صد آفرین کم است...



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : .
گرفته‌ست در بر کران تا کران را
کبودای نیلوفرِ نیروانا

رسوبیده صد محشرش در «اثرکرد»
خروشیده بر جانِ عقبیٰ و دنیا

نه برقی که سیل‌آتشی آسمان‌گیر
نه صوری که بمبی‌ست منظومه‌پیما

هم از رونقش تخته، دکّانِ دیروز
هم از جلوه‌اش مستحیل است فردا

بلی؛ سمفونیِ زوال است این- هان!
که همواره‌اش بوده آهنگِ اجرا

که تا کرده امروز غوغای ابراز
جهانِ جهان، گشته در بندِ اغما

به یک چشمه‌اش پنج‌خشکی‌ست موجی
به یک غرشش نُه‌فلک، شامِ بلوا

نهادِ جهان، غرق در فعلِ مردن
زمین و زمان جمله جان داده در جا

که در هر نفس نیست جز مرگ، پنهان
که از هر طرف نیست جز هیچ، پیدا

کبودای نیلوفر این است آری
که جنبیده در زیر جلدِ علالا

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزل قصیده خوب و جاندار از شاعر کم سن و سال اما محترم جناب محسن توفیق، من تمام شعر های جناب توفیق در سایت را هم مطالعه کردم و به نظرم و البته اذعان سایر دوستان و اساتید منتقد سایت شعر ایشان نسبت به سن و سابقه شاعری بسیار پخته است. و البته درک و دریافتی که من از شعر ایشان پیدا کردم باعث شد اینگونه بیندیشم که ایشان در درج سن شاعری شاید به سن نوشتن بسنده کرده است و سن سرودن را در نظر نگرفته اند، سن سرودن معمولا سال ها زودتر از سن نوشتن اتفاق می افتد اما همیشه اولین شعری که برای خودمان نگه می داریم اولین شعری ست که نوشته ایم و باقی مانده است. از ویژگی های چشمگیر شعر های ایشان تسلط کامل بر وزن های نامتعارف و استخدام ترکیب و تصویر های غریب و مضمون سازی های پخته است. کاش می شد در این سایت امکانی بود تا این شاعر عزیز و نادیده را ببینم و قدری بیش از تر از شعر ها و حوزه های مطالعاتی شان آگاه شوم.
این تعریف و تمجید ها را از آن جهت در ابتدای نوشته آوردم که شاعر عزیز بداند متوجه ارزش سروده هایش هستم و اگر نقدی در ادامه می نویسم بیش تر به سبب ماهیت فضای این سایت و همچنین قدری آگاهی بخشی بیشتر به شاعر در زمینه استفاده ویژه تر از ظرفیت هایی ست که در اختیار دارد.
در غزل قصیده پیش رو وزن و قافیه به خوبی به کار شعر آمده اند
فعولن فعولن فعولن فعولن
این وزن که شاید کارکردش در شعر معاصر ما چندان بسامد بالایی نداشته باشد برای بیان پند های حکمت آمیز مناسب است زیرا که ضربه ای که تکرار رکن دارد سخن را از باب موسیقی به سمت خطابه پیش می رود و پر واضح است سخن حکیمانه چقدر برازنده خطابه است.
البته در باب قافیه یقینا شاعر آگاه است که شکل استفاده از این دست قافیه ها آن هم در مجالی که ردیف وجود ندارد قدری از بروز استعداد موسیقایی قافیه خواهد کاست. حرف من این نیست که این شکل قافیه گرفتن ایراد دارد بلکه می گویم ظرفیت موسیقایی قافیه قدری نادیده گرفته شده است. هر چند وقتی قافیه تا این حد در خدمت محتواست آن کاستی کوچک هم نادیده انگاشته خواهد شد.
در باب زبان این شعر می توان از جهات مختلف بررسی هایی انجام داد، نخست نسبت زبان و محتواست که به نظرم متناسب و معقول به نظر می آید.یکدستی هم در زبان این شعر تا حدود زیادی رعایت شده است و اگر از کلمات غیر زبان فارسی چون سمفونی هم استفاده شده هم از حیث مضمون سازی و هم تناسب کلاسیک با دیگر کلمات شاعر توانسته است تناسب درستی برقرار کند. در خصوص اساس این گونه استفاده از زبان در شعر امروز هم که سخن فراوان است اگر سمت و سوی شعر به قصیده شدن است که گمانم این باشد این زبان هم توجیه پذیر است.
شعر چیزی مابین غزل و قصیده است هم ویژگی هایی از غزل را دارد و هم مولفه هایی از قصیده، نکته قدری آسیب زننده به این شعر استفاده از تکنیک های ثابت در چند بیت است که کمی خلاقیت را در اثر کم کرده است، تکنیک هایی مبتنی بر توصیف دو پدیده همگون یا نا همگون که شاید برای یک قصیده وصفی صد بیتی جایز و حتی لازم تلقی گردد اما برای این شعر ده بیتی چندان مناسب نیست.

نه برقی که سیل‌آتشی آسمان‌گیر
نه صوری که بمبی‌ست منظومه‌پیما
هم از رونقش تخته، دکّانِ دیروز
هم از جلوه‌اش مستحیل است فردا
به یک چشمه‌اش پنج‌خشکی‌ست موجی
به یک غرشش نُه‌فلک، شامِ بلوا
نهادِ جهان، غرق در فعلِ مردن
زمین و زمان جمله جان داده در جا
که در هر نفس نیست جز مرگ، پنهان
که از هر طرف نیست جز هیچ، پیدا

صرفنظر از زیبایی ابیات از حیث زبان و تصویر تکنیک ساخت این پنج بیت از یک الگوی ثابت توصیفی تبعیت می کند و شاید در یکی دو بیت اول قابل پذیرش باشد اما تکرار آن ملال آور است. البته این نقص تنها از حیث تکنیک ساخت است و در شئونات دیگر وارد نیست.
در این شعر چند کلمه ی کهن نیز استفاده شده اند که اتفاقا کلمات تاثیر گذار شعرند، تاثیر گذار بودن آن ها نشان می دهد شاعر تنها برای تفاخر و ادعای زبان آوری به سراغ شان نرفته است.
در پایان تنها پرسشی بسیار بنیادین را طرح می کنم که این شعر چه میزان از ضروریات ذهنی مخاطب شعر امروز را بر آورده می کند؟ این سوالی ست که بی شک برای هر شاعر و مخاطبی پاسخی متفاوت دارد و ترازویی ست که کفه اش برای هر کس به یک سو سنگینی می کند و شاعر باید به خود پاسخ دهد سرودن در این شکل به چه میزان متعهد به مخاطب امروز است.
در مجموع امید بسیار دارم که فضای ادبی در آینده ای شاید نزدیک با شاعری تمام عیار به نام جناب محسن توفیق روبرو شود.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
ریحانه حق شناس » پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399
ببخشید شاعر این کار چند سالشونه؟
امیرعلی سلیمانی » شنبه 27 اردیبهشت 1399
منتقد شعر
سلام و مهر، آن طور که در پرونده شاعر آمده هجده سال.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.