مطالعه، تمرین، مطالعه



عنوان مجموعه اشعار : شاید برای تو
عنوان شعر اول : ماه‌ترین ماه
تو ! ماه‌ترین ، ماه‌ترین ، ماه جبینی
با عطر گلاب و عطش شعر عجینی

مهرابه‌ی افسانه من باش که شاید ...
((زال))‌ی غزل و قافیه پرداز ببینی

تشریف بیاور به غزل‌های کسی که
عمریست برای دل او خوب ترینی

نایاب ترین سوژه‌ی عکاسی قرنی
ای کاش به قاب غزلم خوش بنشینی

انگار که ((بنچاق)) غزل خورده به نامت
انگار غزل‌سازترین دلبر بر روی زمینی

عنوان شعر دوم : میرعماد
از لیقه‌ی موهای تو در آسمان خالی شده
مهتاب دور پای تو مانند خلخال‌ی شده

با نسخ خط چشم تو ((میرعماد)) می‌شوم
توصیف ژستت ماه من ! انگار جنجالی شده

هی شانه بر مویت زدی تا شهر را عاشق کنی
تلفیق مو با دست باد سوژه‌ای عالی شده

حتی نمی‌دانم کجا سر را بکوبم ... وای من ...
دیوار‌های خانه‌ هم بعد از تو پوشالی شده

چشمان آهو مسلکت دنبال صیدی تازه است
آه از پلنگی خسته که چون طبل توخالی شده

حقی ندارم تا تو را از آن خویش خوانمت
باید بسوزم تا ابد ... ای حق پامالی شده

گفتی که شاید رفتنت حال مرا بهتر کند
با رفتنت قافیه و وزن غزل را باختم

عنوان شعر سوم : تاب
همین تابی که افتاده به روی طاق ابرویت
گیوتین‌ایست عاشق کش به زیر جعد گیسویت

به من گفتند : ساعت هم به لکنت از تو می‌گوید
تو را دیده دلش رفته به باد چشم و ابرویت

چه کرده باد با مویت که در اخبار می‌گوید
که دنیا مانده در وصف فقط یک بافه از مویت

کجا رفتی که جا ماندم میان کوچه و بازار
و می‌گردم در این غوغا پی چشمان اخمویت

دلم می‌خواست دستانم فقط یک‌ لحظه‌ی کوتاه
چنان پیچک بپیچد بر حصار سرد بازویت

تو را هرگز نمی‌دانم ولی من بی‌تو میمیرم
نگاهم مات عکست هست و لب‌هایم دعاگویت

کنار عطر شب‌بو‌ها ، کنار چایی و قلیان
فقط یک چیز کم دارم ... صدایی از النگویت
نقد این شعر از : آرش شفاعی
خواننده سه غزل از شماییم که در مجموع به نظرم غزل سومی به نام «تاب» از بقیه بهتر و منسجم تر است. اگر بخواهم یک نظر کلی دربارۀ شعرهای شما بدهم، فکر می کنم به سمت جلو در حال پیش رفتن هستید و توصیۀ کلی به شما و دوستان دیگر این است که همچنان مطالعه و تمرین را وجه همت خود قرار دهید و از برخی سستی ها و لغزش ها در شعر که به واسطۀ کم تجربگی ایجاد می شود و طبیعی هم هست، مأیوس نشوید. مهمترین ایرادی که در شعرهای شما قابل تشخیص است این است که هنوز به اندازه ای که از یک شاعر شش دانگ انتظار است، در زبان ورزیده نیستید. برای اینکه متوجه منظورم شوید، نمونه هایی از سروده های شما را مثال می زنیم.
در این مصرع:
((زال))‌ی غزل و قافیه پرداز ببینی
منظورتان این بوده است که زالی غزل پرداز و قافیه پرداز ببینی اما به نظر می رسد این معنا که : «زالی غزل و زالی قافیه پرداز» هم از این مصرع به ذهن مخاطب می رسد. شاید اگر وزن می گذاشت که بگویید: زالی غزل ساز و قافیه پرداز این مشکل حل بود اما تنگنای وزن اینجا باعث ابهام شده است.
در این غزل، مصرعی هم دارید: نایاب ترین سوژه‌ی عکاسی قرنی که مصرع معروفی از حامد عسکری را به ذهن مخاطب می آورد: سلام سوژۀ نابم برای عکاسی. اگرچه تأثیرپذیری از شاعران دیگر در این مرحله، کاملاً طبیعی است اما بهتر است شاعر حواسش باشد که این تأثیرپذیری خیلی آشکار نباشد.
در این بیت:
از لیقه موهای تو در آسمان خالی شده
مهتاب دور پای تو مانند خلخالی شده
مصرع اول به نظر بی معناست. در آسمان چه چیزی خالی شده است؟ مشخص نیست. ربط خالی شدن و لیقۀ مو چیست؟ ضمن اینکه این بیت دارای مشکل تضاد میان معنای «یا» ی پایانی هم هست. یای دوم در خلخالی یای نکره است و با یا در خالی متفاوت است، نه تنها تفاوت در معنا بلکه تفاوت در موسیقی، البته این ایراد در تمام غزل وجود دارد.
در همین غزل، مصرع «تلفیق مو با دست باد سوژه‌ای عالی شده» ایراد وزنی دارد که لازم است دوباره تقطیع و اصلاحش کنید.
غزل سوم هم همچنان که گفتم، از بقیه بهتر است اگرچه همچنان نمی فهمم چگونه می شود، چشمان کسی اخمو باشد: و می‌گردم در این غوغا پی چشمان اخمویت.
موفق باشید

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.