انتخاب ها و پرداخت ها




عنوان مجموعه اشعار : چشم تو
شاعر : امین رهی


عنوان شعر اول : می بارد
بیا بیا که هوا عاشقانه می بارد
به پای تو دل من صد ترانه می بارد

به روی شانه ی من هر دقیقه غم هایت
ببین ببین که چه سان بی بهانه می بارد

همیشه بر سر هر وعده ام وفا کردم
وفای من به رهت صادقانه می بارد

هواست ابری و دل تنگ آسمان حالا
چگونه بارش غم را به خانه می بارد

به روی سینه ی من داغ عشق توست هنوز
از عشق تو همه جایم نشانه می بارد

همیشه درد و غمت ای پری، نمی فهمی؟
درون سینه ی من قاتلانه می بارد
امین رهی

عنوان شعر دوم : می بارد
بیا بیا که هوا عاشقانه می بارد
به پای تو دل من صد ترانه می بارد

به روی شانه ی من هر دقیقه غم هایت
ببین ببین که چه سان بی بهانه می بارد

همیشه بر سر هر وعده ام وفا کردم
وفای من به رهت صادقانه می بارد

هواست ابری و دل تنگ آسمان حالا
چگونه بارش غم را به خانه می بارد

به روی سینه ی من داغ عشق توست هنوز
از عشق تو همه جایم نشانه می بارد

همیشه درد و غمت ای پری، نمی فهمی؟
درون سینه ی من قاتلانه می بارد
امین رهی

عنوان شعر سوم : می بارد
بیا بیا که هوا عاشقانه می بارد
به پای تو دل من صد ترانه می بارد

به روی شانه ی من هر دقیقه غم هایت
ببین ببین که چه سان بی بهانه می بارد

همیشه بر سر هر وعده ام وفا کردم
وفای من به رهت صادقانه می بارد

هواست ابری و دل تنگ آسمان حالا
چگونه بارش غم را به خانه می بارد

به روی سینه ی من داغ عشق توست هنوز
از عشق تو همه جایم نشانه می بارد

همیشه درد و غمت ای پری، نمی فهمی؟
درون سینه ی من قاتلانه می بارد
امین رهی
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزل دوست عزیز جناب امین رهی، پیش از بررسی غزل ایشان چند اثر دیگری که در پایگاه نقد شعر توسط همکاران عزیز نیز نقد شده بود را مطالعه کردم و ویژگی های مشترکی در این غزل و شعر های دیگر شعر یافتم، همین ابتدا اگر بخواهم با شاعر عزیز راحت باشم باید بگویم سه چهار سال شاعری شاید سابقه ی زیادی محسوب نشود اما برای آزمودن آزمون های اولیه کافی ست، و حالا انتظار می رود با جنبه ی جدی تر از غزل مواجه شویم، منتقد و مخاطب آگاه اینکه شما وزن و قافیه را می شناسید امتیازی برای شعر شما محسوب نمی کند وقتی معماری ساختمانی را بنا می کند اینکه آن ساختمان در و پنجره و بامی داشته باشد امتیازی برای معمار محسوب نمی شود ، وزن و قافیه هم در غزل همین حکم را دارند نبودنشان نشان بی تجربگی و خامی شاعر است اما رعایت شان فی نفسه حسنی محسوب نمی شود و تازه بعد از این رعایت است که مخاطب یا منتقد وارد جهان شعر می شود.
در نگاه من غزل جناب رهی در همان مرحله رعایت متوقف شده است، من به عنوان مخاطب و منتقد این شعر مایل بودم بیشتر مضامین و بهره گیری های شاعر را درک کنم و آن جاست که آسیب آغاز می شود،
بیا بیا که هوا عاشقانه می بارد
به پای تو دل من صد ترانه می بارد

از همین مطلع، با پذیرش تاکید بر آمدن، هوا می بارد خود جمله ی سنجیده نیست اما باز هم از مصرع دوم بهتر است دل من به پای تو صد ترانه می بارد ، این جمله کاستی های زیبا شناسی و زبانی دارد که نشان می دهد شاعر تا چه میزان در قفس وزن و قافیه گرفتار است،
به روی شانه ی من هر دقیقه غم هایت
ببین ببین که چه سان بی بهانه می بارد
در این بیت نیز شاعر تصویر باریدن غم بر شانه را که بسیار زیباتر از آن بارها گفته شده را بیان کرده است، باریدن غم که مقصود شاعر از گریه کردن است و تناسب آن با شانه در کنار قافیه کم اثر بی بهانه بیتی ساده را شکل داده است.
همیشه بر سر هر وعده ام وفا کردم
وفای من به رهت صادقانه می بارد
در مصرع دوم این شعر کلمه رهت بسیار بی تناسب است در محوریت زبانی غزل چون سایر کلمات در شکل متداول و ساده و امروزی خود استفاده شده اند و تنها به خاطر وزن راهت را شاعر به صورت رهت آورده است. باریدن وفا در ره نیز خود تصویر غریب و نازیبایی ست
در سه بیت پایین تر نیز ایراداتی از جنس همین ایرادات بالا وجود دارد در مجموع بزرگترین ایراد این شعر سنگینی ردیف است و شاعر تلاش موثری در بهره گیری از ردیف می بارد نداشته است.
از محاسن این شعر نیز می توان به روانی اثر از حیث وزن و تسلط شاعر بر کلام در سطح عادی اشاره کرد

در ادامه مسیر برای جناب رهی آرزوی توفیق دارم

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
امین رهی » سه شنبه 28 مرداد 1399
درود و مهر جناب سلیمانی عزیز ممنون که خواندید و نوشتید از شما خیلی آموختم به سلامت و بهروز بمانید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.