رباعیات بی‌نقص+رباعیات کامل




عنوان مجموعه اشعار : رباعیات
شاعر : مرتضی برخورداری


عنوان شعر اول : رباعی
باید که دوباره یکه تازی نکند
بغضی که نکرده، صحنه سازی نکند
ابر آمده ای کاش ببارد این بار
با آبروی بهار بازی نکند


با این همه خستگی نفس می گیریم
بال و پرمان را زقفس می گیریم
چون سیصدو سیزده پرستو برسد
آنروز تورا زجمعه پس می گیریم

در باغ بهشت سربزیری ،لطفن
چشمانِ پُر از حیا و سیری،لطفن
ای دل رمق رانده شدن نیست دگر
از دستِ کسی سیب نگیری،لطفن


عنوان شعر دوم : رباعی
ای ساعتِ کهنه سازِ مخصوص بزن
با جان و دلم نغمهٔ مانوس بزن
این رو به جلو رفتن تو کُشت مرا
یکبار بیا و دنده معکوس بزن

وقتی که به لبخند تو لبخند زدم
چینیِ دلِ شکسته را بند زدم
تو شاخه گُلِ تازه و من بوتهٔ خار
یک عمر خودم را به تو پیوند زدم

ای آب حیات،با تو مانوس شدم
با رفتن تو دچارِ کابوس شدم
دیدم که به رسمِ ماه، شب میگذری
یک عمربه دستِ کوچه فانوس شدم


عنوان شعر سوم : رباعی
از چای، دَمِ گرم و معطر رفته ست
سر سبزیِ گُلدانِ دَم دَر رفته ست
تنهایی سجاده و عینک می گفت
ازخانه حضور گرمِ مادر رفته است

غم نیمه شب و صبح و سحر می آید
هر بار به صورتی دگر می آید
این بار که ریشه کرده ام در عشقت
هیزم شکنانه با تبر می آید

