زبان امروز فراموش نشود




عنوان مجموعه اشعار : رباعی 14
شاعر : علی روح افزا


عنوان شعر اول : کشور جان
در کشورِ جانِ من شدیداً غوغاست
صد شعله ی عشق در وجودم برپاست
ای شمس ، بیا بِرِس به دادم ، زیرا
در شهرِ دلم هزارها مولاناست


عنوان شعر دوم : تنهایی
فکرم برود به هر کجا ، آنجایی
تو ساکن کشورِ خیالِ مایی
امروز تو مانده ای فقط ، ممنونم
ای یارِ وفادارِ من ، ای تنهایی


عنوان شعر سوم : طفلک پدرم
هِی شادی ما بَدَل به ماتم می شد
هِی سفره بجای نان پُر از غم می شد
هر روز زیاد می شد اندوه ، ولی
طفلک پدرم بود که هِی کم می شد
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
پژوهشگران معتقدند که به غیر از «دوبیتی» که پیش از اسلام به «فهلویات»، «پهلویات» یا «ترانه‌ها» معروف بود، «رباعی» هم ساخته‌ی ایرانی‌ها یا رودکی است. یعنی برخلاف سایر قالب‌ها که ایرانی‌ها بعد از اسلام از عرب‌ها گرفته‌اند، این دو قالب و این دو شیوه‌ی سرودن از آنِ ایرانی‌ها بوده است. خیام، مولانا، ابوسعید ابوالخیر و باباافضل کاشانی هم از بزرگان رباعی ما تا زمان مشروطه هستند. خیام که نامش جهانگیر است، با نگاه و جهان‌بینیِ عصیانی و اعتراضی (حتی از منظر بعضی، از جمله آیت‌الله الهی قمشه‌ای، با نگاهی عرفانی اما رندانه‌تر از حافظ!) و ابوسعید ابوالخیر با لحن و زبان سوزناک عرفانی و مولانا و باباافضل و دیگر شاعران (که اغلبشان یا رباعی‌سرا بوده و یا چند رباعی در دیوان خود داشته‌اند)، همه و همه پشتوانه‌های این قالب کوتاهی هستند که ریشه در اعماق فرهنگ و زبان و شعر فارسی دارد. این ریشه طبعا تا بعد از انقلاب هم رسیده و با تازه‌کردن خود و نزدیک‌شدنش به زبان امروز، چهره‌ی دیگری از رباعی را به رخ کشیده است؛ یعنی شاعرانی چون منصور اوجی از پیش از انقلاب تا اوایل بعد از انقلاب و سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور در سال‌های نخست پیروزی انقلاب و بعد از ایشان نسل‌های جوان‌تری همچون ایرج زبردست، بیژن ارژن، جلیل صفربیگی و... بازار رباعی را در این سال‌ها گرم نگه داشته‌اند و بسیاری از شاعران را به این راه کشانده‌اند.
سه رباعی ارسالی دوست ارجمندمان آقای علی روح‌افزا، 53 ساله با چند سال سابقه‌ی شاعری نیز کم‌وبیش نشان از ‌تاثیرپذیری از این جریان رو به رشد و رونق رباعی دارد؛ هرچند او بیشتر در پی خوب رباعی سرودن است و چندان توجهی به امروزی‌بودن و نبودن زبان رباعی‌اش ندارد. البته رگه‌هایی از زبان امروز در کلیت هر سه رباعی و گاه در بعضی از مصراع‌هاشان نمایان است؛ مثلا در مصراع‌های:
«در شهرِ دلم هزارها مولاناست»
«تو ساکن کشورِ خیالِ مایی»
«ای یارِ وفادارِ من ، ای تنهایی»
«طفلک پدرم بود که هِی کم می شد»
البته مصراع ذیل هم اندکی به زبان امروز نزدیک است، اما چون به نوعی و به شکل‌های گوناگون بارها گفته شده، در مثال‌ها نیاوردمش:
