دلخسته و رنجور و خدایی




عنوان مجموعه اشعار : دریا به دریا
شاعر : محمد کاظم نورانی


عنوان شعر اول : بخواهی و نخواهی
دلسردم و دلخسته و رنجور و خدایی
دلگیرم و دلخور شده از وصل و جدایی
زندانی موهای پریشان تو هستم
در من غزلی هست به دنبال رهایی
ای کاش تو باشی و شلوغی خیابان
مستی و غزلخوانی و آن زلف طلایی
با نم نم باران خیابان تو بخندی
آهسته بگویی که هوایی ست دوتایی
می خواهمت و راه رسیدن به تو بن بست
می خواهمت ای یار بخواهی و نخواهی

عنوان شعر دوم : ...
....

عنوان شعر سوم : ....
.....
نقد این شعر از : آرش شفاعی
صحبت کردن دربارۀ یک شعر از یک شاعر، سخت است چون آینۀ تمام نمای تجربه های ادبی و شعری او نیست. در یک شعر، شاعر ممکن است به دلیلی مانند ردیف یا قافیه دچار مشکلاتی شود که در شعر دیگر از آنها رهایی داشته است به همین دلیل آنچه دربارۀ یک شعر، گفته می شود قابلیت تعمیم به کلّ تجربه های شاعرانۀ یک شاعر ندارد.
از همان اول شعر و بیت مطلع شروع کنیم:
دلسردم و دلخسته و رنجور و خدایی
شاعر با استفاده از چندین صفت سعی دارد، حالات خود را وصف کند. خود استفاده از صفت، نشان دهندۀ ضعف در زبان است. شاعری که از صفت زیاد استفاده کند، شاعر موفقی نیست بلکه شاعری موفق است که بتواند توصیفات خود را به صورت عینی و ملموس ( و نه صرفاً با استفاده از یک صفت کلی) بیان کند. حالا اگر در همین استفاده از صفت هم صفتی بی ربط استفاده شود که این ضعف دوچندان خواهد شد. دلیل استفاده از صفت خدایی چیست؟
باز در بیتی دیگر:
ای کاش تو باشی و شلوغی خیابان
مستی و غزلخوانی و آن زلف طلایی
بیت می توانست بیت خوبی باشد به شرطی که تمهیدی تصویری برای موهای طلایی پیدا می شد. آیا صفت طلایی جز برای قافیه پرکردن در این بیت، استفاده دیگری دارد؟ باید میان عناصر تصویری بیت و طلایی بودن موها نسبتی وجود داشت تا این ضعف به وجود نیاید.
در این بیت هم:
با نم نم باران خیابان تو بخندی
آهسته بگویی که هوایی ست دوتایی
کلمۀ «تو» کاملاً حشو است.
موفق باشید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.