دوره ی گذر از مقدمات




عنوان مجموعه اشعار : بگذر از ما
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : سرو گیسُوانم
هم از تو راه باشد بر هر بهار هستی
هم از که راه شاید بر هر کنار هستی/

شاید به ما خدا راهی دور گفت دریا
دریا بساز ما را بی بند و بار هستی/

از کودکی بپرسم تا جام را ببینم
گفتش به سرسری اما از تبار هستی/

هر نور ماه تابان بر خون خویش گریان
از حق گذشت باران بر کوله بار هستی/

از برگ و باد مشکی دارم هراس طوفان
از درد و زخم کشتی برگیر و دار هستی/

محنت ز پاک بس کن ای سروِ گیسوانم
تا در زوال باشد مو بر گذار هستی/

عقرب ز نیش داند باید زدن به دشمن
دشمن ز نوش عاشق از زنده دار هستی/

آخ این که شد صدا در فریاد واگَراها
آه این که من شدم ،آخر پند دار هستی/

عنوان شعر دوم : .....
....

عنوان شعر سوم : .....
....
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزل دوست جوان جناب سید رضا محمود هاشمی که از عمر شاعری و شکل سرودن شان مشخص است در ابتدای راه قرار دارند، باید به ایشان بگویم همین که در میان این همه مشغول زرق و برق دیگر سرودن را انتخاب کرده اند یعنی چند پله برای شاعر بودن جلوتر از دیگران اند، از شعرشان هم پیداست که تسلطی نسبی بر قافیه و ردیف و وزن دارند و همه ی این ها امیدوار کننده است.
حال با دوست شاعرمان چند نکته ی جدی تر را در میان می گذارم: اول اینکه چه سرودن و چگونه سرودن هر دو در یک اثر دارای اهمیت اند، قبل از چگونه سرودن شاعر باید موضوع و موضع خود را یکدست کند و به این فکر کند که حرفی که می زند چه میزان آگاهی دهنده و خلاقانه است، شاعر باید پیرامون خود را درست بشناسد تا بتواند برای مخاطب پیرامونی خود اثری خواندنی خلق کند، بعد از چه سرودن چگونه سرودن مهم است و چه بسا مهم تر، شاعر باید سوار بر کلمات باشد، شاعر خالق اثر است و خالق تحت تاثیر مخلوق راه خود را تغییر نمی دهد، نکته ی دوم این است که بهره گیری از کلمات همانقدر که کمک کننده است می تواند آفت ایجاد کند، اگر کلمه ای در جای خود استفاده نشود بی شک نبودنش از بودنش بهتر است، زیرا مخل دریافت و ادراک خواهد بود و نکته ی سوم این که ما در غزل مان وزن را رعایت کنیم و قافیه و ردیف درست داشته باشیم به این معنی نیست که شعر گفته ایم، ما تنها لوازم را در اختیار داریم و حال باید با این لوازم اثری مطلوب خلق کنیم.

در غزل دوست شاعرمان به ظاهر همه چیز درست است، اما با کمی دقت اختلالات وزنی هنگام خوانش ذوق مخاطب را کور می کند.
شاید به ما خدا راهی دور گفت دریا
دریا بساز ما را بی بند و بار هستی/

ما برای اینکه وزن این شعر را درست بخوانیم (مفعول فاعلاتن، مفعول فاعلاتن) مجبوریم راهی را دو تکه کنیم و را در نیم مصراع اول و هی را در نیم مصراع دوم بخوانیم، درست است که با این خوانش وزن رعایت می شود اما بسیار نازیباست و کلام را هم نارسا می کند، این اتفاق در چند مصرع دیگر نیز افتاده است.
گفتش به سرسری اما از تبار هستی/
---
آه این که من شدم ،آخر پند دار هستی/

از بحث وزن بگذریم ردیف هم آن چنان شعر را یاری نمی کند یعنی در خیلی از بیت ها هستی مثل گزاره ای کلی و بی تاثیر تنها خودنمایی می کند و به راحتی با کلمات دیگری مثل دنیا قابل تعویض است، همین که ما می توانیم ردیف را به آسانی تعویض کنیم یعنی ردیف خوبی نداریم.

از حیث سلیس بودن معنا هم این شعر دارای ایرادات بسیاری ست در خیلی از بیت ها اساسا یا معنی دریافت نمی شود یا مخاطب باید خود بخشی از راه را برای درک بپیماید، وقتی می گویم شاعر باید موزون بیندیشد یعنی این که باید بدون کمترین تصرف در زبان معنایی را که مدنظر دارد انتقال دهد.

در پایان باید به شاعر عزیز بگویم با جدی گرفتن مباحث تئوری و بیشتر نوشتن قطعا آینده بهتری در انتظارش خواهد بود.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
سید رضا محمود هاشمی » دوشنبه 30 تیر 1399
سلام ممنونم. نکاتی را که گفتید سعی میکنم در اثر های بعدی جبران کنم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.