روانی کلام و ایجاز رعایت شود




عنوان مجموعه اشعار : 123
شاعر : خلیل الله باقی زاده


عنوان شعر اول : 1
گرچه یوسف بی برادر می شود،
برده ی رنج مکرر می شود

می‌رود بر دست و خطم شط خون
شعر می‌آید سخن تر می‌شود

عمق چاه بی کسی، بی ماه، شب
سنگ دل را، خود کبوتر می شود

بانفیر و نفرتش بخشند وبعد
هلهله بر زخم پیکر می شود

مصری از زور و زر، اخوان عرب
خواب بد بس دیر باورمی شود!

وقت خوش رقصی شمشیر است هیس!
گرچه او در خون شناور میشود

تیر،جای نان وموشک،جای خواب
هدیه ی چشمش به بسترمی شود

سالها دارد در آتش دم به دم
سینه می‌سوزد منور می‌شود

ازدرون چون عود سوزد عاقبت
یک جهان مست و معطر می‌شود

قصه یک قبله و یک سرزمین
ثبت در آفاق دفتر می‌شود

نقشه اش درچشم ها کوچک ولی
نقش او هر روز خوشتر می‌شود

دشمنش این روزها ترسیده تر
دست بر دامان هرشرمی شود

چون مریضی روبه مرگ واحتضار
حالش از ديروز بدتر ميشود

نسخه اش را خود به خود پيچيده است
مرگ خود را هی مصور می‌شود

فارسی خیبرگشا می آید و
وارث شمشیرحیدر می شود

گوش عالم وقت هل من ناصرش
از دم لبيك ها كر مي شود

وعده ي ما مسجدالاقصی بود
«قدس،خرمشهردیگرمی شود»


عنوان شعر دوم : 2
بااجازه حضرت حافظ شعری قدیمی باپاره ای اصلاحات جدید
سحرم همسر دلبند به بالین آمد
گفت: برخیز سحرگاه نخستین آمد
بزن آبی به سروصورت خواب آلوده
تا ببینی رمضان باهمه آیین آمد،
همسرا !گرچه تورم به فراز است وفرود
قوت واجناس فراوان چو به ویترین آمد،
مصلحت نیست كه گویی: نبود پول وپله
وقت افطاری و این سنت دیرین آمد
نوبت کوری چشمان در وهمسایه
بالاخص جاریه هانرگس وسیمین آمد
مرغ وماهی و فسنجان، دم افطار امروز
باید آماده کنم ، بامیه شیرین آمد
تن بپوشان وبه سرعت به خیابان بخرام
تاببینی همه کس، باخروخورجین آمد!
چون چنین گفته شنیدم سحرازهمسر خود
آه سردی ز نهاد من مسکین آمد
رسم دینداری این ماه که دیدم آنگاه،
گریه بر حال نزار ودل غمگین آمد
گفتمش هیس !نکن اینهمه فریاد امسال
لشکرکفر،«کرونا»،چوتموچین آمد
«دردمندان ستمدیده لمیدندبه خاک!
دردگم شدچوشنیدندکه مرفین آمد»*
«آنکه دیروزسوارخرشیطان شده بود»*
زد لگدبرخرشیطان وبه تمکین آمد
پیک آبی بزن و لقمه ی نانی لمبان
از سرسفره ی ما کفرشده،دین آمد
همسرا !روزه بگیر و غم بیهوده نخور
شایدآن قندوفشارت زدوپایین آمد
خلیل الله#باقی زاده رمضان 99
*بیت11ومصرع اول بیت بعدتضمینی از شاعرطنزپردازغلامرضا آقاسی

عنوان شعر سوم : 3
تابه دل، خاك مقدس! باغ زيتون داری،
لب به لب غزه ! لبی یکسره درخون داری

روح عشقست که کشتند، به پیش چشمت
کاش لیلات نبيند ،غم مجنون داری

بين روز و شب تو چیست تفاوت ؟وقتی،
زیر هر شعله‌ي خورشيد، شبيخون داری!

