معایب خوب بودن




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : فردین اَروانه


عنوان شعر اول : .
آغشته به سطر سطر دفتر ‌، رویا
در خانه و در نگاه و در سر رویا
تنهایی و تیره بختی من را باش
دستم به تو می رسد ولی در رویا

#فردین_اَروانه


دنیای مرا سیاه نقاشی کن
شبهای بدون ماه نقاشی کن
نقاش! برای من که از حرف پرم
یک خانه کنار چاه نقاشی کن

#فردین_اَروانه

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به دو رباعی از جناب فردین اَروانه که اگر اشتباه نکنم پیش تر در مورد غزلی از ایشان یادداشت نوشته بودم، آن جا هم خاطرم هست که از طبع روان و نکته سنجی که در شعر دارد به وجد آمده بودم، با توجه به سن و سال شاعر و همچنین سابقه کمی که در سرودن دارد حقیقتا این آثار نوید بخش فردای روشنی برای شاعر است.
اما همانطور که در نقد پیش تر هم گفته بودم شاعر به سبب قریحه خوب ممکن است در دام آفاتی هم بیفتد، در این دو رباعی هم این اتفاق منجر به سهل انگاری های کوچکی شده است که قطعا برطرف کردن آن ها برای شاعری با این قریحه نباید چندان دشوار باشد، همین جا این هشدار را به شاعر عزیز می دهم که اگر خود را مجاب به برطرف کردن سهل انگاری هایش نکند در ادامه راه شاعری سهل انگار باقی خواهد ماند، همانطور که امروز در میان شاعران افراد خوش قریحه ای هستند که بعد از سال ها شاعری هنوز با سهل انگاری های کوچک دست در گریبان اند و عیار شعرشان را همین کوتاهی ها متاثر می سازد.
دو رباعی سالم، روان و البته با ضربه پایانی هستند، اما برای نقد موشکافانه تر اینها کافی نیست.
آغشته به سطر سطر دفتر ‌، رویا
در خانه و در نگاه و در سر رویا
تنهایی و تیره بختی من را باش
دستم به تو می رسد ولی در رویا

در این رباعی عبارت سطر سطر باید باری داشته باشد در غیر اینصورت ضرورتی به حضورش نیست. من انتظار داشتم از این سطر سطر استفاده بشود که نشد، مضافا بر اینکه در مصرع بعد خانه و نگاه و سر آمده و اگر در مصرع اول همان دفتر هم می آمد تناظر درست تری بود.
در خصوص من را پیش تر هم صحبت شده است. صرفنظر از همه نقد های مبتنی بر مسائل علمی به باور من وقتی مرا در شعر موزون زیباست من را قدری تصنعی و نازیبا به نظر می آید به همین یک دلیل (نازیبایی) به نظرم شاعر باید در استفاده از آن دقت بیشتری به خرج بدهد.
دنیای مرا سیاه نقاشی کن
شبهای بدون ماه نقاشی کن
نقاش! برای من که از حرف پرم
یک خانه کنار چاه نقاشی کن
اگر من به جای شاعر بودم آن نقاش را از مصرع سوم حذف می کردم، به باور من بسیار اثر جامعیت عاطفی تری به خود می گرفت. چون وقتی شاعر می گوید نقاش! یعنی ویژه دارد با یک نقاش صحبت می کند و مخاطب دیگری نمی تواند داشته باشد. در حالی که می تواند آن که نقاشی می کند هر کسی باشد.
در مصرع دوم طبق فرم مصرع اول انتظار یک را مفعولی بعد از شب ها احساس می شود یعنی دنیای مرا سیاه نقاشی کن شب های مرا بدون ماه نقاشی کن.

در مجموع هر دو رباعی خوب و قابل قبول است، و نشان دهنده سطح بالای استعداد شاعر عزیز است، برای او آرزوی موفقیت دارم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.