از مقایسه شعرمان با شعرهای دیگر جلوگیری کنیم




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : حمید رضا یوسفی فر


عنوان شعر اول : غزل

شک چون خوره افتاده بر جان یقینم
شک میکنم حتی به خود، حتی به دینم

بر چشم هایم عینک شک می نَهم تا_
از پشت این عینک حقیقت را ببینم

من کیستم؟ آیینه ای در پاسخم گفت:
تنهاترین انسانِ بر روی زمینم

من را همانگونه که هستم باورم کن
من ساده ام، معمولیم، آری همینم

با خنده ام می گریم و با گریه می خندم
من دلقکی افسرده و اندوهگینم

در جمع عاقل ها اگر راهی ندارم_
در بزم مجنون ها ولی بالا نشینم

دنیای عاقل ها پر از مکر و فریب است
پس سرخوشم از اینکه دیوانه ترینم

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل تقریباً جمع و جوری است و از اینکه توانسته اید کمابیش بر شعر و زبان شعر مسلط شوید باید به شما تبریک گفت. البته این که وقتی شعر شما را می شنویم، ناخوداگاه به یاد یک غزل مشهور می افتیم خوب نیست. منظورم اصلاً این نیست که شاعر نباید از شاعران دیگر بخواند و حتی از آنان تأثیر بگیرد، منظورم این است که وقتی یک شعر بخصوص در شروعش، مخاطبان را بلافاصله به یاد یک شعر دیگر می اندازد، ناخودآکاه در ذهن مخاطب مقایسه و تطبیق اتفاق می افتد و چون سطح شعری دو اثر با هم متفاوت است ( ضمن احترام به غزل شما) کسی که این وسط ضرر می کند، شما و شعرتان هستید. کاش حداقل میزان این شباهت حداقل در مطلع غزل کم می بود تا از این مقایسه و تطبیق جلوگیری می شد.
نکتۀ اصلی اما در زبان شعرتان هست. هنوز ریزه کاری هایی را در زبان باید رعایت کنید تا به سطح بالاتری در زبان شعر برسید. این نمونه ها را برای روشن شدن بیشتر ذهنتان می گویم:
بر چشم هایم عینک شک می نَهم تا_
از پشت این عینک حقیقت را ببینم
مواردی این گونه باعث ضعف شعر است. یعنی جاهایی که پایان مصراع به معنای پایان حرف نیست. آن تا در پایان شعر هم از نظر موسیقایی خوب نیست و هم بیت را دوپاره کرده است.

من را همانگونه که هستم باورم کن
من ساده ام، معمولیم، آری همینم
در اینجا نیازی به م در باورم کن نبود. باید می گفتید: من را همانگونه که هستم باور کن. م در باورم کن تنها برای پرکردن وزن آمده است.

من کیستم؟ آیینه ای در پاسخم گفت:
تنهاترین انسانِ بر روی زمینم
صورت طبیعی و درست این بیت این بود که ایینه ای در پاسخم گفت: تنها ترین انسان بر روی زمینی. وقتی نقل قول از زبان آینه است دیگر دلیل ندارد ضمیر همچنان م بماند. ضمن اینکه در این بیت کسره ای که بعد از انسان آمده است بی دلیل است و تنها برای درست شدن وزن آمده است.

ضمن اینکه این مصرع: با خنده ام می گریم و با گریه می خندم از نظر وزن دچار ایراد است.

درود بر شما

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.