مشکل اساسی است




عنوان مجموعه اشعار : دلسروده هایی تحت عنوان صحیفه عرفان
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : غدیریه
رنگ و روی آسمان دارد غدیر ???? یا علی ( ع ) را مهربان دارد غدیر ????عرش وفرش آیینه ی حسن ولی ( ع ) ???? تا قیامت را به جان دارد غدیر ????کعبه ی دل را سروش یا علی ( ع )???? کعبه ی دل آشیان دارد غدیر ????روح حق درسایه ی ٲمن جلی ???? رهروانی پر توان داردغدیر????جان عرفان در غزل های علی ( ع )???? جلوه ی هفت آسمان دارد غدیر ???? شاعر مهدی عرفانیان❤️❤️

عنوان شعر دوم : غزل ِ سیمای ِ دل
ا ی بحق پیوسته در سیمای دل
در دعای ندبه ام شیدای دل
با غزل هستی تو ای آفتاب جان
از گل یاس سپید پیدای دل
ای به حق پیدا تر از پیدا تویی
جلوه ی خورشید، جهان آرای دل
صحبت ازنرگس، گلستان،گلعذار
چون خلیل انبیاء ٳیمای دل
یوسفم در چاه و دلها بی قرار
پیر کنعان و جهان بینای دل
باور دل در هوای ٳنتظار
مادر دل کودک برنای دل
نوبت فصل بهار شیعیان
جان فدای یاحسین ع جویای دل
جمعه در ندبه بود ، عرفان دل
حجت حق ، چهره ی مینای دل
شاعر مهد ی عرفانیان ????❤️????

