اجرا کردن «تکرار»




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : زیبا زیلایی


عنوان شعر اول : صدایی که تکرار می‌کند
گفتی:
تنها با یک سنگ کوچک
چیزهای بسیاری را می‌شود شکست
و من
تنها برای تو
آن چیزهای بسیاری شدم
که با یک سنگ کوچک هم شکسته‌اند
بیچاره سنگی که پرت شود
اما خودش
نخواهد بشکند
بی‌چاره من
که سنگ می‌زنم به دهان این چاه
شاید صدای آب بدهد
سنگ پشت سنگ
چه تلاش بیهوده ای!
وقتی هربار
صدای تو تکرار می‌کند
«قلبی که درآید از سینه‌
و باز هم بتپد
صاحبش را ‌نکشته است
اما دیگری را حتما...»

تکرار می‌کنی
این هفتمین سنگ است
می‌زنی
و پستان‌های بیرون زده از یک قلب
می‌شکنند
می‌گویی: حالا از قفس آزادیم
می‌گویم: دیر است
آنقدر که ساعت
هیچ زمانی را نشان نمی‌دهد
می‌گویی:
هیچ ساعتی
زمان رفتن را نشان نمی‌دهد
می‌گویم: آنها
که می‌آیند و می‌روند
زن‌ها نیستند
زن‌‌ خانه‌ است
و خانه
هرگز جایی برای رفتن نداشته‌ است
می‌گویم:...
و تو رفته‌ای

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : آرش شفاعی
درون مایه اصلی شعر «صدایی که تکرار می کند» به نظر من «تکرار» است. شاعر برای اینکه این درون مایه را به شعر و به مخاطب منتقل کند دو کار کرده است. اول اینکه از تصویر استفاده کرده است. تصویرهایی که نشان دهندۀ روزگار تکراری و مانند همی است که بر سر مخاطب شعر رفته است:
بی‌چاره من
که سنگ می‌زنم به دهان این چاه
شاید صدای آب بدهد
سنگ پشت سنگ
چه تلاش بیهوده ای!
وقتی هربار
صدای تو تکرار می‌کند
البته به نظر من در همین سطرها، می شد «سنگ پشت سنگ» را برداشت. لازم نیست شاعر همه چیزهایی که در ذهن خود دارد در شعر بیاورد. به همین دلیل وقتی شاعر می گوید صدای تو هربار تکرار می شود، مشخص است چندین بار سنگ در چاه انداخته شده است و همین «مشخص است» دلیل مهمی برای این است که به این نتیجه برسیم سطر «سنگ پشت سنگ» را حشو بدانیم.
نکته دوم و مهمتری که در شعر اجرا شده است و باید درباره اش حرف بزنیم این است که شاعر سعی کرده است با اجرای یک تکنیک خاص در شعر، همان درون مایه را «اجرا کند» یعنی بدون اینکه در شعرش داد بزند که شعر من درباره تکرار و زندگی تکراری است، شعر را به گونه ای بنویسد که همین درون مایه را مخاطبانش احساس کنند. برای این کار شاعر از شیوۀ گفت و گو استفاده کند و با استفاده از مکالمه میان راوی و مخاطب شعر، این رفت و برگشت و تکرار را به مخاطب القا کند. پس در پاسخ به سوالی هم که پرسیده اید باید بگویم اگر شعر، فضا و درون مایۀ شعر ایجاب می کرد استفاده از این شیوه خوب است. دربارۀ هر شعری باید با اتکا به فضای همان شعر باید نظر داد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.