موجز و کوتاه‌تر باید




عنوان مجموعه اشعار : شب
شاعر : محمد یوسفی فیروزجائی (تخلص:یوسف)


عنوان شعر اول : شب
   شب

   شب غرق سکوت است
   هنگام عبور است
   در جاده و دیوار فقط حسرت نور است
   هر کوچه که پیداست اسیر شب تاریک جنون است
   در سایه ی هر رهگذری رنگ فسون است
   مهتاب گرفته
   در سایه ی ابهام زمین خواب گرفته
   شبتاب گرفته
   در مرگ شب و بهت فرورفته ی مهتاب گرفته
   بی تاب گرفته
   از مردگی مانده ی مرداب گرفته
   مردم پی یک مرده ی بی جان به تابوت
   در ظلمت این جاده ی مبهوت
   شلّیک شده بر دل و جان نغمه ی باروت
   الفاتحه خواندند بر آن مردم مسکوت
   از ظلمت جالوت
   این مردم خونین جگر عالم ناسوت
   در این شب کابوس
   هنگامه ی خفاش و کلاغانِ به سالوس
   با ناله و افسوس
   فریاد زنند گمشدگان در شب منحوس
   در لانه ی محبوس
   با بال کبوتر برسد شعله به فانوس
   در گوش جهان، گوش جهان، گوش جهان، هلهل ناقوس
   پیچید
   در گوش جهان زمزمه ی عید
   با وحشت و تردید
   بارید
   بر زنده یِ زندانیِ در معبدِ تبعید
   پاشید
   یک غسل ز پیمانه ی تعمید
   بر جان و دل و روح و روان نغمه ی امّید
   تابید فلق پرتوِ نوری به شب تار
   بر پرده ی اسرار
   عشّاق به دور تو و تو نقطه ی پرگار
   ای یوسف دل ها بِشِکن این شب بیمار ...

   خیره است نگاهم
   افسوسم و آهم
   ای مهرم و ماهم
   من چشم به راهم، من چشم به راهم، من چشم به راهم ...


