ساده انگاری یا ساده نویسی!




عنوان مجموعه اشعار : ترانه.م۲
شاعر : سيد شهريار موسوى


عنوان شعر اول : آسمون بارونی
مثلِ آتیشِ توی جنگلِ شهر؛
میسوزونه همه رو شعلهء قهر

وقتِ آشتیِ دو تا کفترِ عشق؛
خون نمیجوشه دیگه دفترِ عشق

مثلِ پروازِ تنِ رنگین کمون؛
توی آسمونه بارونی بمون

آسمون بال و پر و وا میکنه
توو خودش ابرارو هم جا میکنه

میباره دونه دونه بارونِ عشق
میکاره دونه دونه از دونِ عشق

ماهِ شب زل میزنه توی چشام
میذاره خواب و توی سفرهء شام

مثلِ پروازِ تن رنگین کمون؛
توی آسمونه بارونی بمون

#سید_شهریار_موسوی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به مثنوی کوتاهی از جناب سید شهریار موسوی که با زبان محاوره سروده شده است، و البته که شاید ترانه هم نام بگیرد، من چند باری در این پایگاه و جلسات نقد گفته ام که این قبیل آثار در یک بلاتکلیفی ذاتی به سر می برند، در درجه اول زبان شکسته ی آنها و زلالی و روانی مفهوم و دوری از پیچیدگی های شاعرانه به مخاطب این گونه می فهماند که این اثر قرار است با موسیقی همراه شود، در درجه دوم ارائه اثر به شکل مکتوب و ادعای مستقل بودن اثر ما را به این منطق می رساند که این یک شعر با زبان محاوره است.
در شعر معاصر ما کمتر شاعرانی با شعر محاوره مطرح شده اند، دقیق تر بخواهم بگویم هیچ کس! البته که در دهه نود چند شاعر جوان کتاب هایی را با ادعای شعر محاوره بودن منتشر کردند که از قضا چند اثر قابل تامل بود، ولی هنوز برای این که در این شکل نوشتاری ثباتی ببینیم زود است.
اگر داعیه ی سراینده ترانه بودن است پس در نتیجه ما به کل باید معیار و مولفه های نقد شعر را کنار بگذاریم چرا که اصلا و ابدا به کار نمی آیند، در آن صورتی با اثری مواجهیم که دارای زبانی ساده و صمیمی، دوری از تخیل های شاعرانه و البته روانی در مضمون و زمزمه پذیر بودن را داراست، همه ی این ها امتیازات مثبت اثر جناب موسوی ست، البته از آن جایی که خوشبختانه در سال های اخیر آشنایی بیشتری با حوزه موسیقی و آهنگسازی پیدا کرده ام باید به جناب موسوی عرض کنم، اگر به نیت ترانه بودن این اثر را سروده اید مادامی که با موسیقی تلفیق نشود نه تحسین کارسازی را در پی خواهد داشت و نه نقد جدی، که اگر اجرا هم بشود دیگر منتقد آن اثر من نیستم، و باید ترانه سازان و آهنگسازان در خصوص این کار نظر بدهند. ولی با همان دانش اندک می خواهم بگویم برای ساده نوشتن مضمون های زیبا این اثر کمی ناپخته به نظر می آید، فضا ها قدری تکراری ست و البته که ویژگی موسیقیایی ممتازی نیز برای آهنگسازی در اثر به چشم نمی خورد.
این از ترانه بودن، حالا می خواهیم این اثر را به عنوان شعری محاوره در نظر بگیریم، بگذارید تلقی خود را از شعر محاوره آشکار تر بگویم، اثری که تنها وجه ممیزه اش با شعر معیار شکستگی زبان باشد شعر محاوره است. یعنی تمام مولفه های توفیق و آسیبش با شعر یکی باشد، آن وقت این اثر جناب موسوی را می توان فارغ از اجرای موسیقیایی و به عنوان یک اثر مستقل مورد بررسی قرار داد، نکته ی مشهود در تعریفی که اشاره کردم برای شعر محاوره دیگر اجرای موسیقی نیست، ولو که اگر اجرا هم بشود چیزی از ماهیت آن کم نمی کند، ننه دریا شاملو یا آهای خبردار منزوی شعر های محاوره اند، حال اجرا شدنشان هم ممکن است به توفیقاتی در شنیده شدن این آثار کمک کرده باشد، ولی بدون موسیقی هم مستقل اند، اینکه خواننده سنتی یا پاپ امروز غزلی از حافظ را بخواند ماهیت شعر بودن آن اثر را تغییر نخواهد داد. اما اینکه شبه ترانه ای را بخواهیم به عنوان شعر بررسی کنید طبعا ما را با کاستی هایی در متن مواجه خواهد کرد.
مثنوی هفت بیتی جناب موسوی با وزن (فعلاتن فعلاتن فعلن) و با داعیه رعایت وزن و قافیه در شئوناتی می خواهد شعر بودن خود را به مخاطب اثبات کند، اما جدای از ایرادات کوچک وزنی و زبانی، مهمترین ایراد این اثر ساده انگاری آن است.
مثلِ آتیشِ توی جنگلِ شهر؛
میسوزونه همه رو شعلهء قهر
وقتِ آشتیِ دو تا کفترِ عشق؛
خون نمیجوشه دیگه دفترِ عشق
مثلِ پروازِ تنِ رنگین کمون؛
توی آسمونه بارونی بمون
آسمون بال و پر و وا میکنه
توو خودش ابرارو هم جا میکنه

ماهِ شب زل میزنه توی چشام
میذاره خواب و توی سفرهء شام
مثلِ پروازِ تن رنگین کمون؛
توی آسمونه بارونی بمون

اگر در ابتدای این سروده قید می شد شعر نوجوان است باور می کردم، تصاویر و ترکیب ها به شدت ساده، کلی و فاقد ویژگی های فردی شاعرانه است، وزن هم که مثنوی ست و طبعا دست شاعر برای خلق مضمون باید باز بوده باشد.
میباره دونه دونه بارونِ عشق
میکاره دونه دونه از دونِ عشق
وزن در این مصرع قدری نامتوازن است و برای خوانش آن باید میباره و میکاره را تند بخوانیم، البته که در جلسات در مقابل آثاری که به نام ترانه خوانده می شوند این قبیل ایرادات را بی اهمیت می دانند در حالی که اگر این اثر داعیه شعر موزون بودن را دارد باید به قواعد پایبند باشد.
در کل در این اثر کمتر با شاعرانگی فردی مواجهیم و این بزرگترین آسیب این مثنوی ست، امیدوارم جناب موسوی با قدرتی که در قلم دارند در حوزه شعر محاوره و معیار آثار ارزشمند تری را خلق کنند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.