به امید آینده




عنوان مجموعه اشعار : دلسروده ها ، تحتِ عنوان صحیفه عرفان
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : بهارینه ی انقلاب
بهارینه ، إنقلاب ، می سُرایَمَت
سُگواره ی عشق ِ ناب می سُرایَمَت
میدان ِ رُباعی ِ ژاله بام ِ تو
خُرداد ِ پر إلتهاب می سُرایَمَت
مهدی عرفانیان

عنوان شعر دوم : نقره فام ِ عشق
ای تنها نشسته در ذورقِ امید
سرخی ِ شفق ، لحظه ، لحظه ی نَوید
کجاست؟ تا جزایر نقره فام ِ عشق
أمواج آرام ، پی در پی ، آمد پدید
مهدی عرفانیان

عنوان شعر سوم : غزل ِ خون ِ دل
خون ِدِل درجام ِ دل خواهیم خورد
در سَراشیبی و قِل خواهیم خورد
یک غزل چایی با طعم ِ نَعنا
صد غزل باعِطر ِ حِل خواهیم خورد
شاپَرک های زِرَنگ و باهوش :
شَهد ِگل را همچو ژِل خواهیم خورد
چون گُل ِ سُرخ رنگ ِ عشق و پَرچم
بَرق ِ چَشم ِفازُ و نُول خواهیم خورد
یک کشیده بر رُخ ِ عِشق ، نَواخت
مات و مَبهوت ِ تُپُل خواهیم خورد
باخَزان ِ باور ِ پاییز ، عِشق
قَهوه را باتَمر ِ د ِل خواهیم خورد
رَنگ ِ چَشم ِ آبی و عُشاق ، د ِل
جان ِعرفان ، آب و گِل خواهیم خورد
مهدی عرفانیان
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
هنوز جوهر نقدی که بر 3 اثر ارسالی اخیر دوست عزیز ما آقای مهدی عرفانیان نوشته‌ام خشک نشده و هنوز آن نقد در سایت پایگاه نقد شعر منتظر درج‌شدن است که 3 اثر دیگر از وی برای نقدشدن به دست من رسید. یقینا دوست ما هنوز آن نقد را نخوانده است. جالب است که در کلام آخر آن نقد ـ بنابر دلایلی ـ به آقای عرفانیان پیشنهاد دادم که بعد از این (به‌صورت تمرینی) روی اشعار دو سه بیتی کار کند و بعد از سرودن، با تامل بیشتر و بازخوانی دقیق، آن‌ها را برای ما بفرستد. جالب این‌که وی حرف ما را نشنیده، به آن عمل کرد. امیدواریم به‌لحاظ کیفی نیز در این آثار اتفاقی افتاده، حتی اندک.
عنوان اثر اول آقای عرفانیان «بهارینه‌ی انقلاب» نام دارد. این اثر نه رباعی است و نه دوبیتی و نه صرفا دو بیت است. فقط قافیه‌هایش درست است و وزنش نادرست؛ یعنی هر مصراعش به یک سمت می‌رود و ساز خودش را می‌زند. همان مشکل اساسی هم که در آثار قبلی آقای عرفانیان وجود داشت، در این اثر هم وجود دارد؛ یعنی مشکل بی‌معنایی و بی‌ارتباط‌بودن اغلب مصراع‌ها و جمله‌ها. نمی‌دانم او چه اصراری دارد که اغراق‌آمیز و قلمبه حرف بزند، و اتفاقا چون از پس این کار برنمی‌آید، از همین طرفِ بام می‌افتد. مصراع‌های دوم و سوم اثر ذیل بی‌معنی هستند، اما آن دو مصراع دیگر که سعی شده عادی و معمولی حرفش را بزند، حداقل دارای اشکال نیستند. او می‌خواسته «سوگواره‌ی عشق ناب را به خرداد پرالتهاب ربط بدهد» که موفق نمی‌شود. البته اگر کمی دقت و تامل در چینش کلمات و مصراع‌ها می‌کرد، دچار این مشکل نمی‌شد. ، یا مشکلش حداقل به‌راحتی قابل حل‌شدن بود. البته الان دیگر سخت است که آن را تصحییح کنیم، اما بهلحاظ آموزشی، مختصری رویش کار می‌کنیم تا آقای عرفانیان متوجه بعضی از نکات بشود.
ابتدا به وزنش کاری نداریم و فرض می‌کنیم که وزنش درست است؛ چون واقعا در این لحظه، سرودن یک اثر موزون به مراتب راحت‌تر از موزن‌ساختن یک اثر غیرموزون است، با توجه به پیاده‌کردن معنا و محتوایی که مد نظر اوست. دوم این‌که می‌شد بیت اول را این‌گونه چید:
«خُردادِ پرالتهاب می‌سُرایَمَت
بهارینه، انقلاب، می‌سُرایَمَت
از میدانِ 15 خرداد تا بامِ ژاله
ای راه عشقِ ناب می‌سُرایَمَت»
یا می‌توان اینگونه شروع کرد که وزنش هم درست است:
ای جانِ انقلاب! به‌جان می‌سُرایَمَت
روحِ بهارِ ناب! به‌جان می‌سُرایَمَت
عنوان اثر دوم هم «نقره‌فامِ عشق» است که با این مصراع سالم شروع می‌شود:
«ای تنها نشسته در زورقِ امید»

