روایتی که از دست رفته است




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : عباس رفیع زاده بروجنی


عنوان شعر اول : .
حالا که نیستی
سیگار می کشم
با دود دور مو
دیوار می کشم

حالا که نیستی
این روزگار تلخ
هر روز میخورم
یه زهرمار تلخ

دنیام یه قاب با
روبان مشکیه
اون که میشه نرفت
بخاطرش کیه؟


تو قلبمه غمت
تو گوشمه صدات
هی با خودم میگم
ای جون من فدات

دیگه تموم شد
یه بغض تو گلوم
همراه عکس تو
یه کلته روبروم

جای لبای تو
لب هام رو لوله شه
آروم ماشه رو ...
وقت گلوله شه

توی گلوی کلت
گیر میکنه فشنگ
این اتفاق نیست
پیغامته قشنگ

نخ های کودن
سیگار و میشکنم
با بطر هیبت
دیوار و میشکنم

پیغامته گلم
من زندگی کنم
باید جای تو هم
من زندگی کنم

عنوان شعر دوم : ۰
۰

عنوان شعر سوم : ۰
۰
نقد این شعر از : آرش شفاعی
روایت در شعر می تواند آن را جذاب و خواندنی کند. این یک حکم کلی است ولی لزوماً هر روایتی نمی تواند این کار را بکند. شاید یک دلیل مهم در این امر این باشد که اصول روایت در شعر به درستی اجرا نشده باشد. شعری که شما نوشته اید و زبان محاوره دارد، قرار بوده است یک شعر روایی باشد. می گویم قرار بوده است چون به درستی اجرا نشده است. اما چرا به درستی اجرا نشده است؟ اولین دلیل و شاید مهمترین دلیل این است که وقتی شاعر قرار است به حیطۀ روایتگری وارد شود باید از کلی گویی و کلی نگری دست بردارد. باید وارد جزئیات شود و بر جزئیات انگشت بگذارد. باید طرفین روایت حضوری زنده و ملموس داشته باشند، باید ویژگی هایی داشته باشند که از طریق آنها بشود به شخصیتشان پی برد. در اینجا همچنان با کلیات رو به روییم:
حالا که نیستی
این روزگار تلخ
هر روز میخورم
یه زهرمار تلخ( سوال: مگر زهر مار شیرین هم داریم؟!)

دنیام یه قاب با
روبان مشکیه
اون که میشه نرفت
بخاطرش کیه؟
شاعر تصمیم گرفته است خودش را بکشد، کلتی در برابر خود می گیرد. این لحظات باید به شکلی نفسگیر، زنده و جزئی در شعر ترسیم شود تا بشود گفت روایتی جذاب شکل گرفته است اما شاعر در روایت این لحظات که نقطه اوج روایت است، دم دستی، شتاب زده و توصیف گرایانه عمل می کند. ظرفیتی که شعر برای میخکوب کردن مخاطب در لحظه هایی که هر آن امکان شلیک بود، به وجود آوده است با شکل روایت شاعر به کلی از دست رفته است و چون این لحظات جاندار و برانگیزاننده نیست، گیر کردن گلوله در لولۀ تفنگ هم باعث نمی شود مخاطب احساس راحتی کند و نفسی از ته دل برآرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
عباس رفیع زاده بروجنی » پنجشنبه 01 خرداد 1399
درود استاد و سپاس.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.