ترانه و ترانگی




عنوان مجموعه اشعار : آواژه=آوا+واژه=ترانه‌
شاعر : سین. قاف


عنوان شعر اول : بکش سیگارتو تا ته!

تو تقدیر ما آدم‌ها
یه جاهایی باید رد شد
یه جاهایی رو باید
بر خلاف اعتقادت
یک کمی بد شد!

آره مثل یه نخ سیگار
بکش این دردو تا آخر
باید دودش کنی دردو
که نابودش کنی دردو
نمونه جاش به جز یک ذره خاکستر!

باید تا انتها رفت و
دوباره باز از نو ساخت
آره گاهی برای بُرد
باید قبلش شدیدا باخت !

تموم کن بازیو با باخت
بکش سیگارتو تا ته
برو رد شو از این تعلیق
رها شو دیگه از این درد
رگ احساستو اینبار
بزن با تیزی یک تیغ!

بیا شلیک کن این بار
به سمت روح مجروحت
باید از مرگ هم رد شی
عزیزم خوب بودی که
غم دنیا نصیبت شد
باید یک بار هم بد شی!

باید یک بار هم بد شد
و دیگه از غم و این غصه‌ها رد شد!

✍️: سین. قاف
❄️: زمستان 97
نقد این شعر از : مهدی بهار
همیشه وقتی صحبت ترانه به میان می آید ناخودآگاه تصویری از دهه ۴۰ و ۵۰ قرن معاصر در ذهنم نقش می بندد.برای من که در آن دوره حتی به دنیا نیامده بودم.

این دو دلیل می تواند داشته باشد:

۱.دلیل اول که به ذهن همه می رسد اینست که در آن دهه ترانه های زیبایی سروده و اجرا شدند که ماندگار شدند و هنوز که هنوز است بر زبان مردم جاری ست و آن را زمزمه می کنند.

۲.دلیل دوم که نظر شخصی من است،اینست که آن ترانه ها در کنار حرفهای مردم آن دهه ها،تصاویر همان دوران را در خود داشته و با به هم آمیختن کلام و تصویر ، هم خود را ماندگار کرده اند ، هم تصویری از آن دوره را.
این درحالی ست که هنوز هم تصاویر آن ترانه ها زیبا و به روز و عمیق هستند.و ترانه توانسته بود دست مخاطب عام را گرفته و به ادبیات غنی گذشته ما نزدیک و با آن آشنا کند.نه اینکه خود را برای مردمی و بازاری شدن،به زیر سطح ادب بکشد و تنها با چندین کلام موزون(حتی غیر موزون) نام ترانه برخود بنهد و صرف اجرا شدن با چند نت که چینشی غیرخلاقانه دارند به بازار عرضه شوند.
شما حتی اگر به ترانه های بقول معروف کوچه بازاری آن دوران هم نگاه کنید،شاهد ترانه های بهتری نسبت به مارکت امروز این سیاه بازار پاپ و رپ و ... هستید.

با این مقدمه می پردازیم به ترانه ارسالی س.ق از خراسان رضوی. ایشان "مفاعیلن" را به صورت دوری انتخاب و مصرعها را با افزایش یا کاهش تعداد مفاعیلن کوتاه و بلند کرده اند.وزنی که به مکالمه روزمره زبان پارسی نزدیک است و با کوتاه و بلند کردن تعداد افاعیل ارتباط با مخاطب را به سادگی میسر میسازد.و شاعر را مجبور به حذف یا اضافه ی یک بند برای رسیدن به تعداد مشخص هجاها نمی کند.


تو تقدیر ما آدم‌ها
یه جاهایی باید رد شد
یه جاهایی رو باید
بر خلاف اعتقادت
یک کمی بد شد!