عنوان شعر سوم : غزل ِ ساز ِ دِلم
سوز دل شد مرهم راز دلم
چنگ شد با نت دم ساز دلم
گیسوان نقره فام و لخت او
چون سه تار و وصف طناز دلم
دلنواز جان و جانان منی
لیلی و مجنون غماز دلم
خال بر لب شد نشان مهوشم
عشق شد آرامش ، آغاز دلم
نم نم باران و ساز دلنواز
مرغک زیبا و پرواز دلم
خارمژگان و اشک ژاله ساز
چون دمی در نی و آواز دلم
ٲرمغان دل بود گلزار او
شعر عرفان و طرب ، ناز دلم
حجت حق یوسف بازارعشق
جمعه شد ندبه و پرواز دلم
شاعر مهدی عرفانیان ????❤️????
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
شاعری هم مثل سایر تخصص‌ها تحصیل و سواد می‌خواهد و البته استعداد، اما بسیاری معتقدند که این استعداد باید ذاتی یا خدادادی باشد. اما به‌نظر من، تحصیل یا استعداد که باشد، بعد از این و مهم‌تر از این، پالایش روحی می‌خواهد. روح که پالایش پیداکرد، خلوص پیدا می‌کند و بعد حتی سوادش هم با این امر یگانه می‌شود و قدرت تجزیه و تحلیلش بالا می‌رود. در این مرتبه یکی کتبی اشعار دیگران را تجزیه و تحلیل می‌کند و دیگری به‌صورت شفاهی و یا به‌صورت طبیعی و اتوماتیک‌وار.
دوست عزیز ما آقای مهدی عرفانیان که مدارج علمی بالایی را طی کرده و به بالاتر از دکتری دست یافته است، و از این نظر سروری دارد و اعتبار و مایه‌ی افتخار است، متاسفانه در حوزه‌ی شعر چندان تحصیل نکرده است، و لابد معیار را حرف کسانی قرار داده که می‌گویند «شاعری سواد نمی‌خواهد و هرچه هست فقط استعداد است.» من هم می‌گویم «آن چیزی که کار هنر را پیش می‌برد استعداد است»، اما استعداد بدون شناختی که به تو قدرت تجزیه و تحلیل می‌دهد و تو را نسبت به کارت و دیگران به شناخت می‌رساند اگر نباشد، خوب و بد قابل تفکیک نخواهد بود. به عنوان امتحان شما 20 نقد خوب همین پایگاه نقد را بخوانید، اگر دید و نگاهتان بعد از خواندنشان نسبت به شعر وسعت پیدا نکرد، اگر به شناختتان یا به معیارهای زیبایی ‌شناسی‌تان افزوده نشد.
آقای عرفانیا در اثر غدیریه خود گفته است:
«رنگ و روی آسمان دارد غدیر/ یا علی را مهربان دارد غدیر»
مصراع اول درست، هرچند اگر به‌جای «روی»، «بوی» می‌آورد بهتر بود. اما در مصراع که «یاعلی» خطاب به یک شخص است، خطاب به مولاست، این خطاب را چگونه غدیر می‌تواند مهربان بدارد؟! اصلا معنی نمی‌دهد. یا «عرش و فرش آیینه‌ی حسن ولی»، خیلی خوب و درست، اما «تا قیامت را به جان دارد غدیر»، یعنی تا قیامت چه چیزی را به جان دارد غدیر؟! اگر منظور این است که تا قیامت غدیر برپاست، از آن روی که غدیر آیینه‌ی عرش فرش است، این بیت این معنا را نمی‌رساند، این ابیات مشکل دستوری دارند. درست گفتن این ابیات سخت نیست، همین معیار گفتاری را در سخن گفتن در محاوره با این و آن اگر معیار قرار دهیم، به درست ادا کردن جمله‌ها خواهیم رسید.
«کعبه‌ی دل آشیان دارد غدیر» هم بی‌معنی است؛ مگر این‌که در آغاز مصراع «در» نگذاریم.
این مشکل اساسی 3 اثر ارسالی آقای عرفانیان است. مشکل دوم شعاری‌بودن‌شان است. از طرف دیگر، هیچ وجه شعری و تازگی در آثار نیست. مشکل سوم این است که ما با قدرت کم شاعری خود بزرگانی را می‌سراییم که اسطوره‌ها را به کرنش واداشته‌اند. در صورتی که ما در ستایش مولای خود باید به قدرتمندترین زبان مجهز باشیم تا احترامشان را تا حدی بتوانیم حفظ کنیم، خاصه این‌که آن شخصیت بی‌همتا امام اول ما هم باشند.
من اجر آقای عرفانیان را نمی‌خواهم خراب کنم و می‌دانم که نیتش پاک است، اما نیازی نیست اگر نمی‌توانیم، این نیت را با کاری که نمیتوانیم زایل کنیم.
اثر دوم، (سیمای دل) باز همان مشکل اثر اول را دارد. اگرچه نه در همه‌ی بیت‌ها و مصراع‌ها:
«ای بحق پیوسته در سیمای دل»
اما «در دعای ندبه‌ام شیدای دل» یعنی چه؟ اگر بگوییم «شیدایی دل» معنا پیدا میکند.
خوشبختانه آقای عرفانیان بر وزن تساط دارد، اگر چه در این بیت دچار مشکل وزن می‌شود:
«با غزل هستی تو ای آفتاب جان
از گل یاس سپید پیدای دل»
احتمالا «آفتاب» را تند خوانده و شکستگی وزن را را درنیافته است. به‌فرض اگر «ف» ی «آفتاب» را حذف کنیم، وزن درست می‌شود.
در مصراع دوم بیت بالا نیز «د» در «سپید» اضافه بر وزن است.
بیت ذیل نیز به‌لحاظ معنایی صحیح است، اما «د» ی «خورشید» اضافه بر وزن است:
«ای به حق پیداتر از پیدا تویی
جلوه‌ی خورشید، جهان‌آرای دل»
اثر سوم آقای عرفانیان نامش «ساز دلم» است.
مصراع اول در بیت اول ذیل خوب است، هرچند اگر «راز» هم نبود بهتر بود؛ زیرا در آن صورت جمله ایجاد تضاد می‌کرد و این تضاد آن را زیبا می‌کرد و دارای معنایی نغز. چرا که آن «مرهم دل»، مایه و دارویی که قرار است دل را شفا ببخشد، «سوز دل» است. این‌گونه تضادها در شعر سبب عمیق و گسترده‌شدن معنا و محتوا می‌شوند. اما مصراع دوم سبک است، «آن هم وقتی که عامل دمسازشدن چنگ با دل بخواهد نت باشد.
«سوز دل شد مرهم راز دلم
چنگ شد با نت دمساز دلم»
در کل، آثار آقای عرفانیان دچار مشکلات اساسی است. من در عجبم که وی چگونه طی سال‌ها شاعری، یک دوست آگاه به امر ادبی و شعری برای خود پیدا نکرد و یا حداقل یک مشاور که وی را با ابتدایی‌ترین موارد شعری و بدیهات ادبی آشنا کند.
من از آقای عرفانیان می‌خواهم بعد از این آثار خود را در دو سه بیت بسراید و روی هر بیتی کاملا تامل کند تا هر مصراع با موازین گفتاریش (همان‌گونه که در محاوره بامردم سخن می‌گوید) مطابقت داشته باشد. کار آسانی است. بعد سعی کند در آن دو سه بیت حرف‌های تازه بزند، حرفش عاطفی باشد و دارای تخیل.
انشاالله موفق خواهد شد.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.