طاقت آورده تنت آتش و باروت ونیاز،
به طبیبان و دوا ،زین رخ گلگون داری

آنچنان هست دلم باتو‌ که گوئی درخود
هرچه الوند، شکوه و دل كارون داری

در تلاویو که ويران تل صهیون سازی
دست غیبی است که با ،موسي و هارون داری

باز در سایه ی تو ،خانه ی خود میسازیم
که به ايوان ‌بلندت ماه گردون داری
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
سفارش ما به دوست گرامی آقای خلیل‌الله باقی‌زاده (که 37 سال دارد و سه اثر خود را از کرمان برای ما فرستاده است)، این حرف تکراری اما همواره ضروری است که مطالعه و مطالعه و مطالعه را هرگز فراموش نکن و همیشه کتابی در کنار و بغل و بالین داشته باش؛ نه تنها کتاب‌های اشعار شاعران قدیم و امروزی را، بلکه حتی کتاب در حوزه‌های مختلف علوم انسانی، خاصه متون منثور ادبی فارسی در شاخه‌های عرفانی، دینی، تاریخی و... چون که این متون گاه به اصل، اصالت و حقیقت شعر نزدیک‌ترند. کتاب‌های دیگر هم دیگر بستگی به ذوق و سلیقه‌ی خود فرد دارد. خواندن نقدهای پایگاه نقد و نقدهای بسیار مفیدی که در اینترنت قابل دسترسی است، طبعا برای مطالعه و پیشرفت در کار شاعری مفید و موثر است. چرا که اشعار دوست ما آقای خلیل‌الله باقی‌زاده نشان می‌دهد که با این سابقه‌ی شاعری، کمتر مطالعه می‌کند؛ چون که مطالعه در روانی، بلاغت، فصاحت و در کل شیوایی و روانی کلام تاثیر می‌گذارد؛ در صورتی که اغلب بیت‌های سه اثر ارسالی آقای باقی‌زاده دچار ضعف تالیف، سستی و کاستی در کلام هستند؛ به گونه‌ی که گاه نیز گنگ می‌نمایند:
«عمقِ چاهِ بی‌کسی، بی‌ماه، شب
سنگ دل را، خود کبوتر می‌شود»
«عمقِ چاهِ بی‌کسی در شب و بدون حضور ماه سببِ کبوترشدن سنگدل می‌شود»؟
معنای دیگری از این بیت نمی‌شد بیرون کشید و من دقیقا همان چیزی را که گوینده گفته است بازگو کرده‌ام؛ حال اگر منظور او چیز دیگری بوده است، این اوست که نتوانسته بازگویش کند.
با نفیر و نفرتش بخشند و بعد
هلهله بر زخم پیکر می‌شود»
درستش این است که بر «زخم پیکر هلهله می‌کنند»، نه این‌که «می‌شود»
«نَبُوَد» نیز در زبان امروز جاافتاده نیست و باید به جایش «نیست» آورد. اما اگر منظور گوینده از آوردنِ «نَبُوَد»، ایجاد طنز بیشتر باشد، طبعا خوب است.
اما کلمه‌ی «هیس!» در بیتی که جدیتش رو به زبان حماسی دارد، کلمه‌ی ناساز و وصله‌ی ناجوری است که بیت را با سر به زمین می‌زند.
«وقتِ خوش‌رقصیِ شمشیر است، هیس!
گرچه او در خون شناور می‌شود»
«هیس!» کلمه‌ای است که معمولا در اشعار طنز و فکاهه جا می‌گیرد و اگر نه، معمولا در اشعاری که زبان محیط خودش را دارد؛ مثلا زبان مدرسه یا بیمارستان.
اما نکته‌ی مثبت سه اثر ارسالی آقای خلیل‌الله باقی‌زاده در دو سه بیت نخستینِ هر سه اثر ارسالی است. اما آیا این سه اثر مشتی هستند نمونه‌ی خروار؛ یعنی همه‌ی اشعار آقای باقی‌زاده چنین هستند یا این‌که فقط این سه اثر دارای دو سه بیت خوب و قوی در ابتدای خود بوده‌اند؟! در هر حال، منظور ما این سه بیت خوب و قوی است که در شعر سوم بهتر نشسته و موثرتر است؛ چرا که این شعر از 7 بیت، 3 بیتش جالب و جذاب است و شعاعش کم‌وبیش به 4 بیت بعدی رسیده است، اگرچه موجب نجات آن‌ها نشده است؛ چرا که آن 4 بیت تلاش چندانی برای موثربودن برنداشته‌اند. اما آن 3 بیت قوی و جذاب:
«تا به دل، خاك مقدس! باغ زيتون داری،
لب به لب غزه! لبی یکسره در خون داری
روح عشق است که کشتند، به پیش چشمت
کاش لیلات نبيند، غم مجنون داری
بين روز و شب تو چیست تفاوت؟ وقتی،
زیر هر شعله‌ی خورشيد، شبيخون داری!
حتی دو بیت آخر شعر سوم هم نسبتا خوب‌ هستند:
«در تلاویو که ويران تل صهیون سازی
دست غیبی‌ست که با موسی و هارون داری
باز در سایه‌ی تو، خانه‌ی خود می‌سازیم
که به ايوان ‌بلندت مَهِ گردون داری»
دیگر این‌که در بیت آخر، «ماه» اگر مخفف شود و تبدیل به «مَه‌»، وزن مصراع نیز درست شده، شکستگی نخواهد داشت.
دو بیت شعر اول اگرچه به قدرت ابیات نخستین شعر سوم نمی‌رسند، اما تلاش خوبی است برای نشان‌دادن استعداد بالقوه‌ی شاعر؛ از آن حیث که وی توانایی سرودن ابیاتی از این دست را دارد. به‌خصوص مصراع دوم که بازی زبانی‌اش آن را به دو معنای زیبا رسانده است؛ یکی این‌که «شعر می‌آید، سخن تَر و تازه می‌شود» و دیگر این‌که «شعر می‌آید، سخن‌تر میشود»؛ یعنی سخنِ شعر از آنچه که هست بیشتر و برتر و بهتر و والاتر می‌شود.
«می‌رود بر دست و خطم شطِ خون
شعر می‌آید سخن تَر می‌شود»
حرف آخر این‌که بهتر است آقای باقی‌زاده شعرش کوتاه‌تر باشد. اگر شاعری یک غزل 5 بیت بسراید، هیچ‌کس به 5 بیت‌بودنش خُرده نمی‌گیرد؛ اما اگر یک بیت از شعرش ناجور باشد، انگشت نقدهای منفی روی آن است‌. ضمن این‌که واقعا یک بیت خراب و کرمو بی‌تاثیر در خراب‌تر کردن ابیات دیگر نیست. از طرفی، ابیات کمتر سبب تسلط بیشتر شاعر بر این کمیت شود. و دیگر این‌که یکی از مبانی شعر یا ایجاز این است که شاعر با کمترین کلمات، بیشترین معانی را تولید کند.
با آرزوی موفقیت بیشتر برای آقای باقی‌زاده