«هِی سفره بجای نان پُر از غم می‌شد»
مصراع‌های کهنه که علت کهنه‌بودنشان، دیروزی‌بودنشان است و متعلق‌نبودنشان به این زمان این است که شاعر از این زبان به دام مفاهیم گفته‌شده، یا بسیار گفته‌شده می‌افتد. در صورتی که هر شاعری باید به اندازه‌ی وسع و توانش در تازه‌کردن و دیگرگونه کردن مفاهیم و تازه نشان دادن پدیده‌ها دخیل باشد؛ زیرا در غیر این صورت شاعر نیست. یعنی وقتی شاعری از زبان دیروز یا حتی شاعر امروز استفاده می‌کند، آن زبان، شاعر را به دام و حضیضِ مفاهیمِ خود می‌کشاند، نه گسترای معنای خود؛ مثل مصراع ذیل:
«صد شعله‌ی عشق در وجودم برپاست»
شما و ما چند ده و یا چند صد بار این ترکیب و این مفهوم را با همین واژه‌ها شنیده باشیم خوب است؟ البته مصراعِ اول رباعی «کشور جان» هم همین وضعیت را دارد؛ هرچند با کلمه‌ی «شدیدا» که کلمه‌ای است با کاربرد بالای امروزی، ناهمگونی هم به این مصراع اضافه کرده است.
این کل کاستی‌های این سه رباعی بود، اما حسن‌شان:
جدای از زیبایی و شوری که در بیت دوم رباعی «کشور جان» هست (آن‌گونه که بیت اول یارای رسیدن به آن را نداشته است)، رباعی «طفلک پدرم» را با اندک اغماضِ مصراعِ دومش و رباعی «تنهایی»، دو رباعی کامل هستند؛ به خصوص رباعی دومی که از هر جهت عناصر شعری یکدیگر را جذب می‌کنند. ضمن این‌که این دو رباعی در زدن ضربه‌ در مصراع چهارم ـ که از ویژگی‌های اصلی رباعی قید شده است ـ به خوبی عمل کرده‌اند.
دیگر اینکه، درست است که رباعی «تنهایی» به لحاظ انسجام و جاافتادگی قوی‌تر از رباعی «طفلک پدرم» می‌باشد، اما رباعی «طفلک پدرم» نسبت به رباعی «تنهایی» تازه‌تر و امروزی‌تر است؛ اگرچه این تازگی و امروزی‌بودن را بیشتر مدیون بیت آخر خود می‌باشد.
در هر حال، آقای روح‌افزا نه تنها استعداد رباعی‌گفتن، بلکه استعداد و تواناییِ خوب رباعی گفتن را نیز دارد؛ به شرطی که زبان شعر خود را کلا از زبان شعر دیروز جدا کند، و در تمرین به دست آوردن زبان امروز، در پی به دست آوردن زبانی مستقل نیز باشد.
در پایان باز تاکید می‌کنم که دوست ارجمندمان علاوه بر خواندن رباعیات شاعران دیروز (بدون آن‌که تحت تاثیر زبان آنان قرار بگیرد)، خواندن رباعیات شاعران بعد از انقلاب و امروز را نیز فراموش نکند؛ هم شاعرانی که نام بردم و هم شاعرانی دیگر.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۲
ضیاءالدین خالقی » یکشنبه 11 خرداد 1399
منتقد شعر
با درود. قربان شما. لطف دارید عزیز گرامی.
علی روح افزا » دوشنبه 15 اردیبهشت 1399
سلام استاد خالقی گرانقدر ، از اینکه لطف فرمودید و نوشته های حقیر را به زیبایی نقد کردید بینهایت سپاسگزارم و صد البته نقد شما را بارها و بارها خواهم خواند و از آن استفاده خواهم کرد . پاینده باشید استاد ارجمند (روح افزا)

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.