دنبال شعر باید بود




عنوان مجموعه اشعار : از دیده عبر کن دل
شاعر : مهسا مولایی پناه


عنوان شعر اول : آدم و دنیا
الا ای آدم از دنیا چه خواهی؟
از این سوداگر رسوا چه خواهی؟
نهان کرده درون خود پلیدی
شد امروزت سیه فردا چه خواهی؟
عجوزی پیر و یک مکاره است او
چو داری این عروس عقبی چه خواهی؟
به هر کیدی زند هر لحظه او چنگ
شدی با قطره ها در یا چه خواهی؟
ببین ملکت هوای نفس بی رحم
دنی گشتی اهورا از چه خواهی؟
فقیری و اسیری همنشین ات
گدا! اسکندر و دارا چه خواهی؟


عنوان شعر دوم : مجاز آمد حقیقت رفت!
دعا کردم خداوندا از این آتش نجاتم ده
ز عشق خاکی ام بر کن به عشق خود حیاتم ده
در این دنیای نا آرام و صد سودای نافرجام
تو راهی را نشانم ده که با راهت شوم هم گام
چه آسان می رود انسان پی افکار دنیایی
عمل کرده به اهریمن رها پند اهورایی
مجاز آمد حقیقت رفته و این مردمان راضی
شگفت از رقص گوناگون به هر سازی و آوازی

