چه خبر شد؟




عنوان مجموعه اشعار : دفتر آیینی
شاعر : غلامرضا مهدوی


عنوان شعر اول : چه خبرشد
.
حیف از آن حال خوشی کز تو سِـپَرشد چه خبرشد؟

دل تو درکف معشوق دگرشد چه خبرشد

درِ میخانه گشودند و خُـمِ باده مهیّا

قدح وجام ز دست تو به دَرشد چه خبرشد

ای گرفتار، گرفتار، گرفتارِهواها

دلت آلوده چرا جای دگرشد چه خبرشد

نازِ معشوق تورا خواند ولی غمزه نمودی

ازقضا هردوبَرِ گوشِ تو کرشد جه خبرشد

همه ذرّات جهان سَـیرِ الی الله نمودند

شب یلدای تودرخواب سحرشد چه خبرشد

ساقی سیم تنان عشوه کنان سوی توآمد

غافل ازخود شدی وعُمرهَـدَرشد، چه خبرشد

به زرِ ناصره بفروخته ای یوسف خودرا

سروکار تو به بازار دگر شد چه خبر شد

خانه ی دل بتکان مهدوی آزاد و رها شو

وه که گوش تو کروهوش پکرشد چه خبرشد

دست تقدیر تورا در سخن وانجمن آورد

شعرتراز اثرت زیر وزبرشد چه خبرشد

مهدوی


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهم داشت به غزلی از جناب غلامرضا مهدوی، شاعر پیشکسوت که از تسلط شان بر لوازم غزل پیداست بسیار در این راه قلم فرسایی کرده اند.
به ظاهر هم همه چیز خوب و منطقی‌ست، بارز ترین حسن این غزل وزن خوش آهنگ و ردیف جذاب آن است. اما نکته ی اصلی از همین منطقی بودن ایجاد می شود. من از غزل جناب مهدوی با این لوازم خوش ساخت انتظار اتفاقات و خلاقیت های ویژه تری دارم، یعنی وقتی شاعری تا این حد به لوازم آگاهی دارد بهتر است از آن ها در جهت ساخت محصول نوآورانه تری بهره ببرد.
یک ایراد کلی به ردیف این شعر البته وارد است، نه به خود ردیف به کارکردی که شاعر از ردیف کشیده است در بسیاری از بیت ها چه خبر شد؟ به جای چه شد؟ استفاده شده است، شاید در نظر اول این ایراد قدری سختگیرانه به نظر بیاید، اما می خواهم بگویم وقتی ما از یک ردیف استفاده می کنیم همانگونه که باید ظرفیت ها و کارکرد هایش را بشناسیم باید عناصری که ردیف را سست می کنند هم برای ما قابل اهمیت باشد، چه خبر شد با چه شد تفاوت دارد ، یا باید به کارکرد خبر در آن دقت شود چه خبر شد سوال از اتفاق ناگهانی تری ست، یعنی حیرت گوینده در این سوال بیشتر از این است که فی المثل بپرسد چه شد؟ این ایراد در بسیاری از ابیات این غزل وجود دارد، و شاید این قدری استحکام و قوت ردیف را زیر سوال می برد.
حیف از آن حال خوشی کز تو سِـپَرشد چه خبرشد؟
دل تو درکف معشوق دگرشد چه خبرشد
به واقع معنای مصراع اول را درست متوجه نمی شوم، یا شاعر می خواسته بگوید حیف از حال خوبی که از تو سپری شد یا در راه تو سپر شد، در هر حالت نارسایی در کلام و ضعف تالیف مشهود است حتی اگر معنا چیز دیگری هم باشد این شکل نوشتن درک مصرع را دشوار ساخته است.
درِ میخانه گشودند و خُـمِ باده مهیّا
قدح وجام ز دست تو به دَرشد چه خبرشد
معنا باز هم کامل نیست، هر چند نارسایی اش از بیت اول کمتر است، ثانیا در این بیت حذف فعل در مصرع اول قدری دارای اشکال است اگر شاعر می گفت /در میخانه گشودند و خم باده/ درست بود اما آن مهیا قدری حذف فعل را با اشکال همراه کرده است.
