باید از پراکندگی دوری کرد



عنوان مجموعه اشعار : _
عنوان شعر اول : _
اینجا زمینم مثله من درگیره پاییزه
من موندمو دردی که از یاد تو لبریزه

عنوان شعر دوم : _
ناگزیر از لحظه های بودنم
در اتاق کوچک این زندگی
همچو مرغی بی پناه بی خانمان
در تلاشم رو به سوی زندگی

عنوان شعر سوم : _
من هستمو یه درد کهنه که مدام
میکوبه تو قلبمو آروم نمیمونه
من موندمو و یه جاده تو سراب
فرداشو هیچکسی نمیدونه
من بازی سایه و آفتابم
روز وشبم باهم گره خورده
من امپراتوره یه رویا توی خوابم
خوابی که تعبیرش سرانجامی نداره
این سرزمین سالهاس متروکه
این پادشاهی که یه رعیت هم نداره
من حال خوبم حال بارونه
وقتی که میباره روسنگ سخت
وقت که باریدن تموم میشه
میفهمه اینجا که یه بیراهس
من آسمونم ابریم تیرم
طوفانیم نزدیک کولاکم
دارم بزرگ میشم تواین جاده
پایان این راه پیدا نیس
من آدم روزای سختیم
حتما مسیرم بی معما نیس
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
چند روز قبل یکی از آثار ارسالی خانم زینب غزی را که بررسی کردم، نکاتی را درباره‌ی کاستی‌های اثرش نوشتم؛ کاستی‌هایی که برمی‌گردد به نبودِ کسی، راهنمایی که بتواند حداقل وی را در ابتدای راه شاعری هدایت کند. او وزن را می‌شناسد؛ آن‌گونه که شاعران به‌صورت طبیعی و بدون کلاس‌رفتن آن را فرامی‌گیرند. با این‌همه، هنوز قافیه را نمی‌شناسد؛ در حالی که شناختن کلیات قافیه کار بسیار آسانی است.
آثار ارسالی حاضرِ خانم زینب غزی نیز شبیه همان اثر قبلی است. چون که آن اثر و این کارها به زبان عامیانه گفته شده است؛ مشکل وزنیِ چندانی ندارد؛ اگرچه مشکل قافیه‌پردازی‌اش همچنان برقرار است.
اولین‌اثر خانم غزی یک بیت بیشتر نیست. این نوع کارها امروزه ندارد؛ مگر این‌که شاعری به تفنن بخواهد بخش کوچکی از دفتر و دیوانش را به ارائه‌ی تک‌بیتهایی اختصاص دهد.
این تک‌بیت خانم غزی زیباست؛ به‌شرطی که مثل بعضی‌ها با غلط‌نویسی املایی خرابش نکند؛ چون‌که در زبان عامیانه هم «مثلِ» را درست شبیه زبان رسمی و کتابی با کسره می‌نویسند، نه این‌که یک حرف (ه) بر آن اضافه کنند؛ ، یا این‌که اگر وزن شعر اجازه نداد، می‌نویسند «مثِ» که این‌گونه‌نوشتن تنها مناسب زبان عامیانه است که البته اغلب ترانه‌ها هم به این زبان سروده و نوشته می‌شوند. اما چون «درگیره» و «پاییزه» و «لبریزه» در زبان عامیانه به‌معنای «درگیر است» و «پاییز است» و «لبریز است» می‌باشد، از این رو، «ه» جای «است» را گرفته درست است.
«این‌جا زمینم مثلِ من درگیره پاییزه
من موندمو دردی که از یاد تو لبریزه»
در این بیت شاعر خودش را به «زمینی تشبیه کرده که دچار پاییز است»، طبعا چنین زمینی خالی از درد و رنج نیز نخواهد بود. این بیت ساده بود و شاید برای مخاطبان عادی جذابیتی هم داشته باشد؛ خاصه وقتی که نمی‌گوید که «من مثل باغی گرفتار پاییزم»، بلکه بجایش «زمین» را مثال می‌آورد، و این کلمه و طبعا تاثیر آن، این بیت را تا حدی جذاب می‌کند.
