حضور همزمان حشو و ایجاز




عنوان مجموعه اشعار : راه چشمه
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
برخاستن خاک،
ناگاه پروانه سیاه
در گورستان روستا

عنوان شعر دوم : ۲:
باد می رود،
میان ویرانه
صدای گریه

عنوان شعر سوم : ۳:
کتابها را از من می گیری
پریشان می شوم،
راه چشمه را نشانم بده!
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای کوتاه و باید گفت بسیار کوتاه شما، نشان دهندۀ توجه شما به ساختن تصویرهایی است که زاییدۀ کشف و تحرک تخیل شماست. اینکه به تخیل شاعرانۀ خود اجازه می دهیددر مسیرها و حوزه های مختلف و در فضاهایی جدید وارد شود، به خودی خود قابل توجه است و نشان می دهد که راه درستی در شعر پیدا کرده اید اما اصرار بر ایجاد بیش از حد و نیز توجه نداشتن به ایجاد درست و لازم هردو می تواند شعرهایی مانند شعرهای شما را که براساس یک جرقۀ تصویری ایجاد شده اند، دچار آسیب کند. گاهی یک تصویر برای اینکه ضربه ای عاطفی و حسی ایجاد کند، نیاز به تعمیق و شرح بیشتر دارد. مثلاً در شعر دوم خونسردی و بی طرفی زبانی شاعر که به خودی خود می تواند یک حسن باشد، باعث شده است شعر از نظر معنایی و حسی بیش از حد خنثی باشد. اینکه مشخص نیست این صدای گریه از کجا می آید و ربطش به ویرانه چیست، باعث می شود مخاطب دقیقاً نفهمد که موضع حسی اش در برابر شعر چه باید باشد. در برابر، جاهایی شعر به جای ایجاد یک موقعیت حسی، دست به کلی گویی زده است و از این طریق راه را بر مخاطب برای هم حسی با شاعر از دست داده است. برای مثال :
کتابها را از من می گیری
پریشان می شوم
چرا باید از گرفتن کتاب ها، پریشان شد. آیا پریشان شدن یک فعل کلی و خنثی نیست؟ اگر پریشان شدن، به جای توصیف نمایانده می شد، و دلیل منطقی و یا عاطفی برایش در شعر بود؛ شعر می توانست مخاطبانش را با خود همراه کند اما در شکل فعلی مخاطب نمی فهمد رابطۀ میان گرفته شدن کتاب ها، پریشان شدن و نشان دادن راه چشمه چیست؟ این از آن شعرهایی است که ایجاز به معنا لطمه زده است برخلاف شعر اول که کلمۀ ناگاه در آن حشو است و ناگاه بودن حضور پروانه در ساخت شعر کاملاً آشکار است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.