در ابتدا میبینیم که نحوه چیدمان بندها بهتر بود که از مصرع سوم به بعد در یک خط نوشته می شد تا پیوستگی وزنی و نحوی ترانه رعایت بشود:

یه جاهایی رو باید بر خلاف اعتقادت یک کمی بد شد

نکته مهم دیگر در همین بند ابتدایی عدم تطابق ضمیر فعل لازم "شد" با ضمیر متصل "ت" در "اعتقادت" می باشد.که بایست رعایت شود.
حالا اگر به جای فعل "شد" از "شی" استفاده میشد این تطابق اتفاق می افتاد و جمله درست درمی آمد:


تو تقدیر ما آدم‌ها
یه جاهایی باید رد شی

یه جاهایی رو باید برخلاف اعتقادت یک کمی بد شی!

در بند بعد دو ایهام وجود دارد که ایهام زیبایی نیست و تکلیف مخاطب را در مهربانی یا خشم ترانه مشخص نمی کند:

آره مثل یه نخ سیگار
بکش این دردو تا آخر
باید دودش کنی دردو
که نابودش کنی دردو
نمونه جاش به جز یک ذره خاکستر!

مخاطب نمی داند آیا درد بکشد یا سیگار؟(این نصیحت دوستانه است یا نفرین دشمنانه )
بعد ناگهان میبیند باید درد را دود(نابود) کند.اما این دود کردن معلوم نیست از بین بردن درد است یا لذت بردن از دود کردن سیگار.بعد می ماند که درد را تا آخر بکشد یا سیگار را. در آخر هم که چیزی جز خاکستر از درد نباید بماند. اما "جاش" ایهام دیگری متبادر می کند که ناخودآگاه به جای زخم سیگار فکر میکند که ماندگار است.
در ادامه ترانه شاعر فلسفه و دیدگاه خود را به شکل نصیحتی پرخاشگرانه به مخاطب شعری اش ارائه می دهد و چیزی جز دو سه تصویر معمولی ی سیگار را تا ته کشیدن ، با تیغ رگ احساس را زدن و یک شلیک به روح زخمی اتفاق دیگری در شعر نمی افتد.
برای اینکه درک بهتری از تصویر در ترانه به دست بیاوریم به دو نمونه اشاره میکنم:

۱.کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده ی شَهره
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهره

افشین یداللهی

تصویر: کوچه ای که بدون حضور تو رگ خشکیده ی شهر است
کوچه ها و خیابانها شریان و رگهای یک شهر هستند و نبودن تو در این کوچه ها این رگ را خشک می کند.(پس تو مثل خون زندگی بخش هستی برای این کوچه)

۲.نگا کن!
مرده ها به مرده نمی‌رن

حتی به
شمع جون سپرده نمی‌رن

شکل فانوسی‌ین
که اگه خاموشه

واسه نفت نیست؛هنوز
یه عالم نفت توشه

شبیه نبودن مرده ها به مرده و
به شمع جان سپرده (تمام شده)شبیه نبودن ، و شکل فانوس پر نفت خاموش بودن نشان از بیهوده تلف شدن جوانان و مردم است که هنوز میتوانستند زنده باشند و نور بدهند تا نفتشان ته بکشد و خاموش شود.

این دو ترانه که با تصویر زیبا و گویا حرف و فلسفه ذهنی شاعر را به مخاطب منتقل می کنند توانسته اند با استفاده از فنون ادبی و آرایه و تمثیل ،ترانگی خود را ثابت کنند و زمزمه شوند.
سین قاف باید برای القای تفکری که در ترانه خود میخواهد انتقال دهد به تصویرسازی و ربط خیالی تصویر با کلام(ارتباط افقی)در بند بپردازد و با ایجاد روال منطقی و روند طبیعی کلام در کل شعر(ارتباط عمودی) یک ترانه منسجم را پرورانده و شخصیت شعری ترانه ی خود را محکم کند.

منتقد : مهدی بهار

متولد هفتم تیرماه۱۳۵۹ شاعر،ترانه سرا ، منتقد ، ویراستار و خواننده شروع فعالیت ادبی از سال ۱۳۷۷ کارشناس ادبیات



دیدگاه ها - ۲
سین. قاف » چهارشنبه 18 تیر 1399
از نقد و نظرات شما استفاده کردم جناب بهار... از شما سپاسگزارم.
مهدی بهار » شنبه 21 تیر 1399
منتقد شعر
زنده باد.منتظر خواندن اشعار جدید شما هستم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.