مدتی قافیه‌اندیش باش



عنوان مجموعه اشعار : _
عنوان شعر اول : بارون شدن تو
واسه بارون شدن تو، من همه چترا رو بستم
واسه از بر شدن تو، من همه حرفا رو گشتم
گشتمو ،رفتمو، دیدم، تا به آغازت رسیدم
واسه آغاز نگاهت من به پایان نرسیدم
هرم گرمای نگاهت میسوزونه غصه‌هامو
بذار شعرام جون بگیرن بسوزنن قصه هامو
شعله ور شو و بسوزون همه این ترانه هامو
بی تو من نمی‌تونم باز بسازم قصیده هامو

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
ترانه‌گی، سادگی و روانی نسبی کلام از نکات برجسته‌ی اثر ارسالی خانم زینب غزی، 30 ساله از خوزستان است. این اثر ارسالی با نام «بارون‌شدنِ تو»، هم شکل و قالبش و هم نوع زبانش و هم تر و تازگی‌اش نشان از آن دارد که گوینده‌اش قصد سرودن ترانه را داشته است؛ اثری که قابلیت ترانه‌شدن را در خود دارد؛ البته اگر اشکلاتش اجازه بدهند.
خانم غزی شعرش را خیلی خوب شروع کرده است؛ تا آن حد که ابتدا باور کردم که با یک اثر درجه‌یک روبه‌رو شده‌ام. تغزلی که در شروع این شعر مخاطب را جذب می‌کند، یک تغزل عمیق و گسترده‌ای است که نگاه فلسفی و رواشناختی را زیرمجموعه‌ی خود قرار می‌دهد؛ چون که شاعر علاوه بر آرزوی «بارون‌شدنِ دوست»، به زیبایی و شاعرانه چنان «همه‌ی چترها را قاطعانه می‌بندد» که تو گویی قرار است که بعد از این از طراوت و تازگی و نعمتش جاودانه برخودار شود. این «باران» برای مخاطب هم معانی، تنوع و عمق خود را دارد و هم رمز این شعر شده است؛ رمزی که گنگ و نامفهوم نیست؛ معما نمی‌سازد؛ رمز روشنی که خاصیت‌های بارانی‌اش شاخص است و نشانه‌هایش آشکار.
اصلا از باران، همین باران خودمانم هرچه برمی‌آید، شاعر (خانم غزی) تنها با یک بیت اول خود، همه را از آنِ خود کرده است. سمبل‌شدنِ باران، نشانه‌شدنِ باران، طراوتِ باران نیز از قابلیت‌های همین بیت است. و نیز یادآورِ گاهِ عاشقانه‌ای است که شاعران و عاشقان را به زیر باران می‌آورد. و یادآورِ عطش زمین است به باران، شادمانی دهقان از باران و... در ضمن، «من» را در هر دو مصراع حذف و «همه» را تبدیل به «همه‌ی» کردم که بهتر شد:
«واسه بارون‌شدن تو، همه‌ی چترا رو بستم
واسه از بر شدن تو، همه‌ی حرفا رو گشتم»
شاید هم بهتر بود در مصراع دوم «همه‌ی حرف‌ها را گشتن»، تبدیل می‌شد به «همه‌ی حرف‌هایش "او" می‌شد»؛ چرا که عاشق جز یار نمی‌بیند و طبعا او را همه‌چیز می‌داند؛ همه‌ی چیزهای خوب، عالی، درخشان، زیبا و...
این حرف‌ها در عین حال پاسخ به سوال خانم غزی هم هست که پرسیده بود: «من استعداد شاعری دارم.» بله شما استعداد خوبی دارید فقط راهنما ندارید و متاسفانه مطالعاتتان در حد صفر است.
اما دیگر مسایل اثر ارسالی خانم غزی که «بارون‌شدن تو» نام دارد، از حد پیشنهاد می‌گذرد، زیرا دیگر سطرهایش دارای کاستی است و غلط‌های شعری‌اش غیرقابل اغماض است. یعنی هر شاعری، حتی مبتدی و تازه‌کار، باید وزن و قافیه بداند. خانم غزی وزن را می‌شناسد؛ اگر چه «ر» در «بذار» اضافه بر وزن است. اما چون زبان شعر عامیانه است، می‌توان نوشت «بذا»؛ یعنی «بگذار» که در زبان عامیانه این‌گونه هم ادا می‌شود. اما در اثر خانم غزی مشکل قافیه اساسی است؛ یعنی از این چهار بیت، فقط بیت سوم از قافیه‌ی درست برخوردار است.
خانم غزی باید بداند که برای کلمات قافیه پیدا کردن کار بسیار آسانی است؛ اول باید کلمه‌ها را از پیشوندها و پسوندها و ضمایری که به آن‌ها متصل هستند خالص کند؛ مثلا «بَستَم» می‌شود «بَست» و «گشتم» می‌شود «گَشت»، پس بَست با هَست، مَست، دَست و... و گَشت با دَشت، تَشت، نَشت و... هم‌قافیه می‌شوند. به آهنگ کلمات و نیز به هماهنگ‌بودن دو سه حرف آخر کلمات که در عین حال دارای فتحه و ضمه و کسره‌ی مشترک باشند، باید توجه کرد. «نرسیدم» و «رسیدم»، «نبودم» و «بودم» و... و نیز «ترانه» و «قصیده» هم با هم هم‌قافیه نمی‌شوند؛ «ترانه» با «بهانه»، «خانه» «جانانه» و... و «قصیده» با «دیده»، «رمیده» و... هم‌قافیه هستند.
«گشتمو، رفتمو، دیدم، تا به آغازت رسیدم
واسه آغاز نگاهت من به پایان نرسیدم»
این مصراع مشکل دیگری هم دارد: مصراع دوم در ادامه‌ی مصراع اول نیست و معنا را نمی‌رساند در صورتی که هر مصراع دومی باید مصراع اول را تکمیل و یا تایید کند و حتی در صورت عالی، آن را تکامل بخشد.
منهای این بیت، یکی دیگر از خوبی‌های شعر خانم غزی، انسجام معناییِ بیت‌هاست.
حرف آخر: کسی که توانایی ساختن یک بیت جانانه را دارد،
باید یقین داشته باشد که توانایی ساختن دیگر مصراع‌هایی با این بلندا و مرتبه و عمق را نیز خواهد داشت. چنین شاعری حتما بااستعداد است. اوایل شاعری همه ضعیف‌اند و در حال تمرین و ممارست هستند. بی‌شک مطالعه‌ی آرام، دقیق و عمیق شعر شاعران دیروز و امروز و کتاب‌های مربوط به ترانه در پرورش و بیشتر استعداد هرکسی مفید و ضروری است. یک عالمه کتاب درباره‌ی ترانه چاپ شده و نوشته‌های بسیاری در مورد ترانه در اینترنت قابل دسترسی است. البته همه‌ی این مطالب خوب نیستند. از این رو، خانم غزی باید از «طریق پایگاه نقد شعر»، شرکت در انجمن‌های ادبی و فضای مجازی با شاعران مشورت بگیرد.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.