اثر دوم «دو بیت» است، اما نه «رباعی» است و نه «دوبیتی». شاعران قدیم به این‌گونه اشعاری که در دوبیت اما در وزن‌های متعدد ساخته می‌شد، «دو بیت» می‌گفتند. امروزه این قالب نه‌چندان رسمی، رونقی ندارد. اگرچه این اثر به‌واسطه‌ی نوع قافیه‌پردازی (که غلط هم عمل کرده) بیشتر شبیه یک پاره از چهارپاره است که گاه شاعران نئوکلاسیک بعد از نیما از این‌گونه سرودن استقبال می‌کردند. این اثر هم با توجه به شباهتی که به زبان و فضا و حال و هوای ترانه دارد، تقریبا برای خوانده‌شدن پذیرفتنی است؛ منتها قافیه ندارد. اگر «زندگی» مصراع‌های دوم و چهارم را «ردیف» بدانیم، «سوی زندگی» را باید می‌شد: «کوی زندگی»، «موی زندگی»، «جوی زندگی» و...
«ناگزیر از لحظه‌های بودنم
در اتاقِ کوچک این زندگی
همچو مرغی بی‌پناه، بی‌خانمان
در تلاشم رو به‌سوی زندگی.»
اثر سوم هم دچار چند وزنی است. اگر شاعر به عمد چنین کرده باشد و با آگاهی و اشراف دست به این کار زده باشد، این اثر را باید به‌عنوان یک ترانه پذیرفت؛ زیرا ترانه‌سراهایی هستند که با توجه به اشرافی که بر آهنگ، موسیقی و هارمونی دارند، به راحتی و به زیبایی از وزنی به وزنی و باز به وزنی دیگر می‌روند و حتی از ظرفیت قالب‌های شعری در ترانه‌های خود بهره می‌برند؛ یعنی نوع قافیه‌پردازی غزل یا مثنوی یا چهارپاره و... همه را یکجا در یک ترانه پیاده می‌کنند؛ یا حتی به یک مصراع و بیتی اجازه می‌دهند که یکی دو رکن کمتر یا بیشتر از مصراع قبلی یا بعدی را داشته باشند. البته در این نوع ترانه‌هایی که دارای تنوع قالبی و وزنی هستند، رعایت یک نوع نظم طبعا لازم است؛ یعنی مثلا ترانه‌سرا ابتدا باید یک قالب دوبیتی را کامل اجرا کند، بعد برود یکی دو سه بیتی بگوید که شبیه قالب غزل یا مثنوی است. بیژن ترقی در این نوع کارها استاد بود. اما در اثر سوم خانم غزی، اصولی که از آن گفتیم اغلب رعایت نمی‌شود. علاوه بر این‌که وزن‌ها اغلب شکسته می‌شوند و مثل سابق قافیه رعایت نمی‌شود. اگرچه ممکن است حتی چند بیتی در اثر سوم، تنوع وزنی‌شان با نحوه‌ی خواندن و کِش‌آمدن بعضی کلمات و... توسط خواننده‌ی ترانه، هنگام خواندن ترمیم شود. اگرچه بعضی از ترانه‌سراها با این‌نوع کارکردها میانه‌ای نداشته باشند و آن را غلط بدانند، زیرا معتقد به رعایت درست وزن عروضی حتی در ترانه‌سرایی هستند.
سه بیت آخرِ اثرِ سوم خوب و تقریبا بی‌نقص است(آن دو سه نقص کم را هم گرفتم، الا «گ» بزرگ که اضافه بر وزن است)؛ هم به لحاظ محتوا و هم رعایت درست وزن و قافیه:
«من آسمونم ابریم، تیرم
طوفانیم، نزدیکِ کولاکم
دارم تو این جاده بزرگ میشم
پایان این راهی که پیدا نیست
من آدم روزای سختم که
حتما مسیرم بی معما نیست
ضمن این‌که بعضی ابیات اثر سوم خانم غزی ـ جدای از اشکالات وزنی و قافیه‌ای ـ تشبیه و تعبیر خوب و زیبایی دارند؛ مثل:
«من بازیِ سایه و آفتابم
روز و شبم با هم گره خورده»
بهتر است خانم غزی در آثاری که بعد از این ارسال می‌کنند، به همان تا 5 بیت اکتفا کنند، تا بهتر بشود صحبت کرد.
با آرزوی توفیق روزافزون برای خانم زینب غزی و اینکه مطالعه‌ی کتاب‌های ادبی خوب را فراموش نکنند.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۲
ضیاءالدین خالقی » یکشنبه 11 خرداد 1399
منتقد شعر
با درود بر شما خانم ارجمند.
زینب غزی » سه شنبه 06 خرداد 1399
با تشکر از راهنمایی شما استاد ارجمند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.