص دادید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.