چو گل گر خرده‌ای داری...




عنوان مجموعه اشعار : سپنتا
شاعر : سيد شهريار موسوى


عنوان شعر اول : آرایش/حرام بین/پنهان
دوست ها را دوست های خود مبین
چهرهء یک زن پسِ آرایش است!


از لباسِ سلبِ مسئوليتت بیرون بیا
هر لباسِ شهرتی قطعا حرامِ بَیِّن است!


رازهای این و آن را کن نهان در جانِ خود
مثلِ پنهان بودنِ ماهیِ مستی در شراب!

عنوان شعر دوم : دوباره ها
هجوم کن بر این سیاه
سیاههء جفا، جفا
سپاهِ شومِ جهل ها
تو تک سوارِ لشگری
خرد بیا خرد بیا
به قوّتی که در تو است؛
زبون شود سپاهِ پست
تو با سلاحِ تیز خود؛
به تیغهء تفکر و؛
به ناوَکِ دلایل و؛
به رستمِ کتب بیا؛
نظاره میکند هما؛
به چشمِ خویش در سماء
همای صلحِ صلح خواه
و بارشِ گلاب ها؛
ببندد عهد با زمین
و شمسِ حالِ نیک هم؛
کند طلوع از یمین
و غرقه میشود عزا؛
درونِ یمِّ مهرها
دوباره علم میشود؛
خدای در جهانِ ما؛
دوباره میشود کتب؛
وزیرِ اعظمِ خدا
دوباره بازمیرسد؛
دوباره ها دوباره ها

عنوان شعر سوم : سپنتا
یقینا عشق میباشد سپنتا
مثالِ بالِ کفتر های بیضا

دهانت را بشو با آبِ اصلاح
مگو شوم است شامِ بس مهنّا

بخوان از عاشقانِ کوه افکن
بخوان از آنکه شیرین مرد و والا

مبین عاشق نما ها را که بُستان؛
به جز دستانِ پر پیمانِ گل ها؛

و پاهای بلندِ سبز پاپوش؛
و بيدِ سر به بالا دارِ شيدا؛

و نرگس های بینای بهشتی؛
فضولاتی درونش شد هویدا

به نابودی بکش بت های خود را
بتِ دشمن شدن با عشق ها را

اگر نمرودِ عقل از عشق بد گفت؛
نشانِ او بده از معجزت تا؛

به ایمان در بیارد جانِ خود را
اگرچه ظاهرا گوید ز اعلا..

خلیل، از مهر برپاکن بناء را
که باشد کعبهء دل ها مطّلا
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای دوست عزیزمان دارای یک ویژگی قابل توجه است که باید دربارۀ آن صحبت کرد. همچنان که می دانیم در گذشته، شعر دارای کارکردهای زیادی از جمله آموزش و تربیت اجتماعی بوده است. شاعران با استفاده از زبان ادبیات و اغلب با سرودن نظم هایی که گاه در زیبایی و استفاده از فنون شاعری به شعر پهلو می زده است، مردمان را پند و اندرز می داده اند. آنان را از ناراستی ها نهی می کرده اند و به راستی ها سفارش. بخشی از این کارکرد به این دلیل بوده است که مردم آن دوران اغلب بی سواد بوده اندو برای انتقال مفاهیم نیازمند این بوده اند که همه چیز را حفظ کنند و به صورت شفاهی به یکدیگر منتقل کنند. هرچه میزان سواد در جامعه بیشتر شده و رسانه های جدیدی به میان آمده اند که این کارکرد شعر را برعهده گرفته اند؛ شعر اندرزی بسامد کمتری در شعر پیدا کرده است. مردم دیگر آنقدر باسواد بوده اند که برای تربیت و اصلاح رفتارهای خود نیازی به شنیدن و حفظ کردن شعر نداشته باشند. این کار را رسانه های دیگری مانند کتاب یا کلاس های آموزشی و... برعهده گرفته اند و علوم تربیتی و رفتاری به میان آمده اند که مردم را برای زندگی بهتر، عالمانه تر و تخصصی تر از شاعران راهنمایی کنند. در این وضعیت؛ سرودن شعر اندرزی اگر با رندی ها و هنرمندی های نوآورانه نباشد، مخاطبان را در دنبال کردن و خواندن شعر، چندان راغب نخواهد کرد. یکی از ایرادات مهم شعر شما این است که نتوانسته اید از ظرفیت بسیار خوب و بالای تخیل در شعر بهره نبرده اید. کاش می توانستید با استفاده از تصویرسازی در شعر، به جای بیان مستقیم آنچه در نظر داشته اید، از بیانی هنرمندانه و غیرمستقیم استفاده می کردید. مثالی در این میان بزنیم بد نیست. حافظ می خواهد به مخاطبش مانند شما نصیحت کند. نصیحت حافظ این است که به دنبال زراندوزی و مال دنیا نرود و دست از حرص و طمع بکشد. او این مفهوم را همراه با تصویری شاعرانه و با استفاده از تلمیحی به جا بیان می کند تا به سخن خود وجهی هنرمندانه ببخشد:
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی
در این بیت دیگر با یک نصیحت مستقیم و خشک و خالی رو به رو نیستیم. شاعر از همه امکانات زبان و تصویر بهره برده است و به همین دلیل است که به سختی می توانید بگویید حافظ فقط در نقش یک مربی روان شناسی و استاد تعلیم و تربیت دستوری به مخاطب داده است و تمام!

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.