قافیه زنگ مطلب است




عنوان مجموعه اشعار : آشنا
شاعر : صادق اصغری دوغایی


شبیه کودکی با دیدگان آشنایت آشنا بودم
من از آغاز با دیواره های انزوایت آشنا بودم
.
نگاهت آسمان، جسمت زمین، لبخند هایت خوشه ی گندم
شبیه چشمه ای با انتظار ریشه هایت آشنا بودم
.
میان ابر های تیره خندیدی و میدیدم تو را آری..
عروس آسمان با خنده های بی هوایت آشنا بودم
.
صدایت میزدم تا اینکه روزی "چهره ی آبیت" را دیدم
اگرچه پیش از آن با زخم های ناروایت آشنا بودم
.
نمیدانم "خدای کوچکت" را در کدامین قبله میدیدی
دلم میخواست قدری با خدای بی صدایت آشنا بودم
.
#صادق_اصغری
"چهره ی آبیت" و "خدای کوچک من"
شاملو
عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سرودن شعر با ردیف های اسمی و فعلی، نیاز به تجربه و تسلط کافی بر زبان شعر دارد و اگر سرودن با این تجربه، همراه نباشد؛ نتیجه معمولاً چیزی نیست که مورد انتظار و توقع شاعر و مخاطب باشد. به نظر می رسد در این غزل هم همین اتفاق صورت گرفته است. برای بررسی دلایل این اتفاق بگذارید یکی دو بیتی از شعر را با هم مرور کنیم:
شبیه کودکی با دیدگان آشنایت آشنا بودم
من از آغاز با دیواره های انزوایت آشنا بودم
بیت شروع یا به قول قدما مطلع از نظر موقعیت شعر؛ خیلی مهم است. اگر مطلع غزل چنان گیرا و جذاب نباشد که مخاطب را به طور کامل به سمت خود بکشد، مخاطب معمولاً دیگر بیت ها را هم دنبال نمی کند. در شروع شعر بخصوص در مصرع دوم با ایرادی در معنا رو به رو هستیم که باعث ضعف در همین ابتدا شده است. مسأله در «دیواره های انزوا» ست. احتمالاً شاعر انزوا را به چیزی (مثلاً غار) تشبیه کرده است و بعد یکی از ارکان تشبیه حذف شده است و ما با روندی استعاری رو به رو هستیم اما مسأله اینجاست که این استعاره ما را به چیز مشخصی رهنمون نمی شود. آیا منظور همان غار بوده است؟ تصویر مکملی در شعر نیست و تازه چرا باید مخاطب شعر را با انزوا تصویر کرد؟ چرا مخاطب شعر در انزواست؟ شعر در این زمینه ها ساکت است. از بیت های بعد دیگر همه چیز تمجید و توصیف مخاطب است اما راوی از این انزوا حرفی نمی زند تا گره بیت اول گشوده شود.
ایراد دیگری که در شعر هست، این است که تقریباً همگی قافیه های شعر بی جان و کم انرژی است. قافیه ها را ببینیم: بی هوا، ناروا، بی صدا. همگی صفت است و می دانیم که صفت وابسته به کلمه ای دیگر است و خودش جان و نیروی لازم برای به دوش کشیدن بار بیت را ندارد درصورتیکه در ساختار یک بیت، قافیه مهمترین کلمه است و به قول نیما «زنگ مطلب» و اگر قرار باشد قافیه ها زور و توان لازم را نداشته باشند، کل بیت از نفس می افتد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.