در باغ دوباره سو نیت دارد
بیماریِ بحرانِ هویّت دارد
تن چوبی وسر زجنس آهن ،آری
دیریست تبر دو تابعیت دارد
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
آقای مرتضی برخورداری با 43 سال سن و حدود 4 سال تجربه و شاعری از کرمان 9 رباعی فرستاده و از منتقد خواسته که در عین نقد، بگوید که «چند رباعی‌اش ارزش چاپ‌شدن دارد.»
به‌نظر من رباعیات 2، 3، 4، 6، 7 از هر نظر سالم و بی‌نقص هستند و تقریبا در یک درجه از زیبایی؛ اگرچه هرکدامشان مزیت‌هایی منحصر به خود دارند. این یعنی بعد از این، انتخاب‌ها به سلیقه‌ها برمی‌گردد و طبعا سلایق به تمایلات و درونیاتی که علت روحی و روانی دارند.
بی‌شک هر برتری و شاخص‌بودنی، دلایلی دارد، و دلایل برتری این 5 رباعی، وضوح و روشنی چشمگیرشان است که مثل آبِ زلال هستند و روشن و گوارا. ما این وضوح و روشنی را بیش از هرچیز در یگانگی اجزای هر رباعی می‌بینیم. علاوه بر این‌که این یگانگی و وحدتِ بین اجزا، همه‌جانبه هم هست. همه‌جانبه در آن حد که عمق و گسترایی را در خود دارد و محدود به حدودی مختصر نیست. اما آن 4 شعر دیگر در عین حالی که نسبتا خوب هستند، کاستی‌هایی دارند که یا قابل اغماض‌اند یا نه. مثلا در رباعی اول، مخاطب متوجه منظور شاعر از «یکه‌تازی» ابر می‌شود. در واقع رعد و برق که ترسناک هم هست، می‌تواند نمایی از یکه‌تازیِ آن باشد. با این‌که «یکه‌تازی» صفت بی‌مُسَمّایی برای ابر نیست؛ اما در عین حال، صفت کاملی هم برای آن نیست. یعنی به‌غیر یکه‌تازی رعد و برق بخواهیم صفت‌هایی دیگری هم برای آن پیدا کنیم یا آن را به چیزهای دیگری تشبیه کنیم، شاید صفت‌هایی پیدا شود که بیشتر برازنده‌ی آن است و حتی در تضاد با یکه‌تازی‌اش؛ به‌خصوص که اگر ابری سترون باشد و «بغضی در گلو نداشته باشد و اهل صحنه‌سازی هم باشد!» یعنی فقط سر و صدا یا هارت و پورت داشته باشد و بیشتر به طبل میان‌تهی بماند. پس چون یکه‌تازی صفتی نیست که از هر نظر موصوف به آن باشد، از این رو، این رباعی در کل دچار کاستی است؛ اما چون شاعر خواسته تنها از این منظر به منظور خود برسد، تقریبا قابل اغماض است. اما همین چشم‌پوشی به‌راحتی از کمال این رباعی ‌ و طبعا محدودش می‌کند. با این حساب، بیتِ دومِ رباعیِ نخست خوب است اما بیتِ اولش ارتباطِ محدودی با آن دارد، و این یعنی که این ارتباط چندان محکم نیست.
در رباعی 5، «دو لبخند، عامل و دلیل و اسبابِ بندخوردن دلِ شکسته‌ی عاشقی می‌شود و عامل یک عمر پیوند، بین عاشقی که خودش را بوته‌ی خار معرفی میکند و معشوق را شاخه‌گل تازه.»
در این رباعی نیز ظاهرا همه‌چیز خوب است و کاستی و نقصی دیده نمی‌شود؛ اما در واقع این رباعی هم دچار است به این‌که چفت و بست‌هایش آنقدر محکم نیست که اجزایش خیلی ظریف و دقیق به هم متصل شده باشند. چرا که مثل یک فیلم هندی تنها یک لبخند سبب معجزه‌ی یک عمر پیوند شده است. نمی‌خواهم بگویم چنین امری ممکن نیست، بلکه منظورم این است که ساز و کار این پیوند سست است یا حداقل همه‌جانبه قابل قبول نیست، یا آنقدر محکم نیست که برای مخاطب باورپذیر باشد.
بیژن نجدی برای این‌که یکی از داستان‌های کوتاهش به‌لحاظ پزشکی غلط از آب درنیاید و مثلا دقیقا بداند که فلان دستگاه پزشکی چه کاربردی دارد و منظور از فلان اصطلاح پزشکی چیست، دو جلد کتاب قطور پزشکی عمومی از کتابفروشی من خرید که قیمتش نیز گران بود. حال چطور یک‌شاخه‌گلِ تازه با بوته‌ی خار و یک چینی بندخورده سبب یک‌عمر پیوند می‌شوند، حرفی است که در شعر نادرست نمی‌تواند باشد، چرا که شاعر به این بهانه می‌خواهد حرفش را بزند؛ اما اگر درصد چفت و بست‌دادن این بهانه محدود باشد و چندان قابل قبول یا جذاب نباشد و بدتر از آن این‌که درصد باورپذیری‌اش را تشبیهاتِ متضادِ با آن دچار تزلزل کنند، طبعا آن رباعی نیز در عین نادرست و غلط‌نبودن، اگر دچار ضعف و تزلزل نشود، چندان هم قوی و محکم خواهد بود. در حالی که آن 5 رباعی زیبا و برتر نه تنها دچار این محدویت‌ها نیستند، بلکه ساختار محکمی هم دارند و همین امر درصد قبولی و باورپذیری مخاطب را نیز بالا می‌برد؛ چرا که رباعی تکامل‌یافته‌ای است؛ آن هم نه تنها به این لحاظی که گفته آمد، بلکه به‌واسطه‌ی تازگی و نوگرایی‌هایی که دارند؛ تازگی و نوگرایی‌هایی که آن‌ها را تکامل‌یافته نگاه می‌دارد.
مجال بیشتری برای شناسایی دیگر زیبایی‌های 5 رباعی برتر نداریم و آن را به فرصتی دیگر و زمان ارسال رباعیات بعدی آقای برخورداری می‌گذاریم. اگرچه به‌قول احمد شاملو که در تعریف شعر، گفت: «ابتدا بهتر است ببینم که چه چیزهایی شعر نیست.»
نکته‌ی آخر این‌که، رباعیات آقای مرتضی برخورداری کمتر از رباعیات آقای جلیل صفربیگی نیست و حتی وی جدیّتِ رباعیِ خود را همچون صفربیگی گاه چندان به ظنز نمی‌آلاید که به فکاهه تبدیل شود. برخورداری باید علاوه بر حفظ و رعایتِ این فاصله، باید با تمهیدات دیگری، همین اندک‌نزدیکی‌ای را که به زبان و نوع نگاه صفربیگی دارد، از بین ببرد و خود را از هرلحاظ به استقلال بیشتری برساند.
با آرزوی موفقیت برای او.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۴
ضیاءالدین خالقی » یکشنبه 11 خرداد 1399
منتقد شعر
با درود بر شما عزیزان ارجمند.
مهران عزیزی » شنبه 03 خرداد 1399
سلام و احترام به شاعر بزرگوار و منتقد گرامی. از خواندن شعرها لذت بردم. نقدهای آقای خالقی عزیز به قدری زیبا، پدرانه، مهربانانه و عالمانه‌اند که آدم دلش می‌خواهد بارها بخواندشان. نقدهایی که، مانند نقدهای سایر استادان بزرگوار پایگاه محترم نقد، در عین احترام به صاحب اثر و مخاطبان دیگری که نقد را می‌خوانند، نکته‌ها را به طور جدی گوشزد می‌کنند. من که هر بار می‌خوانم‌شان نکته‌ی تازه‌ای می‌آموزم. باز هم ممنونم از هر دو عزیز.
مرتضی برخورداری » سه شنبه 06 خرداد 1399
سلام مهران جان بدون شک همینطور است که می فرمایید به نظرم پایگاه نقد شعر و کارشناسان محترمشان نعمتی بی بدیلند که هر شاعری آرزوی آن را دارد
مرتضی برخورداری » شنبه 03 خرداد 1399
ممنون از نکات ارزشمند استاد خالقی زنده باشید و مانا

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.