ای گرفتار، گرفتار، گرفتارِهواها
دلت آلوده چرا جای دگرشد چه خبرشد
آن سه گرفتار مصرع اول باید جوابی در مصرع دوم داشت که البته ندارد جواب مصرع دوم بیشتر به گرفتار هوا بودن است و دنبال هوس رفتن. اما تاکید در مصرع اول بر گرفتار بودن است. ثانیا آن چرای مصرع دوم با توجه به سوال پایان مصراع می توانست نباشد اما این را هم در نظر می گیریم که چه خبر شد در پایان این مصراع ها می تواند سوالی هم نباشد و یعنی چه اتفاق عجیبی افتاد که در آن صورت قدری نازیبا و البته غیر ضروری به نظر می رسد.
نازِ معشوق تورا خواند ولی غمزه نمودی
ازقضا هردوبَرِ گوشِ تو کرشد جه خبرشد
هر دو بر گوش مقصود همان گوش است و مابقی اضافه ی‌ست که به ضرورت وزن آمده است، شاعر می خواسته بگوید آن دم که ناز معشوق تو را خواند گوش تو کر شد.
همه ذرّات جهان سَـیرِ الی الله نمودند
شب یلدای تودرخواب سحرشد چه خبرشد
با آن که آن قدر ها شب یلدا در این بیت پشتوانه ی معنایی برایش ساخته نشده ولی همینقدر که بگوییم در طولانی ترین شب سال نیز خواب بودی کافی ست، بیت بیت جاندار و زیبایی ست.
ساقی سیم تنان عشوه کنان سوی توآمد
غافل ازخود شدی وعُمرهَـدَرشد، چه خبرشد
معنا سست است و چیزی به معنای بیت اضافه نمی کند، حرف ساده ای که در ابیات بالا نیز در همین راستای و با کلمات و تصویر های دیگر آمده است.
به زرِ ناصره بفروخته ای یوسف خودرا
سروکار تو به بازار دگر شد چه خبر شد
بیت زیبا و شسته و رفته ای ست هر چند باز هم چیزی به معنای شعر اضافه نمی کند.
خانه ی دل بتکان مهدوی آزاد و رها شو
وه که گوش تو کروهوش پکرشد چه خبرشد
من مصراع دوم را از آن جهت نارسا می دانم که می توان با پرداخت بهتر همین معنی را آورد.
دست تقدیر تورا در سخن وانجمن آورد
شعرتراز اثرت زیر وزبرشد چه خبرشد
اگر خطا نرفته باشم شاعر در این بیت می گوید شعر تر تحت تاثیر شعر تو ای مهدوی تغییر کرده است. آن قدر که من می دانم شعر تر یعنی شعر طراوات بر انگیز و امیدوار کننده فی المثل آن جا که حافظ می گوید کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ با این حساب باز هم نارسایی در کلام را شاهدیم.

در مجموع به شاعر عزیز عرض می کنم بهتر است قدری جدی تر به ویرایش مجدد غزل هایشان بپردازند و بعد از سرودن ساده از کنار شعر نگذرند، همچنین از اینکه شاعری با این سن و سال شعرشان را در محک نقد قرار می دهند به ایشان تبریک عرض می کنم.
با آروزی موفقیت برای ایشان.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
غلامرضا مهدوی » یکشنبه 01 تیر 1399
سلام و درود بر شما جناب آقای سلیمانی از اینکه هدیه ای از وقت ارزشمند خود را به نقد شبه سروده ی حقیر ارزانی داشتید بسیار سپاسگزار و ممنونم به نکات استادانه و واقعیتهای خوبی اشاره فرمودید که به دیده ی منت پذیرا هستم و می آموزم اگر در مخیله ی فرسوده ام بگنجد و در آینده بکار گیرم. پایدار و سرفراز و موفق و پیروز باشید عزیز

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.