عنوان شعر سوم : ناخدا و مقصدش
آفرید از بهر انسان رب جهان و نعمتش
تا که گیرد بهره از آن با تلاش و همتش
ناخدا و کشتی او هر دو دریا طی کنند
این ولی از بهر ساحل آن یکی در خدمتش
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
سرکار خانم مهسا مولایی‌پناه، با ۲۷ سال سن و سابقه‌‌ی شاعری بالای پنج سال، از تهران برایمان 3 اثر خود را فرستادند با نام‌های «آدم و دنیا»، «مجاز آمد حقیقت رفت!»، و «ناخدا و مقصدش» که اولی ظاهرا یک غزل شش بیتی، دومی یک شبه‌مثنوی چهار بیتی است؛ سومی هم دو بیت دارد که نه رباعی است و نه دوبیتی و اصطلاحا قدمابه آن «دوبیت» می‌گفتند. دوبیت در وزن‌های مختلف سروده می‌شد و با مضامین متنوعی ارایه می‌گردید. البته این قالب در قدیم هم چندان قالب جدی‌ای نبود و در ردیف دیگر قالب‌های عروضی قرار نمی‌گرفت؛ طبعا اشعار بسیاری هم در این قالب سروده نشده است. امروزه که دیگر یک قالب منسوخ‌شده‌ای به حساب می‌آید.
اثر اول ظاهر اشکالی ندارد، مگر این‌که «پیر» و «یک» در مصراع اولِ بیتِ سوم کلماتی زاید هستند و «عجوزی پیر» هم غلط است؛ چون که «عجوزه» به معنای «پیرزن» است. باید بگوییم: «او عجوزه و مکاره است»، البته در قالب وزن. دیگر این‌که وقتی در اثر به ماهیت این آدم خاص یا آدم عام اشاره‌ای نمی‌شود، می‌توان به این آدمِ کلی هرچه بست و هرچیز بدی را به او نسبت داد حتی تا حد یک کتاب مثنوی؛ نه تنها «پستی» را که «اهورا خواستنش بی‌معنی است»، بلکه زین‌سان همی شمار تا هرجا که دلت خواهد. در بیت آخر هم که باید بهترین‌بیت یک اثر باشد، محتوا اثرش را دچار تناقض می‌کند؛ چرا که «آدمی که صاحب عروس دنیاست» یا اساسا دنبال دنیاست، طبیعی است که بسیاری از مواهبش را یا تا حدی از آن را به دستش خواهد آورد. تناقض دیگر این‌که وقتی «کسی با قطره‌ها همراه شد، دیگر خودش دریاست» در صورتی که شاعر می‌گوید: «دریا چه خواهی؟» اگر هم در این مصراع، از «ها» و «یا» منظوری را دنبال می‌کند، من چیزی از آن‌ها درنیافتم. بیت آخر هم، با توجه با توضیحی که دادم، باز دچار تناقض است. اگر هم منظور شاعر، این آدم طالب دنیا به لحاظ معنوی و انسانی فقیر و اسیر و گداست، باز شاعر زمینه را برای بیان این مهم باید آماده می‌کرد؛ وگرنه همین‌طوری کلی و در کل هرچیزی می‌توان گفت و هرچیزی را می‌توان به طرف بست و یا از او رفع اتهام کرد.
علاوه بر این، اثر نخست خالی از عناصر شعری است و فقط یک مشت حرف است که در قالب وزن ریخته شده است.
اثر دوم هم درست شبیه اثر اول است، منتها منهای تناقض‌های اثر اول؛ یک مشت حرف موزون در حد :«هر کسی در زندگی با مشکلاتی روبه‌روست» که وزن و آهنگِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلات دارد!
اثر سوم هم بهتر از دو اثر اول است؛ در کل هیچ اشکالی ندارد، اما شعر نیست؛ حتی یک نظم قدرتمند که حرفش و نوع کلامش قدرتمند و جذاب باشد و نیز معماری کلامش ماندگار نیست؛ فقط خالی از اشکال است؛ اما در شعر نشدن پر از کاستی و ضعف است؛ از آن تیپ حرف‌هایی است که نهایتش یک مغازه‌داری یا یک راننده‌ای یا یک شخصی خوشش بیاید و بنویسد و آن نوشته را بچسباند به محل کار و اتاقش؛ همان اشخاصی که در انتخاب نظم هم دارای استعدادی متوسط هستند.
امیدوارم دختر عزیز و گرامی‌ام سرکار خانم مهسا مولایی‌پناه که در تحصیل شخص موفقی است و حتما دارای شخصیتی ولا و قابل احترام؛ کسی که فکر و دلش در پی معنویت و انسانیت است (از مفاهیم 3 اثرش پیداست). اما قدرت پیاده‌کردن معانی کلامش را در شعر ندارد که انشا‌الله با تمرین و ممارست و مطالعه بتواند به دست آورد.
به نظر من، با توجه به نوع گرایشات معنوی خانم مهسا مولایی‌پناه، بهترین راه رسیدن ایشان به قدرتی که بتواند خواسته‌های قلبی و عقیدتی خود را در کلام پیاده کند، خواندن دو کتاب ارزشمند و ماندگار بوستان و گلستان سعدی است، و همچنین اثر خواندنی و ماندنی بهارستان، نوشته‌ی عبدالرحمن جامی. خواندنی که باید دقیق و با تانی و با معرفت باشد. البته خواندن کتاب‌های شعر شاعران قدیم و شاعران معاصران را نیز فراموش نکند و نیز خواندن نقدهای منتقدان پایگاه نقد شعر را. در انتخاب دفترهای شعر شاعران امروز حتما از شاعری و منتقدی زُبده کمک بگیرد؛ چون بسیاری از مجموعه شعرهای این دوره و زمانه جز ملال و خستگی و نفرت نمی‌زایند.
با آرزوی موفقیت و بهروزی بار خانم مهسا مولایی‌پناه.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۳
ضیاءالدین خالقی » چهارشنبه 21 خرداد 1399
منتقد شعر
سلام. بیش از انکه کتابهای عروض و قافیه بخوانید، به وزن و قافیه ی شعرهای بزرگان شعر در هنگام خواندن و شنیدنشان توجه کنید. خواندن و شنیدن شعر در این زمینه پیش از هرچیز به شاعر کمک میکند.
مهسا مولایی پناه » پنجشنبه 22 خرداد 1399
سپاسگزارم، ان شاءالله حتما عمل میکنم
مهسا مولایی پناه » سه شنبه 20 خرداد 1399
عرض سلام و ادب و درود خدمت شما استاد بزرگوار خوشحالم که به لطف خداوند این فرصت ارزشمند در اختیار بنده قرار گرفت تا نظرات ارزشمند شما و سایر اساتید محترم، در و گوهرهای ارزشمندی را فرا بگیرم، سعی میکنم در سروده های جدید این نکات را پس از اتمام یک دوره ی آموزشی پیرامون عروض و قافیه و خواندن کتب توصیه شده توسط شما استاد گرامی و سایر اساتید محترم حتما در نظر داشته باشم با سپاس فراوان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.