سالم از این لحاظ که این مصراع دارای یک معنای معمولی است، اما وزنش نادرست و غلط است، مثل کلمه‌ی «ذورق» که درستش نوشته شد.
باز هر مصراعِ این اثر نه تنها به‌لحاظ وزنی که به‌لحاظ معنایی هم هر یک به‌سویی و سمتی می‌روند:
«ای تنها نشسته در ذورقِ امید
سرخیِ شفق، لحظه، لحظه‌ی نَوید
کجاست؟ تا جزایر نقره‌فامِ عشق
امواج آرام، پی‌درپی آمد پدید»
با این وضع، به‌نظر من، آقای عرفانیان بهتر است در طول یک ماه به ‌صورت تمرینی و آزمایشی حدود 15 اثر دو سه بیتی کار کند و بعد از سرودن، خوب روی آن‌ها تامل کند و بعد آن‌ها را تصحیح کند و سپس طی سه مرحله آن‌ها را برای پایگاه نقد شعر بفرستد. اگر هیچ نشانی از دقایق و ظرایف شعری در آثارش بود، چه خوب، وگرنه بهتر است دیگر برای همیشه شعر را کنار بگذارد و به سراغ کاری دیگر یا هنری دیگر برود؛ چرا که بیش از این دیگر وقت که نه، بلکه عمر تلف‌کردن خواهد بود.
عنوان اثر سوم نیز «غزلِ خونِ دل» است؛ اثری که در آن گوینده حتی یک لحظه فکر نکرده که این مصراع دوم از بیت اول تنها به درد یک کار فکاهی می‌خورد که آن را در مطلع یک اثر جد کاشته است؟!:
«در سَراشیبی و قِل خواهیم خورد»
یعنی کلمه‌ی «قِل» کاملا این بار طنز را در خود دارد که ویروسش یک مصراع را که هیچ، حتی شعاعش یک اثر جدی را به فکاهه (اگر می‌شد که خوب می‌شد) که هیچ، به یک اثر مضحک تبدیل کند. البته در اثر آقای عرفانیان باتوجه به طبیعت شوخی که در بیت دوم وجود دارد و در آن سخن از «یک غزل چایی با طعمِ نَعنا» است و «صد غزل با عِطرِ حِل»، می‌رفت که این فکاهه‌شدن کمی تعدیل پیدا کند، اما قافیه‌های بعدی و بعضی از مصراع‌هایی که در ادامه آمده‌اند، کاملا ناامیدکننده بود.
بهتر است همان آخرین پیشنهاد مرا آقای عرفانیان عزیز اجرایی کند، انشاالله که اتفاق خوبی بیفتد و گرنه به نفع اوست که شعر را ببوسد و برای همیشه کنارش بگذارد. چون هرکس در جایی و در کار استعداد دارد که باید کشفش کند، حتی در سن 50 سالگی. با آرزوی موفقیت برای آقای عرفانیان.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.