وقتی اصل به حاشیه می رود




عنوان مجموعه اشعار : قطاری که ریل نداشت
شاعر : دانیال طاهرخانی


عنوان شعر اول : قطاری که ریل نداشت
ریشه ام بر روی آب به امید دمیدن در خاک
همچون ماهی در تنگ به امید رقص در موج
بادبادک رفت بدون نخ
آرزویش داشتن نخ
آرزوی داشتن نان برای شب
داشتن قبر برای مرگ
خورشید را بدون دَم
خاک را بدون نَم
خانه را بدون زَن
آتش را بدون تَب
صدای قطار می‌آید از دور
هوا گرم است،برف می آید
ترس دارم از صدای سوت قطار
چون که
ریلی ندارد شهر ما

عنوان شعر دوم : ....
.....

عنوان شعر سوم : .....
....
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر شما از جهتی قابل توجه است و آن توجهی است که به ایجاد نوعی موسیقی داشته‌اید. شما سعی کرده‌اید با استفاده از ظرفیتی که قافیه ( بهتر است بگوییم چیزی شبیه قافیه یا شبه قافیه) در زبان ایجاد کرده است، علاوه بر کامل کردن معنای مورد نظر؛ شعر را در حوزه ی موسیقی ارتقا ببخشید.
بادبادک رفت بدون نخ
آرزویش داشتن نخ
آرزوی داشتن نان برای شب
داشتن قبر برای مرگ
خورشید را بدون دَم
خاک را بدون نَم
خانه را بدون زَن
آتش را بدون تَب
این ظرفیت سازی در شعر و توجه به ارتقای فرمی آن، خوب و شایسته است اما شرط مهم برای اینکه این تکنیک به شعر کمک واقعی کند این است که شعر از ساختار منسجمی برخوردار باشد. مشکل اصلی شعر شما این است که پاره پاره و پراکنده شده است. شما برخی کشف ها را در شعرتان دارید اما به جای اینکه بر این کشف های تصویری متمرکز شوید و مرکزیت شعر را بر آنها بنا کنید، سعی کرده اید با بازی با واژگان و استفاده مسلسل وار از شبه قافیه، شعر را نجات دهید. شعر شما در صورتی نجات پیدا می کند که این چنین سطر هایی در آن:
ترس دارم از صدای سوت قطار
چون که
ریلی ندارد شهر ما
که ظرفیت تصویری و حسی خوبی دارد، مرکز توجه شما در سرودن باشد اما شما این کشف های شعری را به حاشیه برده اید و بیشترین انرژی خود را صرف پیدا کردن قافیه کرده اید، به همین دلیل شعر نتوانسته است از ظرفیت هایی که خود ایجاد کرده است، بهره مند شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.