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۲
ضیاءالدین خالقی » چهارشنبه 14 خرداد 1399
منتقد شعر
سلام. برای ارسال اثر به پایگاه عجله نکن. صبر کن تا اثری تو را تا حدی یا حتی کاملا راضی کند. در آن صورت مطمئن باش باز مواردی هست که گوشزد شود. در آن صورت و در این مرحله، آن اشکالی کهاز تو میگیرند، چون انتظارش را نداری،بسیار موثر خواهد بود. هرچند خیلی ها در این مرحله لجبازی میکنند .
خلیل الله باقی زاده » دوشنبه 12 خرداد 1399
با سلام استادخالقی ارجمند باعث سعادت است که با شما به واسطه کارهایم همکلام شدم هر چند ازاشعارزیبایتان اشنایم صحیح فرمودید:در مصرع دوم بیت سوم نتوانستم منظوررابرسانم،چون ضمیر سوم شخص به یوسف در مصرع اول برمیگردد،یوسف برای سنگ دل خود کبوتر می شود. اضافه ی تشبیهی تشبیه دل به سنگ صبور سنگ دل که بدلیل عدم امکان استفاده از نشانه گذاری ها سهولت خواندن به صفت فاعل برداشت میشود.ضمنا ارسال عجولانه بیت اول و دوم را بدون اصلاح و تامل در قطع ارتباط بابیت سوم موجب عدم زیبایی مفهوم شده.ارادتمند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.