شب ـ محمد یوسفی

عنوان شعر دوم : ــــ
ــــــــــ

عنوان شعر سوم : ــــ
ـــــــــ
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
آقای محمد یوسفی فیروزجائی، متخلص به «یوسف»، شعری به‌نام «شب» را برایمان فرستاده که یک شعر نیمایی است. اگرچه این اثر «بحر طویل» نیست که افاعیلش پشت سر هم بیایند و یک‌نفس خوانده شود؛ اما چندان هم جای نفسگیری برای خواننده‌اش باقی نمی‌گذارید. هرچند که بحر طویل هم در طولِ مطوّلِ خود، چند جایی را برای نفس‌کشیدن دارد. علاوه بر این، وزن شعر شب نیز از جمله وزن‌هایی است که در بحرطویل بسیار کاربرد دارد.
خوب است برای شناخت ظرفیت‌ها و ظرافت‌های وزن شعر نو نیمایی و تفاوت‌هایش با بحر طویل و ترانه و قالب‌های شعر فارسی به کتاب «بدعت‌ها و بدایع نیمایوشیج»، اثر تحقیقی اخوان ثالث مراجعه کنیم. در این کتاب حتی درباره‌ی نوع قافیه‌بندی یا قافیه‌گذاری در اشعار نیمایی نیز شرح مبسوطی داده شده است؛ درباره‌ی انواع قافیه‌ها و نقش موسیقایی آن‌ها و نیز حد فاصله‌ی طبیعیِ ‌قافیه‌ها از هم. چون که اخوان توضیح می‌دهد که چطور بسیاری یا زیادی قافیه در یک شعر نو نیمایی ممکن است حتی تاثیر منفی داشته باشد؛ یعنی به‌جای ایجاد موسیقی و لذتی که مخاطب می‌تواند از آن ببرد، این زیادی و بسیاری قافیه‌ها سبب تنافر مخاطب شده و تبدیل به ضد موسیقی. کاری که دوست ما در اثر بلند خود «شب» انجام داده است.
در واقع، بسیاریِ قافیه در شعر شب آقای یوسفی، نشانه‌ی آگاهانه عمل‌کردن شاعر است. چون که قافیه‌بندی در شعر نو نیمایی الزامی نیست و همین الزامی‌نبودن، شاعر را به‌سمت طبیعی عمل‌کردن نیز پیش می‌برد؛ یعنی به‌سمت آوردن قافیه‌هایی به‌اندازه. حال وقتی ما با شعر پرقافیه‌ای در شعری نیمایی روبه‌رو می‌شویم، اولین فکری که می‌کنیم، مصنوعی عمل‌کردن شاعر است.
شاید گفته شود «پرقافیه‌شدن یک شعر، به‌خصوص اشعار کلاسیک، ممکن است از سر شیدایی و شیفتگی و مستی عارفانه‌ی شاعر باشد که در حالت بی‌خودی، کلمات و سطرها بیش از عادی‌شدن، به موسیقی دچار شده‌اند و یکی از جلوه‌های موسیقی نیز قافیه‌پردازی مضاعف است، آنگونه که در بسیاری از غزل‌های مولانا این قافیه‌پردازی مضاعف بسیار دیده می‌شود. یعنی وی علاوه بر رعایت قافیه‌بندی معمول، بین مصراع‌های یک غزل نیز دست به ایجاد قافیه‌های دیگر می‌زند و با آن‌ها به شور و موسیقای‌ترشدن شعر می‌افزاید و با این‌گونه اشعار، شور و شیدایی و مستی شاعر نیز آشکار می‌گردد و لحظات ناب و قرار داشتن شاعر در ناخوداگاه و چه و چه آشکارتر می‌شود...»:
«یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگه‌دار مرا
شور تویی، نور تویی، دولتِ منصور تویی
مرغ کُهِ طور نو، خسته به منقار مرا...»
بنابراین، هم می‌توان پرقافیه‌بودن را حمل بر آگاهانه عمل‌کردن دانست که نتیجه‌اش مصنوعی‌شدن شعر است و هم برعکس، می‌توان آن را طبیعی و برآمده از شور ناخودگاهی دانست و نتیجه‌اش را شعر طبیعی و ناب.
اما شعر شب آقای یوسفی نشانه‌هایی دارد که نشان می‌دهد قافیه‌پردازی‌های افراطیِ او، برخلاف مولانا، حاصل آگاهانه عمل‌کردن اوست. زیرا در درجه‌ی اول، این شعر از پراکندگی رنج می‌برد. در نهایت هم مشخص نیست که شاعر چه چیزی را در نظر داشته که می‌خواسته بیان کند یا حداقل آن را با احساس خود القا کند. مثلا در شروع شعر، بعضی از بدیهیات را می‌پذیریم؛ چرا که می‌پنداریم شاعر برای شروع یک شعر بلند و تقریبا روایی خود نیاز به یک مقدمه‌ی چند خطی دارد؛ پس وقتی می‌گوید:
«شب غرق سکوت است
هنگام عبور است
در جاده و دیوار فقط حسرت نور است
هر کوچه که پیداست اسیر شب تاریک جنون است
در سایه‌ی هر رهگذری رنگ فسون است...»
می‌پذیریم؛ اما در همین مقدمه هم خیلی از سطرها و جملات و کلمه‌ها اضافی و زاید و حتی بی‌معناست؛ «شب غرق سکوت است»،
درست، «در جاده و دیوار فقط حسرت نور است». این «حسرت نور در جاده» را باید نشان بدهد، حالا نه، حداقل در جایی از شعر؛ اما این‌که بگوییم «دیوار هم در حسرت نور است»، معنایی ندارد. جاده نور لازم دارد» و می‌توانیم آن نیاز را به حسرت تشبیه کنیم اما دیوار، آن هم در موازی با جاده، چه نیازی به نور دارد؟
باز هم این حرف شاعر را که «کوچه هم اسیر تاریکی شب است»، به حساب مقدمه و زمینه و آماده‌کردن مخاطب برای رسیدن به حرف، پیام، نگاه، افق و احساسی بزرگ‌تر می‌پذیریم، به‌شرطی که در نهایت، یکی از این‌ها را به مخاطب نشان دهد. کوچه اسیر تاریکی است، حالا چرا اسیر تاریکی جنون است. پس این را هم به حساب طلب ما از شاعر می‌گذاریم. در سطرهای بعدی هم «جنون تاریکی کوچه» احساس شود و همین‌طور «در سایه‌ی هر رهگذری رنگ فسون» و... اما در ادامه، شاعر را دچار مطول‌گویی می‌بینم که از «مهتاب گرفته» شروع می‌شود تا... بعد شعر خواب‌آلوده پیش می‌رود و «مردم به‌دنبال یک تابوت در این جاده» هستند و باقی سطرها همه گنگ و ناروشن و بی‌ارتباط با هم. با تخفیف هم که فرض کنیم، و این ارتباطی را دور از ذهن و سخت با هم، باز باید گفت: «مگر کار شاعر معما طرح‌کردن است؟؛ آن هم از آن دست معماهایی که تازه پس از حل‌کردنش چیزی نسیب حل‌کننده هم نشود. و این یعنی سالی که نکوست از بهارش پیداست. هرچند که من شعر شب را از اول تا آخر خواندم و با توجه با اشعار گذشته آقای یوسفی، انتظار بیشتری از او داشتم.
پیشنهاد می‌کنم، دوست عزیز شمالی‌ام اشعارش را کوتاه بسراید و موجز؛ حتی شعرهای تقریبا کوتاه روایی هم می‌توان گفت. منتظر دیگر اشعار این شاعر بااستعداد شمالی هستیم.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.